• دیوارنگاری، صدای هنر برای بیشتر دانستن
  • خلاقیت مرز نمی شناسد
  • دوباره می‌نویسمت تا وطن شوی….
  • ادبیات متعهد از نگاه سارتر
  • راه سختی به نام عشق حقیقی، آلن دوباتن به ما مي‌گويد که چرا اشتباه عشق مي‌ورزيم و چرا افراد اشتباه را براي عشق‌ورزي انتخاب مي‌کنيم؟  
  • شماره ۱۷۱ آزما منتشر شد.
  • گفت و گو با احمد پوری
  • گفتگوی گاردین با بنکسی؛ چیزی که اسپری اش می کنید!
  • حافظه‌ی جمعی و هویت ملی/ دکتر ناصر فکوهی
  • و اعتراض در ادبیات/نویسنده: ریچ فاکس* ترجمه: پژمان سلطانی
  • روزنه ای به سوی روشنا/ نگاهی به جریان آزادی‌خواهی و تفکرات سیاسی در تئاتر ایران، از مشروطه تا سال ۵۷-
  • کافه بلدیه و غروب های پیچیده در عطر اقاقیها
  • در وبینار بین‌المللی «بزرگداشت خاتم‌الشعرا عبدالرحمان جامی» مطرح شد: جامی آگاهانه عظمت و معنویت خراسان را احیا کرد / او حق‌شناس‌ترین شاعر فارسی است
  • در فقدان رویا سردمدار شعر حجم
  • میزبانی اصفهان از مرحله منطقه‌ای جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی
    • افراد آنلاین : 1
    • بازدید امروز : 933
    • بازدید دیروز : 154
    • بازدید این هفته : 4095
    • بازدید این ماه : 10556
    • بازدید کل : 2095508
    • ورودی موتورهای جستجو : 16596
    • تعداد کل مطالب : 3219


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    پیش‌بینی کرونا در داستان جک لندن/ نجات کتاب‌ها در دوران قرنطینه
    بازديد : iconدسته: ادبیات

    جک لندن، نویسنده

    لندن در سال ۱۹۱۶ به علت نامشخصی از دنیا رفت ولی شش سال قبل از مرگش داستانی نوشته بود که حول محور بیماری مهلکی بود که مبتلایان قبل از مرگشان دچار التهاب و پوست قرمز می‌شدند.

    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اورنج کانتی رجیستر، جک لندن نویسنده مشهور آمریکایی و خالق آثاری مثل «آوای وحش» و «سپید دندان» در سال ۱۹۱۰ یعنی شش سال قبل از مرگش رمانی نوشته بود که قصه بیماری همه‌گیری در جهان را تعریف می‌کرد که ماجرای اصلی آن در سال ۲۰۱۳ اتفاق می‌افتد. در این داستان بیماری شبیه کرونا مردم جهان را به کام مرگ می‌برد.

    به طور کلی در نوشته‌های جک لندن تاثیر افکار «چارلز داروین»، «هربرت اسپنسر»، «کارل مارکس» و «فریدریش نیچه» آشکار است. این آثار که گاهی رنگ شدید ناتورالیستی یا طبیعت‌گرایی به خود می‌گیرند غالباً تجزیه و تحلیل‌های بسیار دقیق اجتماعی هستند.

    لندن در سال ۱۹۱۶ به علت نامشخصی از دنیا رفت ولی شش سال قبل از مرگش داستانی نوشته بود که حول محور بیماری مهلکی بود که مبتلایان قبل از مرگشان دچار التهاب و پوست قرمز می‌شدند. نویسنده آمریکایی در رمانی به نام طاعون سرخ بیماری را شرح داده بود که دارای علائم بسیار شبیه کرونا است.

    این رمان نخستین بار در سال ۱۹۱۲ در مجله لندن (The London Magazine) به چاپ رسید ولی اگر بخواهیم از واقعی یا تخیلی بودن داستان جک لندن بگذریم بیشتر پیامی که در این داستان توسط شخصیت اصلی داستان داده می‌شود توجه مخاطب قرن بیست و یکمی را به خود جلب می‌کند. در داستان شخصیت اصلی که یک استاد ادبیات دانشگاه برکلی در کالیفرنیاست درباره چاره‌جویی انسان‌ها در مقابل این بیماری صحبت می‌کند.

    در داستان اینگونه نوشته شده است که این استاد دانشگاه به عنوان یکی از بازماندگان طاعون سرخ در دوران پیری‌اش در سال ۲۰۷۳ در برای نوه‌هایش از حوادث سال ۲۰۱۳ صحبت می‌کند. در پیامی که لندن از زبان این استاد دانشگاه برای مخاطبان آمریکایی خود بازگو می‌کند آورده شده است که در مواجهه با اینگونه بیماری‌ها تنها چیزی که انسان‌ها باید روی آن تمرکز کنند نه ساختمان و نه شغل بلکه جان انسان‌ها در اولویت است.

    لندن در داستانش با استفاده از یک قصه تخیلی و البته طبیعت‌گرا پیامی به انسان‌ها منتقل می‌کند که در زمان کنونی نیز تاریخ مصرف دارد. او می‌گوید انسان‌ها وقتی با بیماری‌های این چنین مواجه می‌شوند، تازه ارزش جان خود را درک می‌کنند. بسیاری از مقامات نباید در این دوره به فکر اقتصاد یا شغل انسان‌ها باشند و بیشتر از آن حفظ جان انسان‌ها اهمیت دارد.

    لندن در نوشته‌هایش آینده آمریکا را به درستی با تجهیزات ارتباطی بی‌سیم و رشد و توسعه کالیفرنیا و اداره این کشور توسط ثروتمندان پیش‌بینی می‌کند ولی مهم‌تر از آن نگاه طبیعت‌گرا و طبیعت‌دوست این نویسنده آمریکایی است. در داستان لندن آورده شده است که پزشکان سال ۲۰۱۳ با وجود امکانات پیشرفته قادر به تشخیص میکروارگانیسم‌های مولد بیماری نیستند.

    لندن در داستانش می‌نویسد: در کالیفرنیا و دیگر نقاط دنیا پزشکان نمی‌توانند علائم و نشانه‌های بیماری را مشاهده کنند. همه امور زندگی مختل شده و شبیه این است که دنیا به آخر خود رسیده است. مردم از فروشگاه‌ها اجناس را دزدی می‌کنند و مشتری‌ها به صاحبان مغازه شلیک می‌کنند.

    در پایان داستان نویسنده از زبان استاد دانشگاه که راوی قصه است، می‌نویسد: در مواقع بیماری‌های همه‌گیر سعی کردم کتاب‌هایم را از نابودی حفظ کنم چون اعتقاد دارم این کتاب‌ها و علم نوشته شده درون آنها می‌تواند من را از بیماری نجات دهد. لندن به مخاطب خود پیامی می‌دهد که به خوبی در این دوران قابل لمس است. کتاب‌ها در چنین مواقعی نابود می‌شوند ولی در آخر این طبیعت است که پیروز می‌شود و کتاب‌ها را نیز باید برای حفظ طبیعت و تمدن بشری حفظ کرد.


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY