• شماره ۱۶۵آزما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 701
    • بازدید دیروز : 388
    • بازدید این هفته : 7648
    • بازدید این ماه : 14914
    • بازدید کل : 1961374
    • ورودی موتورهای جستجو : 14901
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    نظامی که نظمِ دری کارِ اوست
    بازديد : iconدسته: ادبیات

    محمدجعفر محمدزاده می‌گوید: نظامی یکی از بزرگ‌ترین به تاراج‌رفته‌های تاریخ و فرهنگ ایران است و باید برای بازگرداندن او به جایگاه و پایگاهش تلاش کرد.

    به گزارش ایسنا در یادداشت این نویسنده و پژوهشگر با عنوان “نظامی که نظمِ دری کارِ اوست” آمده است: پیش‌تر درباره نظامی گنجوی و جایگاه شعر او در ادب فارسی در جاهایی گفته‌ و نوشته‌ام؛ همان نظامی که امروز بر روی سنگ مزارش، در زادگاهش، تنها نامی از او به زبان فارسی دیده می‌شود؛ همو که اشعارش را ترجمه و جعل می‌کنند و به نام شعر نظامی می‌پراکنند تا قوم‌سازی و تاریخ‌سازی کنند؛ او که یکی از بزرگ‌ترین به تاراج‌رفته‌های تاریخ و فرهنگ ایران است و باید برای بازگرداندن او به جایگاه و پایگاهش تلاش کرد؛ او که صاحب «پنج گنج» است و دارنده بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین حماسه‌های عاشقانه ایرانی است؛ او که امروز در وطن خویش غریب افتاده است؛ و «دری نظم کردن سزاوار اوست».

    در ادامه بیت‌هایی از شرف‌نامه او در «پنج گنج» را بخوانید:


    چو در من گرفت آن نصیحت‌گری
    زبان برگشادم به دُرّ دری

    نهادم ز هر شیوه هنگامه‌ای
    مگر در سخن نو کنم نامه‌ای

    در آن حیرت‌آبادِ بی‌یاوران
    زدم قرعه بر نامِ نام‌آوران…

    نظامی که نظم دَری کار اوست
    دَری نظم کردن، سزاوارِ اوست

    چنان گوید این نامه‌ نغز را
    که روشن کند خواندنش مغز را

    دلِ دوستان را بدو نور باد
    وزاو دیده‌ دشمنان، دور باد


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY