• شماره ۱۶۷ ازما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 181
    • بازدید دیروز : 955
    • بازدید این هفته : 3460
    • بازدید این ماه : 11165
    • بازدید کل : 1973511
    • ورودی موتورهای جستجو : 15101
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    قاتلانی به زیبایی یک لبخند!
    بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

    کاوه گلستان تصویرگر واقعیت بود. واقعیت هایی که هر یک حقیقتی تلخ را مثل پتک توی صورتت می کوبد و چنان به ضرب و شتاب که اثرش تا مدت ها در اعماق روحت می ماند. دوربین کاوه رو به سوی انسان داشت. زندگی انسان، رنج انسان و مرگ انسان و در یک کلام کاوه گلستان لایه های زندگی انسان را می کاوید. لایه هایی تنیده شده از شوکران. شوکران‌ گاه پیچیده در پرنیان.

    کاوه در سال های انقلاب و در سال های جنگ، بی قرار و بی امان در قفس زندگی می دوید و در پس آنچه به ظاهر  زندگی می نمود، رنج را می دید و نیستی را و شقاوت زیستن را. او در جایی گفته است: من می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشه‌دار کند و به خطر بیندازد. می‌توانی نگاه نکنی، می‌توانی خاموش کنی، می‌توانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتل‌ها، اما نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچ‌کس نمی‌تواند. من کاوه هستم. کاوه گلستان. عکاس . نه بالا و نه پایین. فقط برای ثبت حقیقت به دنیا آمده‌ام.

    کاوه روز ۱۳ فروردین ماه ۱۳۸۲ در ۱۳۰ کیلومتری کرکوک در منطقه سلیمانیه عراق که زمانی خط مقدم جنگ بود عکاسی می کرد که ناگهان  یک مین منفجر شد و نمایشگر حقیقت در نقطه صفر به تاریخ پیوست. او روز هفدهم تیرماه ۱۳۲۹ در شیراز به دنیا آمده بود. آمده بود برای ثبت حقیقت زندگی.

    عکس هایی از حقیقت زندگی، کار کاوه گلستان


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY