• پایان «شبح اپرا»، پس از ۳۴ سال اجرا/ پرفروش‌ترین نمایش تاریخ
  • کتایون مقدم: هنر زنان همیشه نادیده گرفته شده است
  • بیلی گلدنبرگ، خالق موسیقی «دوئل» درگذشت
  • لیکو قالبی قدیمی‌تر از هایکو با ظرفیت جهانی/ علاقه خارجی‌ها به لیکوهای ایرانی
  • از ادای دین به مُرده شوران تا مصاحبه متفاوتی با علی پروین
  • هوشنگ مرادی‌کرمانی: به حقوق بازنشستگی و حق التالیف کتاب‌هایم راضی‌ام
  • «کلوزآپ» کیارستمی در فهرست ۲۵ فیلم برتر خارجی سینما
  • حضور چهره‌های سرشناس در جشنواره کتاب آنلاین ادینبرا
  • کتاب‌هایی که «کرونا» دارند
  • پخش کنسرت‌های مجازی از تلویزیون می‌توانست نقطه عطفی برای صداوسیما باشد
  • اعلام نظر قطعی درباره مفقود شدن آلبوم ناصری بعد از انبارگردانی/ نشانه‌ای مبنی بر سرقت وجود ندارد
  • مرشد ترابی از آخرین یادگارهای نقّالی اصیل
  • حذفیاتی که جای دیگری منتشر شد
  • تقی‌ زاده اعدام شیخ‌فضل الله نوری را بزرگترین ضعف مشروطه می‌دانست
  • آثار منتشرشده از ارنست همینگوی پر از غلط است
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 102
    • بازدید دیروز : 258
    • بازدید این هفته : 2127
    • بازدید این ماه : 9133
    • بازدید کل : 1714080
    • ورودی موتورهای جستجو : 10549
    • تعداد کل مطالب : 2017


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    تازه‌ترین کتاب شفیعی‌کدکنی در بازار کتاب
    بازديد : iconدسته: شعر و داستان

    «طفلی به نام شادی»، تازه‌ترین مجموعه شعر محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شد.

    به گزارش ایسنا، «زیرِ همین آسمان و روی همین خاک»، «هنگامهٔ شکفتن و گُفتن»، «از همیشه تا جاودان»، «شیپورِ اطلسی‌ها» و «در شبِ سردی که سُرودی نداشت» عنوان‌های این پنج دفتر است.

    محمدرضا شفیعی‌کدکنی در مقدمه «طفلی به نام شادی» آورده است:

    در تمام مدّتِ شاعریِ من – که عمری شصت و چند ساله دارد – من همچنان آدم عقب‌مانده‌ای باقی مانده‌ام که نه «وزن» را رها کرده‌ام و نه «قافیه» را و نه «معنی» را، نه «عشق» را و نه «تأمّلاتِ وجودی» را و نه «ایران» را. برای اثباتِ عقب‌ماندگیِ یک شاعر سندی استوارتر ازین می‌توان یافت؟

    آن‌هم در مملکتی که عقل اکثریتِ مردم آن به چشمشان است و چشمشان هم به روی صفحاتِ روزنامه…

    به هر حال، جای تأسف است که من در طولِ مدّتِ شصت و اند سال شاعری، حتی برای نمونه، در یک مورد هم، نتوانستم وزن و قافیه و معنی و عشق و تأمّلاتِ وجودی و ایران را به کناری نهم و «آوانگارد» شوم. بدبختی ازین بالاتر؟

    زندگیِ شعریِ من، از همان دورانِ کودکی – که از هفت‌سالگی شعر می‌گفته‌ام با وزن و قافیهٔ درست – به گونه‌ای بوده است که گاه در یک روز ده‌تا شعر گفته‌ام و گاه ماه‌ها گذشته است و از شعر خبری نشده است. من هیچ‌وقت به سراغِ شعر نرفته‌ام؛ همیشه او بوده است که به دیدار من شتافته و اختیار از من ربوده است.

    این مجموعه با پنج دفتر در یک مجلّد توسط نشر سخن منتشر شده است.


    iconادامه مطلب

    
    icon ثبت نظر

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY