• شماره ۱۶۵آزما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 23
    • بازدید دیروز : 254
    • بازدید این هفته : 2517
    • بازدید این ماه : 14170
    • بازدید کل : 1961900
    • ورودی موتورهای جستجو : 14916
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    گزارش روز دهم كن ٢٠١٧
    بازديد : iconدسته: گزارش

    عاشق دوگانه ( فرانسوا اُزُن)
    يك فيلم ذهني از دريچهء روانِ يك دختر ٢٥ ساله كه جنيني دوقلو بوده و قُلِ ديگر خود را در همان دوران جنيني بلعيده و حالا همه چيز را دوگانه ميبيند. او روانكاوش را در دو شخصيت مجزا با دو اسم مختلف ميبيند و با هر دو رابطه برقرا مي كند و حامله ميشود بي كه بداند بچه از كداميك است. اين بازي رفت و برگشت ميان دو درمانگر و ديدن آن قُلِ از دست رفته در تختخواب در منزلِ مادر و همهء اين دنياي ذهني به شكلي فزاينده حاد ميشود و دل درد او هم بي امان ادامه پيدا مي كند تا مي تركد و اين ذهنيت كه كودكي خياليست اما در واقع كيستِ چركي زنانه ايست كه در رحم شكل گرفته بيرون آورده ميشود و به ظاهر همه چيز بحال عادي برميگردد. اما حالا اين خودِ تكثيرشده اش است كه شروع به مزاحمت مي كند… اين كه فيلم موفق ميشود ذهني بودن خودش را تا نزديك به پايان نگهدارد و با ظاهر هنرپيشهء زن كه شبيه ميا فارو بزك شده يادآور بچهء رزمري پولانسكي جلوه ميكند.

    دلِ تاريكي ( فاتح آكين)
    دلمشغولي اصلي اين فيلمساز مسالهء مهاجرت تركها به آلمان و تلاش آنها براي پذيرفته شدن و جذب در كشور ميزبان است اما وجود نئونازيهاي نژادپرست كه اساساً تحمل حضور بيگانه در خاك خود را ندارند كار را براي مهاجرين دشوار ميكند. قصهء اين فيلم كه به شكلي دقيق بر اساس روشهاي فيلمنامه نويسي سيدفيلد و كتابهاي ساير آمريكاييها نوشته شده زندگي يك خانوادهء سه نفري را روايت مي كند كه درگير و دار برخورد با اين نئونازيها كودك و مرد در يك انفجار از بين ميروند و زن با اينكه مجرم را ديده نميتواند در دادگاه چيزي را ثابت كند. اين است كه دست به اقدام انتقامجويانهء انتحاري ميزند و خود را همراه دو مجرم منفجر ميكند. فيلم در سه موومان روايت ميشود و از جزييات دقيق عواطف زن داغديده گرفته تا ناكارآمدي دستگاه قضايي آلمان و خودكشي بعد از فقدان عزيزترينهاي زندگي را با ظرافت بتصوير ميكشد و منطق روايت و ريتم فيلم قانع كننده است.

    تويين پيكس ( ديويد لينچ)
    يك دنيا ابهام در دنياي سرد و غيرقابل اطميناني كه مختص ديويدلينچ است. فيلم پر از شخصيت، موقعيت و حوادث نامربوط است كه البته در قسمتهاي بعدي سر و سامان خواهند گرفت. مثل هميشه كار صداگذاري و موسيقي و فيلمبرداري فيلم درخشان است. فعلاً همينطور دربسته قبول!
    سعید نوری


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY