• خشم کتاب‌فروشان فرانسوی از یک جایزه ادبی
  • علی‌اشرف صادقی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد: لازار معتقد بود که فروغ بااستعدادترین شاعر معاصر است
  • صد و سی و یکمین شماره ماهنامه آزما منتشر شد
  • چهارم شهریور ماه سالروز در گذشت مهدی اخوان ثالث
  • هر یورو هزینه برای فرهنگ، شش یورو سود دهی اقتصادی
  • «روز جهانی عکاسی» مبارک
  • علی باباچاهی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد: شعر متعهد کمرنگ نشده است طوری مطالعه می‌کنم که گویی فردا با کامو و سارتر مسابقه دارم
  • کشف فیلمنامه‌ای از استنلی کوبریک که هیچ‌گاه ساخته‌ نشد
  • رقابت ۱۰ فیلم برای تصاحب قلب جشنواره «سارایوو»
  • نقش ” خانه” در فیلم های ناصر تقوایی/ نوشته: سعید نوری
  • مزار آذریزدی همچنان در غربت بی‌توجهی مسئولان یزد
  • دلال هایی که “نویسنده” تولید می کنند!
  • کیارستمی:بدون تماشاگر خوب سینمای خوب وجود ندارد
  • گفت‌وگو با بهمن کیارستمی در دومین سالروز درگذشت پدرش «صدور حکم، پایان پرونده کیارستمی نیست»
  • برنده شدن در بوکر چه احساسی دارد.؟
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 124
    • بازدید دیروز : 407
    • بازدید این هفته : 9992
    • بازدید این ماه : 48068
    • بازدید کل : 804196
    • ورودی موتورهای جستجو : 4970
    • تعداد کل مطالب : 244


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    فرمالیسم ادبی ما باید ایرانی باشد/ گفت و گو با احمد آرام در صد و بیست و هشتمین شماره ماهنامه آزما
    بازديد : iconدسته: گزارش

    واقعیت این است که نظریات فوکو و دریدا و دیگران درواقع امر توضیحی و توصیفی بود و نه تجویزی، اما در ایران این نظریات زبان‌شناختی چه‌گونه باید شعر گفت یا قصه نوشت و به همین دلیل نوعی مخاطب گریزی در ادبیات و به ویژه شعر دهه‌ی هفتاد و هشتاد به وجود آمد آیا شما این را قبول دارید ؟

    معلوم است که تقلید صرف نمی‌تواند ما را به جایی برساند. در کشوری که هنوز شناخت درستی از مدرنیته نداریم و آقایان زیر عَلَم پسا مدرن سینه می‌زنند، و متأسفم که بگویم بعضی از نویسندگان صاحب نام گاه خود را نویسنده‌ی پسامدرن می‌دانند، این موضوع با خودش آموزه‌های غلطی را باب می‌کند. ادبیات ما در دهه‌ی هفتاد و هشتاد داشت خودش را می‌شناخت و پیدا می‌کرد، که متأسفانه موج فوکویی و دریدایی دامن آن را گرفت. حالا شما وقتی که به آن آثار در زمینه‌ی داستان و شعر نگاه می‌کنید در می‌یابید که همه فاقد اصالت ایرانی هستند، و این نگرش در تآتر ما هم اتفاق افتاده است. ما یا شدیداً مدرن می‌شویم و یا شدیداً بازاری. حد وسطی اگر باشد حال بهم زن است. در حال حاظر به سینمای ایران نگاه کنید، به سینمای گیشه، ببینید چه فجایعی به اسم فیلم سینمایی به خورد مردم می‌دهند. در ادبیات نیز همین اتفاق دارد می‌افتد و بعضی نویسندگان با انتخاب موضوعات آبکی تبدیل به بیزینس من شده‌اند. با هر حیله‌ای کتاب‌هایشان را به تیراژ بالا می‌رسانند به این گمان که می‌توانند با شهرت کاذب ماندگار شوند. خرابی از خود ماست نه فوکو یا دریدا. این که می‌گویید امر توصیفی و توضیحی را با تجویزی اشتباه گرفته‌اند دلیلش همین است.


    iconادامه مطلب

    
    icon ثبت نظر

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY