• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 93
  • بازدید دیروز : 416
  • بازدید این هفته : 2222
  • بازدید این ماه : 8307
  • بازدید کل : 1061222
  • ورودی موتورهای جستجو : 9102
  • تعداد کل مطالب : 1268


عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

فیلم‌اولی‌های سیمرغ‌دار دهه۹۰ چه می‌کنند؟/پرکارها و فراموش‌شده‌ها
بازديد : iconدسته: سینما

مروری بر فهرست برگزیدگان سیمرغ بهترین فیلم اول در جشنواره فیلم فجر طی دوره‌های گذشته از دهه ۹۰ حایز نکات جالبی درباره سرنوشت این استعدادها در سینمای ایران است.

خبرگزاری مهر: جایزه «بهترین فیلم اول» از دوره سوم به ویترین جوایز جشنواره فیلم فجر اضافه شد و بخش «فیلم‌های اول» مثل دیگر ارکان جشنواره در این سال‌ها، هر چند وقت یک بار دچار تغییراتی شده است. سیمرغ این بخش که در دوره‌های اخیر عنوان «نگاه نو» برای آن انتخاب شده است، یک بار به فیلم‌های اول و دوم تعلق گرفت، یک بار تنها به فیلم‌های اول اختصاص پیدا کرد، یک بار آن را با بخش سودای سیمرغ تلفیق کردند، یک بار جایش را اضافه دیده‌اند و کلاً از خیرش گذشتند و در مواردی هم نام آن را تغییر دادند! هر سال هم قوانین مربوط به آن تغییر پیدا کرده است.

گفتنی‌ها درباره سیمرغ فیلم‌های اول کم نیست به ویژه در دو سه ساله گذشته که چالش بازتعریف کارگردان «فیلم‌اولی» و دوگانه پروانه «سینمایی یا ویدئویی» نیز رخ نمایی و حواشی این بخش را دو چندان کرده است.

نکته مهم اما این است که بر خلاف بیشتر جشنواره‌های معتبر دنیا که برگزیدگان بخش فیلمسازان جوان، یا استعدادهای نو مورد حمایت ویژه مادی و معنوی قرار می‌گیرند تا استعداد آن‌ها کشف و پرورش داده و روی پروژه بعدی آنها در بخش تبلیغات و… سرمایه‌گذاری می‌شود در معتبرترین جشنواره ما این استعدادهای بعد از مدتی فراموش می‌شوند و استعدادشان زیر تلی از معادلات پیچیده مدفون می‌ماند، مگر آنکه سرمایه‌گذاری خود وارد گود شود و برمبنای محاسبات اقتصادی روی آن‌ها «سرمایه‌گذاری» کند!

در واقع در این سی و هفت دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر هنوز هدف اصلی از اضافه یا کم شدن این بخش مشخص نشده و گویا برای زینت بخشیدن به باکس نمایش آثار است. به این ماجرا باید این موضوع را هم اضافه کرد که سیاستگذاری‌ها طی دوره‌ها و دولت‌های مختلف دچار تغییر و طبعاً این بخش هم در خلال این تغییرات دستخوش تحول هم شده است.

با همه این تفاسیر این بخش همچنان یکی از بخش‌های مورد علاقه فیلمسازان جوان است. دو روز مانده به برگزاری آئین اختتامیه سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر و اهدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش «نگاه نو» به یکی دیگر از کارگردانان بااستعداد سینمای ایران، مروری بر سرنوشت فیلم‌اولی‌هایی داشته‌ایم که طی سال‌های گذشته از دهه ۹۰ این توفیق را کسب کرده و در همان گام اول فیلمسازی، سیمرغ بلورین به آن‌ها روی خوش نشان داده اما هریک سرنوشت متفاوتی پیدا کرده‌اند

سال ۹۰؛ سی امین دوره جشنواره فیلم فجر

در سی امین جشنواره فیلم فجر ارکان مختلف «فیلم‌های اول» مورد قضاوت قرار گرفت به طوری که سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن و بهترین دستاورد فنی هنری هم به فیلم‌های این بخش تعلق گرفت. در همین سال بود که سیمرغ بهترین فیلم بخش فیلم‌های اول به «گیرنده» به کارگردانی مهرداد غفارزاده و تهیه کنندگی محمد قهرمانی رسید؛ فیلمی که با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شده بود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «حاج صمد راننده وانت کارخانه‌ای در شهرستانی دور افتاده و کوچک است که در پی اتفاقی مأموریتی مهم می‌یابد. او در حین انجام این مأموریت، با اتفاقات گوناگونی روبه رو می‌شود و بارها در تنگناهای دشوار انتخاب قرار می‌گیرد.»

مهرداد غفارزاده کارگردان «گیرنده»

مهرداد غفارزاده بعد از کسب این جایزه، «دریا، ماهی و پرنده» را ساخت که توانست جایزه بهترین فیلم «موندنس» و جایزه بهترین فیلم هیأت داوران نوجوان از سی امین جشنواره فیلم بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص دهد اما نتوانست اقبالی در میان مخاطبان داشته باشد و در جشنواره‌های داخلی هم روی خوشی به آن نشان داده نشد.

«دریا، ماهی و پرنده» اتفاقاً در سی و سومین جشنواره فیلم فجر در بخش «هنر و تجربه» هم به نمایش درآمد اما دستاوردی برای کارگردانش نداشت.

این فیلم درباره «نوجوانی ۱۷ ساله به نام احسان است که نه توانایی تکلم و نه توانایی شنیدن دارد بدون ارتکاب جرم در مرکز بازپروری نوجوانان بزهکار در یک منطقه محروم به سر می‌برد. احسان چند بار تلاش به فرار از مرکز بازپروری می‌کند اما…»

محمد قهرمانی تهیه‌کننده «گیرنده» هم یک سال بعد «فرشتگان قصاب» را ساخت که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما هیچگاه نتوانست رنگ اکران را ببیند تا آنجا که سازندگان این اثر تصمیم گرفتند «فرشتگان قصاب» را به تلویزیون ببرند. قهرمانی در همان سال در گفتگو با خبرگزاری مهر عنوان کرد: «با توجه به اینکه هدف اصلی سرمایه گذاران این فیلم سینمایی دیده شدن آن توسط مردم بوده و به بازگشت سرمایه آن توجه نمی‌کنند، ترجیح داده شد برای بهتر دیده شدن آن را در تلویزیون که ده‌ها میلیون مخاطب دارد پخش کنیم. چرا که این روزها مردم با سینما آشتی نکرده‌اند و همین مسئله سبب می‌شود تا کمتر به سینما بروند.»

فرشتگان قصاب

«فرشتگان قصاب» ماجرای گروهی صهیونیستی را روایت می‌کند که در قالب صلیب سرخ در افغانستان به قاچاق اعضای بدن می‌پردازند و در این میان دست به انفجارهای ساختگی می‌زنند.

البته دیگر فیلم او با نام «گام‌های شیدایی» به کارگردانی حمید بهمنی هم در سال ۹۱ ساخته شد که بعد از گذشت چند سال بالاخره در سال نود و هفت به نمایش درآمد و تنها فروشی ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را برای صاحبان این فیلم به ارمغان آورد تا نام محمد قهرمانی را به عنوان یکی از شکست خورده‌های عرصه اکران در چند سال گذشته ثبت کند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «جولیا به خدمت ارتش ایالات متحده درآمده و تلاش دارد مدارکی که در حین انجام وظیفه در این کشور به دست آورده به دوست خبرنگار خود برساند. در جریان این اتفاقات یکی از پرده‌های سناریو آزادسازی عراق به تصویر کشیده می‌شود.»

در سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر رضا عطاران هم برای «خوابم می‌آد» سیمرغ بهترین کارگردانی را دریافت کرد. بازیگری که پیش از این امتحانش را در در عرصه فیلم‌های طنز پس داده بود. او این بار کارگردانی و بازیگری را توأمان تجربه کرد تا فیلمش به یکی از آثار موفق این دوره از جشنواره تبدیل شود.

این فیلم که در ابتدا «هیچکس فرشته نیست» و «رضا هرگز نمی‌خوابد» نام داشت در سال ۹۱ توانست با اقبال مخاطبان مواجه شود و فروشی بالغ بر سه میلیارد تومان را رقم بزند. یکی از نکات جالب این فیلم حضور اکبر عبدی در نقش یک زن بود. عبدی سال‌ها پیش در فیلم «آدم برفی» هم نقش آفرینی مشابهی را تجربه کرده بود که منجر به وقوع اتفاقات مختلف برای فیلم شده بود.

رضا عطاران بعد از «خوابم می‌آد»، «ردکارپت» را در سال ۹۲ و «دراکولا» را در سال ۹۴ ساخت که اولی در همان سال در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما موفقیتی را برای رضا عطاران در این رویداد به همراه نداشت البته خودش در همان سال سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در «طبقه حساس» دریافت کرد.

«ردکارپت» در اکران عمومی با اقبال مخاطبان مواجه شد اما «دراکولا» هرچند فروشی ۴ میلیاردی را تجربه کرد با این وجود با نارضایتی مخاطبان همراه بود چراکه آنها با تصور اینکه قرار است یک فیلم کمدی ببینند به سینماها کشانده می‌شدند اما در عمل، تصوراتشان با تعارض همراه می‌شد.

سال ۹۱؛ سی و یکمین جشنواره فیلم فجر

در این دوره از جشنواره، بخش فیلم‌های اول نام «نگاه نو» به خود گرفت و برخلاف دوره پیشین تنها سه سیمرغ با نام‌های سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین دستاوردهای فنی هنری به آثار این بخش رسید که سیمرغ بهترین فیلم را بهروز شعیبی برای «دهلیز» دریافت کرد و سیمرغ بهترین کارگردانی را هادی مقدم دوست برای «سر به مهر» با خود به خانه برد.

«دهلیز» از شگفتی‌های جشنواره سی و یکم بود که حضور متفاوت رضا عطاران در نقشی جدی را به همراه داشت فیلمی که بر محوریت قصاص است و داستان یک معلم زبان را روایت می‌کند که مدت هاست به دلیل یک نزاع خیابانی که منجر به قتل غیرعمد همسایه شده، در زندان به سر می‌برد و انتظار حکم قصاص را می‌کشید.

دهلیز

«دهلیز» مسیر بهروز شعیبی را در عرصه کارگردانی هموار کرد تا آنجا که وی سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ «سیانور» را ساخت؛ فیلمی که به برهه‌ای حساس از تاریخ ایران می‌پرداخت، این فیلم روایتگر ماجراهای سازمانی به نام مجاهدین خلق بود که رفته رفته با اختلاف درونی و انشعاب تبدیل به سازمانی تروریستی با رویکردهای عجیب و غریب شد، فیلمی که البته عاشقانه‌ای هم در دل خود داشت و در عرصه فیلمسازی چند قدم جلوتر برای بهروز شعیبی محسوب می‌شد، همین فیلم بود که در آخرین سانس آخرین روز از جشنواره تحسین اهالی رسانه را برانگیخت اما در اکران عمومی آنچنان که باید دیده نشد.

شعیبی ۲ سال بعد «دارکوب» را با محوریت اعتیاد برای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر آورد که حاصلش یک سیمرغ بلورین برای سارا بهرامی به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن و یک سیمرغ دیگر برای جمشید هاشم پور به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل بود.

شعیبی امسال هم «روز بلوا» را در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر دارد که آن را با سرمایه گذاری مؤسسه اوج ساخته است. این فیلم درباره درباره تخلفات مؤسسات مالی اعتباری و روایتگر داستان یک چهره معروف تلویزیونی است که برای خانواده اش مشکل مالی پیش می‌آید و دچار یک بحران می‌شوند و….

هادی مقدم دوست هم که در دوره سی‌ویکم جایزه بهترین کارگردانی را برای «سر به مهر» دریافت کرد، سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ یکی از اپیزودهای «هیهات»؛ این فیلم چهار اپیزودی را ساخت، فیلمی که نتوانست به آن دوره از جشنواره راه پیدا کند و البته با اعتراض صاحبانش هم مواجه شد تا جایی که از این اقدام با نام «بی مهری» یاد کردند. همین شد که اوج؛ سازمانی که سازنده فیلم بود در اقدامی قهری اعلام کرد به دلیل حضور پیدا نکردن این فیلم در بخش سودای سیمرغ، قصد ندارد «هیهات» را در جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش بگذارد و رونمایی از «هیهات» را به جشنواره مقاومت و هفته دفاع مقدس موکول کرد.

سر به مهر

در خبرها هم اعلام شده بود که به رغم تحویل این فیلم به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، دبیر جشنواره فراموش کرده آن را به ه