• شماره ۱۶۵آزما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 23
    • بازدید دیروز : 254
    • بازدید این هفته : 2517
    • بازدید این ماه : 14170
    • بازدید کل : 1961900
    • ورودی موتورهای جستجو : 14916
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    ابتلای ارسلان فصیحی به کرونا
    بازديد : iconدسته: اخبار

    ارسلان فصیحی از ابتلای خود به کووید ۱۹ خبر داد و این بیماری را بسیار موذی و پیش‌بینی‌ناپذیر خواند.

    به گزارش ایسنا، این مترجم و ویراستار با اعلام این خبر در صفحه شخصی خود نوشت: بیماری عجیب و غریبی است کووید ۱۹.

    این عکس را چند روز پیش از آن‌که گرفتار کووید ۱۹ (یا همان کرونای خودمان😳) بشوم، خبرنگاری که به دفتر کارم آمده بود ازم گرفت. هنوز دل نکرده‌ام عکس بعد از کرونا بگیرم: حدود ده کیلو لاغر شده‌ام، بیماری بدجور ضعیفم کرده، هنوز صدایم گرفته و خفه است.

    اواسط آبان بود که گرفتار کروناویروس شدم: خودم هم نفهمیدم که کجا و کی ویروس یخه‌ام را گرفت. ولی یخه گرفتن همان و زمین زدن همان. بسیار موذی است و پیش‌بینی‌ناپذیر.

    زنده ماندن آدم مانده به بخت و اقبالش.

    خلاصه که انگار بخت و اقبال با من یار بود و دور و بری‌هایم هم یاران وفادار بودند و دست به دست هم دادند و دست مرا که دیگر به عالم هپروت رفته بودم گرفتند و برگرداندند به عالم خودمان.

    تجربه عجیب و ناخوشایندی بود.

    قصد دارم بعدها تجربه‌هایم را از این بیماری به اشتراک بگذارم.

    علی‌الحساب ضروری‌ترین کار گذراندن دوره نقاهت و بازیابی قوای از دست‌رفته است.

    باقی بقایتان


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY