• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 160
  • بازدید دیروز : 223
  • بازدید این هفته : 1782
  • بازدید این ماه : 7449
  • بازدید کل : 1868626
  • ورودی موتورهای جستجو : 13061
  • تعداد کل مطالب : 3160


عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

گفت و گو با خواهر سیمین دانشور در یکصدمین سال تولد او/ این سبزه روی شیرین سخن شیرازی ما
بازديد : iconدسته: اخبار

لقب نخستین زن فارسی زبان داستان نویس با نام سیمین دانشور گره خورده است. زنی که با در آمیختن ذهن و قلم حرف هایی را که باید از اجتماع خودش بزند، زد آن هم به زیباترین بیان! و این گونه بود که جای پایی محکم از خود در ادبیات معاصر ایران زمین برجای گذاشت.

زهرا عواطفی نژاد/خبرجنوب – زنی که از نظر رمان ‌نویسی، از او به عنوان یکی از خوش ‌تکنیک ‌ترین رمان ‌نویسان ادبیات فارسی یاد می شود. مهم ‌ترین اثر او رمان «سووشون» است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده و از پرفروش ‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به‌ شمار می ‌رود اما این فقط گوشه ای از زندگی سیمین دانشور است. برخی ازدواج پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایران با جلال آل احمد نویسنده معروف فارسی زبان را نقطه عطفی در زندگی آن دو می دانند. امروز هشتم اردیبهشت ماه سالروز تولد سیمین است، سیمین شیرازی ما که اگر امروز زنده بود ۱۰۰ ساله می شد. به همین مناسبت روزنامه «خبرجنوب» با ویکتوریا دانشور خواهر کوچکتر سیمین و رضا توسلی مدیر خانه موزه سیمین و جلال گفت و گویی کرده و به ابعاد زندگی این زن پرداخته که تا کنون به آن کمتر توجه شده است. در ادامه این گفت و گو را می خوانید:
«خبرجنوب»: لطفا خودتان را معرفی کنید؟
ویکتوریا دانشور: من ویکتوریا دانشور خواهر کوچک سیمین هستم که پنج سال با او تفاوت سنی داشتم.
«خبرجنوب»: از آشنایی سیمین دانشور و جلال آل احمد بگویید؟
ویکتوریا دانشور: یک سال نوروز بود که من و سیمین به همراه دیگر اعضای خانواده به خانه خواهرم در اصفهان رفته بودیم. زمانی که می خواستیم برگردیم جلال در همان اتوبوسی بود که ما بودیم. خواهرم همان زمان با او آشنا شد. فردای همان صبح که به تهران آمدیم جلال را مقابل خانه مان دیدم و آن موقع بود که تازه متوجه شدیم او با سیمین قرار گذاشته است.
«خبرجنوب»: به گواه بسیاری از نزدیکان و دوستان، خانواده آل احمد با ازدواج آن ها مخالف بودند. این مخالفت تا چه اندازه عمیق بود؟
ویکتوریا دانشور: کاملا درست است. خانواده جلال با این ازدواج مخالف بودند و می گفتند که سیمین پوشش مناسبی ندارد در صورتی که این گونه نبود.
«خبرجنوب»: کمی به ماجرایی جنجالی که رابطه آن دو را کدر کرد اشاره کنید. همان ارتباطی که جلال ادعا کرد به قصد بچه دار شدن وارد آن شده است.
ویکتوریا دانشور: آن ها بچه دار نمی شدند و جلال پس از این که به خارج از کشور رفت به خواهرم خیانت کرد و با زنی هلندی ارتباط داشت. این مسئله مدتی باعث کدورت بین آن ها شد. در این مدت که جلال خارج بود مدام نامه می نوشت و از سیمین برای درمان پول می خواست خواهرم هم بدون اطلاع از این موضوع برای او پول می فرستاد حتی بعد از این که خواهرم متوجه موضوع شد جریان را از جلال پرسید و او گفته بود برای این که بچه داشته باشد این کار را کرده است اما از آن زن هم بچه دار نشد و پزشکان تشخیص دادند که مشکل به خود او بر می گردد. جلال در حالی دست به این کار زد که خواهرم از مدت ها قبل می دانست به خاطر مشکل جلال است که آن ها بچه دار نمی شوند.
«خبرجنوب»: از خانم سیمین دانشور و آقای آل احمد دست نوشته ای چاپ نشده دارید؟
ویکتوریا دانشور: بله تعدادی دست نوشته بود که به سرقت رفت. پیگیر موضوع شدم و از همان ابتدا شکایت کردم اما بعد شکایت هایی از من شد و دیگر پیگیری نکردم، چون حال و حوصله دادگاه را ندارم و از نظر جسمی هم در شرایط خوبی نیستم.
در ادامه این گزارش روزنامه «خبرجنوب» با رضا توسلی مدیر خانه موزه سیمین و جلال نیز گفت و گویی کرده که در ادامه می آید.
«خبرجنوب»: در زمان آشنایی آقای آل احمد که از سفر شیراز به اصفهان آمده و از آن جا عازم تهران بوده در اتوبوسی که خانم دانشور بوده به دوستش رو کرده و گفته می گویند «شیراز معدن لب لعل است و کان حسن» ما که نه لب لعلی دیدیم و نه کان حسنی! سیمین دانشور که متوجه این حرف جلال می شود بلافاصله در پاسخ او می گوید «من جوهری مفلسم ایرا مشوشم». کمی درباره جرقه این آشنایی بگویید.

رضا توسلی: ماجرای آشنایی آن ها به همین شکل است که به آن اشاره کردید. در اتوبوس آقای آل احمد به این مصرع حافظ اشاره می کند و خانم دانشور هم با خواندن مصرعی دیگر از همین غزل پاسخ او را می دهد. خانم دانشور در کتاب «شوهر من جلال» به این موضوع اشاره کرده است.
«خبرجنوب»: سیمین دانشور چگونه متوجه ماجرای جنجالی جلال شد؟
توسلی: سیمین از طریق شیطنتی که آن زن هلندی کرد و نامه ای که این زن به سیمین نوشت متوجه ارتباط جلال می شود.
«خبرجنوب»: ماجرای سرقت دست نوشته سیمین و جلال چیست؟
توسلی: این دست نوشته ها مربوط به جلال است و نزد خواهرزاده ایشان آقای دانایی است که تاکنون نسبت به چاپ آن ها اقدام نکرده و بر این باور است چون سانسور می شود این کار را انجام نداده است البته جلد سوم کتاب «جزیره سرگردانی» سیمین هم به سرقت رفته که با وجود پیگیری های بسیار و شکایت هنوز کشف نشده است.
«خبرجنوب»: عمده ترین مشکل خانه موزه جلال و سیمین چیست؟
توسلی: در حال حاضر بودجه این خانه موزه که توسط خود سیمین ثبت ملی شده از سوی شرکت عمران و توسعه تامین می شود که بسیار کم است از این رو ضروری است که اقداماتی برای تخصیص اعتبار به این موزه هم انجام شود.


iconادامه مطلب



__(Comments are closed.,'kubrick')


Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY