• پایان «شبح اپرا»، پس از ۳۴ سال اجرا/ پرفروش‌ترین نمایش تاریخ
  • کتایون مقدم: هنر زنان همیشه نادیده گرفته شده است
  • بیلی گلدنبرگ، خالق موسیقی «دوئل» درگذشت
  • لیکو قالبی قدیمی‌تر از هایکو با ظرفیت جهانی/ علاقه خارجی‌ها به لیکوهای ایرانی
  • از ادای دین به مُرده شوران تا مصاحبه متفاوتی با علی پروین
  • هوشنگ مرادی‌کرمانی: به حقوق بازنشستگی و حق التالیف کتاب‌هایم راضی‌ام
  • «کلوزآپ» کیارستمی در فهرست ۲۵ فیلم برتر خارجی سینما
  • حضور چهره‌های سرشناس در جشنواره کتاب آنلاین ادینبرا
  • کتاب‌هایی که «کرونا» دارند
  • پخش کنسرت‌های مجازی از تلویزیون می‌توانست نقطه عطفی برای صداوسیما باشد
  • اعلام نظر قطعی درباره مفقود شدن آلبوم ناصری بعد از انبارگردانی/ نشانه‌ای مبنی بر سرقت وجود ندارد
  • مرشد ترابی از آخرین یادگارهای نقّالی اصیل
  • حذفیاتی که جای دیگری منتشر شد
  • تقی‌ زاده اعدام شیخ‌فضل الله نوری را بزرگترین ضعف مشروطه می‌دانست
  • آثار منتشرشده از ارنست همینگوی پر از غلط است
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 88
    • بازدید دیروز : 193
    • بازدید این هفته : 2100
    • بازدید این ماه : 9219
    • بازدید کل : 1713808
    • ورودی موتورهای جستجو : 10545
    • تعداد کل مطالب : 2017


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    دفتر مجله «توفیق» را هم به لودر می‌سپارند!
    بازديد : iconدسته: قديمي ها

    دستگاه‌های سنگین را سوار تریلی می‌کنند، تقریبا چیزی در داخل حیاط باقی نمانده، شنیده بودیم تقاطع کوچه بخارا و خیابان صف، یکی از تحریریه‌ها و چاپخانه مجله توفیق قرار دارد و این همان ساختمان است، سر در اصلی نبش کوچه بخارا را با رنگ آبی مشخص کرده‌اند: «شرکت چاپ رنگین»…

    اتاق لخت شده مجله توفیق

    به گزارش ایسنا، در حیاط باز است وارد می‌شویم اما سرایدار به ناایمن بودن فضا اشاره می‌کند و اجازه ورود بیشتر از فضای حیاط را نمی‌دهد. نخستین تعریفی که سرایدار از ساختمان دارد را در این جمله خلاصه می‌کند: «چند سال مجله توفیق اینجا بود، دفتر حسین آقا هم این گوشه (به بخشی از ساختمان بعد از عبور از راهرو اشاره می‌کند) بود.» شاید هم می‌خواست حرف آخر را اول بزند. در و پنجره‌های طبقه بالا هم لخت شده‌اند، از سرایدار می‌خواهیم اجازه دهد چند ثانیه داخل را ببینیم، اما به بهانه احتمال آوار شدن بنا روی سرمان اجازه نمی‌دهد.

    تا این‌که بخت‌ یارمان می‌شود، تلفن‌اش زنگ می‌خورد و در نبودش می‌توانیم از فضای پشتی بنا یکی دو عکس بگیریم.

    دفتر مجله توفیق در تقاطع خیابان بخارا و صف

    سکونت شهردار در دفتر توفیق!

    سرایدار بین صحبت‌هایش می‌گوید «بعد از چند سال سکونت مالک که روایت‌ها آن را به یکی از شهرداران وقت تهران نسبت می‌دهند، بخشی از دفتر تحریریه توفیق در این ساختمان مستقر می‌شود و کارهای چاپ نیز همین‌جا انجام می‌شود، بعد از ان شرکت رنگین چاپ وارد ساختمان شد و بعد از چند سال کار انتشارات، فضا را به انبار تبدیل کرد و امروز با گرفتن مجوز، قصد تخریب و ساخت پاساژ در این نقطه را دارند.»  

    بین حرف‌هایش می‌پرسد اطلاعات را برای چه می‌خواهید، اصلا چرا عکس می‌گیرید، نمی‌گوییم خبرنگاریم، فقط تاکید می‌کنیم برای ثبت در تاریخ، و او با لبخند می‌گوید چیز دیگری از بنا نمانده، پنج سال پیش کجا بودید تا زیبایی‌های خانه را ببینید.

    باز هم یاد خاطراتش می‌کند و می‌گوید که «در طول سال‌هایی که این‌جا بوده شنیده که این ساختمان را حدود ۹۰ سال قبل ساخته‌اند و از اواسط دهه ۳۰ چاپخانه بود تاحدود ۲۷ سال و بعد از ان هم انبارِ چاپخانه شده است. برای تخریب چند بار میراث فرهنگی مخالفت کرد، اما شنیدم که گویا آن‌هم دارند راضی می‌شوند.»

    ساختمان مجله توفیق که بی‌توجهی دادش را درآورده

    درخواست می‌کنیم اگر برایش مسوولیتی نمی‌آورد اجازه دهد طبقه بالا را هم ببینیم، طبقه‌ای که سرستون‌های نیمه چوبی و گچی‌اش وضعیت چندان خوبی از ان را نشان می‌دهد، اما او می‌گوید به من هم گیر می‌دهند که چرا در این فضا باقی مانده‌ام، احتمال فرو ریختن هر لحظه‌اش زیاد است. اما طبقه بالا امروز دیگری نشانی از گذشته ندارد، حتی نمای داخلی‌اش هم عوض شده است. تغییرات زیادی در آن ایجاد کرده‌ایم.»

    در ورودی مجله توفیق از باغ سپه‌سالار

    پا در میانی چند نفر دیگر هم جواب نمی‌دهد و نمی‌توانیم داخل فضای ساختمان شویم. ولی به این فکر می‌کنیم که قرار است در اینده چه چیزی از نشانه‌های تاریخی باغ سپه‌سالار را حفظ و با آن تاریخ‌مان را رونمایی کنیم، تاریخِ مجله‌ی توفیق چه می‌شود؟

    سردر مجله توفیق از فضای داخلی آن

    سید احمد محیط طباطبایی – پژوهشگر تهران – هم نسبت به اتفاقی که قرار است برای دفتر مجله توفیق رخ دهد، نگران است.

    او به ایسنا می‌گوید: این که خیابان صف را پیاده‌راه کنیم اما همه خیابان تبدیل به فضاهای نوسازی شود، اصلا در شان این خیابان تاریخی نیست، آن‌هم وقتی خیابان را پیاده‌راه کرده‌ایم تا مردم در کنار خریدهای خود بخشی از تاریخ را ببینند، دیگر قرار است آن‌ها چه چیزی را به چشم ببینند.

    موزه کفش در خیابان صف

    وی با بیان این‌که ساختمان سر خیابان بخارا، به یک روایت متعلق به دفتر مجله توفیق است و از سوی دیگر معماری خاصی دارد، اظهار می‌کند: حتی مدیریت شهری با توجه به خرید و فروش کفش در این خیابان، می‌تواند این فضا را به موزه کفش تهران تبدیل کند و به نوعی هم افزایی فرهنگی به وجود آورد.

    محیط طباطبایی با تاکید بر این‌که این ساختمان شاید در همه‌ی خیابان صف، تنها بنای باقی مانده به شکل کامل است، ادامه می‌دهد: باید  حفاظت از آن در اولویتِ وظایف شهری قرار بگیرد، چون جزو بناهای واجد ارزش شهر تهران است.

    فضای بیرونی نشریه را با کانکس‌های و عناصر اضافه پوشانده‌اند تا شاید زیاد جلب توجه نکند

    نشریه توفیق، هفته‌نامه فکاهی و طنزآمیز فارسی‌زبان کشور با حدود نیم قرن فعالیت از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۵۰ خورشیدی بود. این مجله در شب‌های جمعه منتشر می‌شد و در تاریخ طنز مطبوعاتی ایران یک نام معتبر و مؤثر شناخته می‌شود.


    iconادامه مطلب

    
    icon ثبت نظر

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY