• شماره ۱۶۵آزما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 338
    • بازدید دیروز : 131
    • بازدید این هفته : 2688
    • بازدید این ماه : 14341
    • بازدید کل : 1962346
    • ورودی موتورهای جستجو : 14929
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    «ترفند»ی برای دولت جدید
    بازديد : iconدسته: ادبیات

    لیلی گلستان در حالی که می‌گوید سال‌هاست انتظارش را از تمام دولت‌ها بریده و دیگر امیدوار و خوش‌بین نیست، به بیان ترفندی که دولت جدید باید یاد بگیرد، می‌پردازد.

    این مترجم و مدیر گالری گلستان در گفت‌وگو با ایسنا درباره وضعیت فرهنگ و ادبیات در دولت دوازدهم و خلاءهایی در این زمینه که نیاز به حمایت دارند، اظهار کرد: در چهار سال گذشته هیچ چیز خوب نبود. فرهنگ، ادبیات، کتاب و … که دیگر خیلی برای حکومت جزء اولویت‌ها نیست و وضعیت حوزه فرهنگ هم مثل دیگر چیزها بد بود. نویسندگان می‌نوشتند و ناشران چاپ می‌کردند اما با مشکلات زیاد، نومیدانه، مایوس و بدون هیچ فکری درباره آینده کاری که انجام می‌دهند. یعنی واقعا فداکاری می‌کردند و فقط به دلیل علاقه خودشان و تعهدی که نسبت به جامعه داشتند، این کار را پیش می‌بردند.

    او سپس با بیان این‌که به هر حال در این چهار سال اخیر هیچ بهایی به فرهنگ و ادبیات داده نشد، افزود: نمی‌دانم که در چهار سال پیش رو چه اتفاقی خواهد افتاد. اصولا بدبین نیستم و آدمی هم نیستم که پیشاپیش گمانه‌زنی کنم، از حدس و گمان زدن هم اصلا خوشم نمی‌آید، بنابراین به تماشا می‌نشینیم. ما سعی خودمان را می‌کنیم که بشود، در تمام این ۴۰ سال هم سعی‌مان را کردیم تا بشود و تا آن‌جا که توانستیم کارمان را کردیم.

    گلستان همچنین درخصوص انتظاراتش از دولت جدید گفت: من سال‌هاست که انتظارم را از تمام دولت‌ها بریده‌ام و متاسفانه این نومیدی من از زمان آقای خاتمی و دولت اصلاحات شروع شده است. بنابراین هیچ انتظاری ندارم.

    او در عین حال بیان کرد: انتظار من از اهالی فرهنگ و هنر است که جا نزنند، واندهند و تا آن‌جا که می‌توانند کار خودشان را انجام دهند. جلو ما سدهای زیادی گذاشتند، مانع‌های زیادی گذاشتند و دارند می‌گذارند. انتظارم این است که دولت آینده کمی به اعتراض‌ها و بیشتر پیشنهادات مثبتی که اهالی فرهنگ و هنر همیشه داشته‌اند گوش کند. فکر نکنند بلدند، بلد نیستند؛ بنابراین بهتر است از کسانی که بلدند یاد بگیرند و عمل کنند چون خیلی به نفع‌شان است؛ اگر این دولت بتواند از افراد متخصص و حرفه‌ای در این حیطه کمک بگیرد و با آن‌ها کار کند و پیشنهادات آن‌ها را اجرا کند، نه تنها بدی نمی‌بیند بلکه آن‌ها را به سمت خودش می‌کشاند و این ترفندی است که باید یاد بگیرند.

    مترجم «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» در ادامه با اشاره چالش ممیزی برای اهالی فرهنگ، اظهار کرد: به هر حال من نمی‌دانم که چه آینده‌ای و چه ممیزی‌هایی در پیش رو داریم که البته همیشه هم داشته‌ایم. من تا کنون برای ۳۵ تا از ۴۰ کتابی که منتشر کرده‌ام به وزارت ارشاد رفته‌ام، البته توانسته‌ام طرف مقابلم را قانع کنم که دارد اشتباه می‌کند. خیلی به من فشار آمد اما این کار را انجام دادم و شد. ولی واقعا چرا ما باید این همه انرژی مصرف کنیم تا به طرف بفهمانیم که اشتباه می‌کند؟ کسی را در این جایگاه بگذارید که تخصص داشته باشد، ادبیات بداند و این‌قدر معانی عجیب و غریب از جملات ما درنیاورد و به ما تحویل ندهد. تنها کاری که وزیر جدید می‌تواند انجام دهد، این است که به حرف اهالی فرهنگ گوش کند.

    لیلی گلستان در پایان گفت: من این حرف‌ها را با ناامیدی تمام زدم؛ با وجود این‌که همیشه امیدوار و خوش‌بین بودم. اما متاسفانه حالا مدتی است که دیگر نیستم. گرچه کارم را انجام می‌دهم، کتابم را ترجمه می‌کنم، گالری‌ام را آنلاین اداره می‌کنم و خوشبختانه در همه این‌ها خیلی هم موفق هستم، ولی ناامیدم. امیدوارم برگردم و دوباره همان آدم سابق شوم.


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY