• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 139
  • بازدید دیروز : 207
  • بازدید این هفته : 1085
  • بازدید این ماه : 4218
  • بازدید کل : 1013374
  • ورودی موتورهای جستجو : 6996
  • تعداد کل مطالب : 370


عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

متن کامل شصت و سومین شماره ماهنامه آزما
بازديد : iconدسته: آرشیو

متن کامل شصت و سومین شماره ماهنامه آزما را در اینجا مشاهده کنید.

فهرست مطالب ماهنامه آزما شماره ۶۳

 

در اینجا بخشی از مطالب این شماره از آزما را مشاهده می‌کنید:

بازخوانی آخرین نوار کراپ

نگاهی به کارنامه بازیگری و آخرین حضور هارولد پینتر بر صحنه تئاتر

شعله آذر

 

هارولد پينتر برنده جايزه نوبل و نويسنده آثار ارزشمند ادبي در كمتر از دو ماه پيش در گذشت جدا از داستانها و نمايشنامه‌هاي پينتر كه براي خواننده مخاطب ايراني آشناست. پينتر وجوه ارزشمند ديگري نيز به‌عنوان يك هنرمند را دارد كه كمتر به آن پرداخته شده از جمله بازيگري، كارگرداني تئاتر و سرودن شعر در مطالبي كه براي اين بخش تهيه شده به معرفي بيشتر پينتر شاعر و پينتر بازيگر پرداخته.

 

آخرین نوار کراپ، تصویر مانده‌گار ساموئل بکت از کهنسالی و  حرمان های آن است که بکت در سال ۱۹۵۸ نوشت. بکت با این نمایش تک پرده ای و تک شخصیتی از وسوسه های اغراق در شخصیت پردازی، طنز و زبان عبور کرد و آخرین نوار کراپ نمایشی شد در اوج ایجاز و ساده‌گی که نشان دهنده جهت گیری تازه بکت در نمایش نامه نویسی بود.

کراپ پیرمرد ۶۹ ساله ای است خراب و ژولیده که در اتاق ژولیده تری روی ضبط قدیمی اش خم شده و به صدای جوانی اش گوش می دهد، عادتی که گویی در سالروزهای تولدش تکرارمی شود. بازیگر بکت در اتاق نیمه تاریک سرگردان است. راه می رود، دور میز می گردد و گاه به سراغ موزهایش در کشوی میز می رود و با آداب مخصوصی مشغول خوردن می شود. کراپ با شنیدن نوار، خود قدیمی اش را به مسخره می گیرد، گاه به یاد گذشته اشک می ریزد و گاهی از خشم به میز می کوبد.

ولی هارولد پینتر که در سال ۲۰۰۶ نسخه تازه ای از آخرین نوار کراپ را به صحنه برد، مخاطب را با کراپ دیگری آشنا می کند: کراپی نشسته بر صندلی چرخدار. فرم تازه پینتر تأثیر انکارناپذیری بر بیننده دارد. کراپ پیر که مثل روح تنها و وامانده ای در تیرهگی ملال انگیز سحرگاه و در اتاقی نیمه مخروبه و گنجه ای پر از دست نوشته های غبارآلود است، بیننده را به دام خود می اندازد. کراپ پینتر نسبت به نسخه اصلی بکت و حتی نسخه ای که آتوم آگویان با بازی جان هارت ساخته، حس دلسوزی و تسلی کمتری بر می انگیزد و درواقع از سانتی مانتالیسم کمتری برخوردار است.

در آغاز نمایش، هارولد پینتر را می بینیم که در سکوتی طولانی به رو به رو خیره شده. از گردش در اتاق و بازی با موزها خبری نیست. کراپ وقتی نوار مورد نظرش را در جعبه پیدا می کند، باقی نوارها را با خشم دیوانه واری به زمین پخش می کند. کراپ ۳۹ ساله یادآور می شود که به حرف های کراپ ۲۹ ساله گوش می داده و به نظرش خیلی مسخره آمده. حالا کراپ ۶۹ ساله به حرف های همزاد ۳۹ ساله اش با تمسخر  و تردید گوش می دهد و حتی وقتی به ماجرای قایق می رسد، نسبت به خوشبختی از دست رفته احساسات چندانی از خود نشان نمی دهد. در خوانش های دیگر، مثلاً همین نسخه “آگویان”، کراپ وقتی به این قسمت می رسد، ضبط را در آغوش می گیرد و غرق در احساس است. ولی کراپ پینتر به آن عشق سودایی تنها پوزخندی می زند.

این ویژه‌گی ها نه تنها قدرت پینتر را در بازیگری و بازخوانی اثر نشان می دهد بلکه گویای حقیقت متن اصلی نیز هست. کراپ سالخورده که خود جوان ترش را هیچ قبول ندارد، او را غرق در رویاهای خام جوانی و احساسات آتشین بر باد رفته می یابد. طنز تلخ پینتر ماهیت این واقعیت را پررنگ تر می کند که کراپ از مواجه با نابودی آرزوها و بر باد رفتن تمناهای جوانی وحشت دارد؛ وحشتی که تنها با حس تمسخر می تواند نشان دهد.

در دو صحنه خاص، پینتر از شانه چپ خود به تاریکی نگاه می کند، انگار که حضور مرگ را در اتاق حس کرده است. مایکل بیلینگتون، زنده‌گی نامه نویس پینتر می نویسد: «بی تردید حس قوی و رعب آور این دو صحنه تا مدت ها با بیننده خواهد ماند.» این آخرین حضور پینتر روی صحنه است و غیرممکن است که وضعیت جسمی بحرانی خود پینتر را بشود از حس مرگ و فناپذیری ای که شخصیت روی صحنه تجربه می کند، از یکدیگر جدا کنیم.

یکی از معروف ترین شخصیت های کراپ، بازیگری آلمانی بود به نام “مارتین هلد” که حس بقا و سرزنده‌گی را به بیننده القا می کرد. ولی بازی پینتر، نيهیلیسم سیاه این شخصیت را بازنمایی می کند و وقتی زمین را «گرداله سیاه کثافت» خطاب می کند به حال و هوای متن بکت بسیار نزدیک تر می شود. حتی آن جا که کراپ می گوید: «حالا آتشی در دل من است»، پینتر در سکوتی دردناک و طولانی فرو می رود، انگار صدای زنگ مرگ را می شنود که آرام آرام نزدک می شود تا دو سال بعد او را با خود ببرد.

جورج هانکا نمایش نامه نویس آمریکایی پس از دیدن آخرین نوار کراپ پینتر می گوید: «وجه اشتراک شکسپیر، بکت و پینتر این است که این سه هنرمند با شیوه ای رادیکالی، حقیقت های تلخ عصر خود را نشان داده اند و از ورطه ای نوشته اند که انسان در آن به انحطاط رفته است.» آلن کاول در نیویورک تایمز می نویسد: «ترکیب این دو نمایش نامه نویس بزرگ، تصویر منحصر به فردی از آخرین نوار کراپ به دست داده که تا دیرباز خواهد ماند». پس از پایان نمایش، پینتر با درد و رنج مشهودی می ایستد تا در میان هیاهوی تشویق تماشاگران، آخرین حضورش را در صحنه نمایش دوست قدیمی و برنده نوبل پیشین، ساموئل بکت با موفقیت به پایان ببرد. “گیلیان هانا”، بازیگر سینما و تئاتر پس از پایان نمایش می گوید: «بازی پینتر ورای بازی است. چیز منحصر به فردی در بازی پینتر در این قطعه وجود دارد که آدم را  در خودش غرق می کند، آدم را می برد به مکان حزن انگیز و یاس آوری که گویی آخرالزمان است.»

***

هارولد پینتر پس از تحصیل در رویال آکادمی هنرهای دراماتیک و مدرسه درام و سخنوری، شروع به بازی در تئاتر کرد. در اوایل دهه ۵۰ با دستمزد هفته ای شش پوند، بازیگر تور نمایشی شکسپیر در ایرلند شد و نقش های یاگو در اتللو، چارلز در هر طور میل داری، مکبث، باسانیو در تاجر ونیزی و … را بازی کرد. در سال ۵۴ با نام مستعار «دیوید بارون» دوره تازه بازیگری خود را شروع کرد و علاوه بر یک دوره کامل ایفای نقش در نمایش های شکسپیر، نقش های بسیار دیگری را به صحنه برد: جان ورثینگ در اهمیت ارنست بودن، سر ریچارد چیلتون در “شوهر ایده آل، از آثار اسکار وایلد، یا ادیپ شهریار “سوفوکل”.

پینتر در سال های پس از آن به همراه نوشتن برای تئاتر، سینما و تلویزیون و کارگردانی تئاتر به بازیگری روی صحنه و در تئاترهای تلویزیونی ادامه داد و در نمایش های خودش نیز بازی کرد. با نقش میک در” سرایدار” به روی صحنه رفت و نقش” لنی” در “بازگشت به خانه” و نقش “گلدبرگ” در “جشن تولد” را به عهده گرفت. همین طور در روزگار قدیم و شبی بیرون از خانه، زیرزمین و آثار دیگرش ایفای نقش کرد. از فعالیت های دیگر پینتر به عنوان کارگردان و بازیگر تئاتر، می توان به کارگردانی نمایش “اولئانا”ی ممت در ۱۹۹۳ و بازی در نقش دی «دکتر» در نمایش فاجعه نوشته بکت و به کارگردانی “دیوید ممت”، در سال ۲۰۰۰ اشاره کرد. معروف است که خوانش پینتر از آخرین نوار کراپ بکت و اولئانای دیوید ممت، مانند خوانش ممت از فاجعه بکت بود. هر دو کارگردان با نمایش های دیگران طوری برخورد کردند که گویی نمایش خودشان است.

پینتر از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۶ به کارگردانی و بازیگری در صحنه تئاتر ادامه داد. او علاوه بر آثار خودش، نمایش هایی از ژان پل سارتر، ساموئل بکت، رابرت شاو، دیوید ممت، مایک نیکولز، ویلیام آرچیبالد، جین استانتون، سیمون گری، جیمز جویس، رینالد رز و … را به صحنه برد؛ و بیش از ۲۰ اجرای رادیویی از آثار خودش، شکسپیر، بکت و دیگران داشت.

 

منابع:

فیلم نمایش آخرین نوار کراپ با بازی و کارگردانی هارولد پینتر

فیلم آخرین نوار کراپ با بازی جان هارت و کارگردانی آتوم آگویان

بکت. آ. آلوارز. مراد فرهادپور طرح نو ۱۳۷۴

مقاله مایکل بیلینگتون در گاردین شماره ۱۶ اکتبر ۲۰۰۶

سایت هارولد پینتر.

 

 


iconادامه مطلب


icon ثبت نظر


Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY