• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 55
  • بازدید دیروز : 601
  • بازدید این هفته : 3562
  • بازدید این ماه : 33152
  • بازدید کل : 960317
  • ورودی موتورهای جستجو : 5458
  • تعداد کل مطالب : 261





عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

مهلت ثبت نام دوره‌های مجله آزما تمدید شد
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

مهلت ثبت نام دوره‌های آموزشی مجله آزما تا ۲۸ مهرماه تمدید شد

دوره‌های آموزشی مجله آزما شامل کلاس ترجمه شعر، آموزشنوشتن، فیلم‌نامه نویسی، آموزش ترجمه داستان و متن ادبی، داستان‌نویسی و روزنامه نگاری در عرصه های مجازی است.

این دورهها با حضور اساتید محمدرضا اصلانی، اسدالله امرایی، هوشنگ اعلم، احمد پوری و گیتا گرکانی برگزار می‌شود.

کلاس‌های ترجمه شعر و آموزش داستان‌نویسی با حضور احمد پوری در یک ترم تشکیل می‌شود.

کلاس روزنامه‌نگاری در عصر رسانه‌های مجازی با حضور هوشنگ اعلم برگزار می‌شود.

کلاس‌ها از اول آبان‌ماه برگزار می شود.


iconادامه مطلب

دوره‌های مجله آزما برگزار می‌شود
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

آزما برگزار می‌کند. دوره‌های مجله آزما شامل کلاس ترجمه، نوشتن، فیلم‌نامه نویسی، داستان‌نویسی و روزنامه نگاری است.

این دوره با حضور اساتید محمدرضا اصلانی، اسدالله امرایی، هوشنگ اعلم، احمد پوری و گیتا گرکانی برگزار می‌شود.

کلاس‌های ترجمه شعر و آموزش داستان‌نویسی با حضور احمد پوری در یک ترم تشکیل می‌شود.

کلاس روزنامه‌نگاری در عصر رسانه‌های مجازی با حضور هوشنگ اعلم برگزار می‌شود.

کلاس‌ها در روزهای مختلف هفته و از اول آبان‌ماه برگزار می شود.


iconادامه مطلب

از ون‌گوگ ایرانی تا اثری که هلندی‌ها هنوز آن را ندیده‌اند
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

با افتتاح رسمی نمایشگاه ۵۶۰ اثر تاریخی باستانی هلند از امروز، چهارشنبه ۱۱ مهر به مدت ۶ ماه تا ۱۷ فروردین ۱۳۹۸ در موزه ملی ایران نمایش داده می‌شود.

به گزارش ایسنا، ۵۶۰ شی باستانی و تاریخی در ۳۳۱ ردیف از موزه درنتس شهر آسن در هلند در سه گالری «باستان‌شناسی از دوره پارینه سنگی میانه تا اوایل قرون وسطی (۸۰۰ – ۴۵۰۰ میلادی)»، «سفال» و «تابلوهای نقاشی (قرون ۱۹ –۲۰ میلادی)» به نمایش درآمده‌اند، در این میان هلندی‌ها و حتی موزه ملی ایران سورپرایزهایی را برای بازدیدکنندگان این نمایشگاه ۶ ماه در نظر گرفته‌اند.


iconادامه مطلب

خشم کتاب‌فروشان فرانسوی از یک جایزه ادبی
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

انتخاب کتابی در میان نامزدهای جایزه ادبی «رنودو» که تنها از طریق سایت آنلاین و آمریکایی آمازون عرضه می‌شود با انتقاد شدید کتاب‌فروشان فرانسوی روبه‌رو شده است.

به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، در میان ۱۷ نامزد اولیه جایزه «رنودو» امسال نام کتاب «گروه فرانسوی» نوشته «مارکو کاسکاس» دیده می‌شود که تنها از طریق سایت آمازون در اختیار خوانندگان قرار گرفته و به همین دلیل کتاب‌فروشان فرانسوی عملا هیچ راهی برای فروش این کتاب در قفسه‌های فروشگاه‌های خود ندارند.

اتحادیه کتاب‌فروشان فرانسه با انتشار بیانیه‌ای ضمن انتقاد از مسئولان برگزاری جوایز «رنودو» از آن‌ها خواسته از کتاب‌ها حمایت کنند و نه آن‌چه در واقع تهدیدی برای آن‌هاست. به اعتقاد آن‌ها، کمپانی آمازون (بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی آنلاین جهان) نه تنها می‌خواهد به یک بازیگر اصلی در بازار جهانی کتاب تبدیل شود بلکه می‌خواهد با حذف رقیبان، ایجاد رقابت‌های نابرابر، پرداخت نکردن مالیات و جایگزین کردن ناشران، توزیع‌کنندگان و کتاب‌فروشی‌ها، خود به بازار اصلی کتاب تبدیل شود.

در این بیانیه‌ همچنین آمده است: انتخاب  کتاب «گروه فرانسوی» نوشته «مارکو کاسکاس» در میان نامزدهای جایزه «رنودو» نه تنها به نویسنده بلکه به کتاب‌فروشان نیز زیان می‌رساند  و نشانه‌ای نگران‌کننده برای آینده تولید و توزیع کتاب است.

امسال نیز در اتفاقی مشابه سینمادارن فرانسه به حضور فیلم‌های ساخته کمپانی نتفلیکس در جشنواره کن اعتراض کردند چرا که این فیلم‌ها نیز تنها در سایت نتفلیکس عرضه می‌شوند و سینماهای فرانسه اجازه اکران آن را نداشتند. در نهایت مسئولان کن اعلام کردند فیلم‌های ساخته نتفلیکس نمی‌توانند در بخش رقابتی اصلی این رویداد سینمایی حضور داشته باشند و نتفلیکس نیز در اعتراض به این تصمیم تمامی فیلم‌های خود را از جشنواره بیرون کشید.

جایزه «رنودو» در سال ۱۹۲۶ توسط چند منتقد هنری در تکمیل جایزه‌ «گنکور» راه‌اندازی شد و به نویسنده‌ای که جایزه‌ ادبی بزرگی دریافت نکرده است، اعطا می‌شود. «ژولین کراگ» تنها نویسنده‌ای بود که در سال ۱۹۵۱ با وجود آن‌که برای کتاب «ساحل جزیره‌ سرت» موفق به کسب این جایزه شد، از دریافت جایزه خودداری کرد.


iconادامه مطلب

علی‌اشرف صادقی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد: لازار معتقد بود که فروغ بااستعدادترین شاعر معاصر است
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

علی اشرف درویشیان

 پروفسور ژیلبر لازار ایرانشناس مطرح فرانسوی از دانشمندانی بود که عمر خود را صرف تحقیق درباره زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کرد. وی همچنین در دی ماه ۱۳۹۵ به دلیل سال‌ها فعالیت در حوزه زبان فارسی به عضویت افتخاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد. لازار در طول عمر خود خدمات بسیار ارزنده‌ای را برای زبان فارسی انجام داد و فارسی‌آموزان بسیاری را در فرانسه تربیت کرد. این ایرانشناس فرانسوی سرانجام بعد از سال‌ها فعالیت در حوزه ایرانشناسی و زبان فارسی در ۹۸سالگی در پاریس درگذشت؛ در همین راستا گفت‌وگویی را با علی‌اشرف صادقی، زبانشناس مطرح کشورمان، پیرامون فعالیت‌ها و آثار ژیلبر لازار انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

ژیلبر لازار فرد شناخته شده‌ای برای علاقه‌مندان به حوزه زبانشناسی است. او در طول عمر خود فعالیت‌های بسیار ارزشمندی را پیرامون زبان فارسی انجام داد. در ابتدا کمی از او و فعالیت‌هایش بگویید.
ژیلبر لازار استاد زبان فارسی در مدرسه زبان‌های شرقی پاریس بود و دستور زبانی نوشت که تا به امروز یکی از بهترین‌ دستورزبان‌هایی است که نوشته شده است. او تز دکتری‌اش درباره زبان قدیمی‌ترین نثرهای فارسی بود و در آن متون فارسی قرن چهارم و پنجم را از نظر زبان‌شناسی تحلیل کرده و کتابی ارائه داده است که تا به امروز، کتابی بهتر از آن نوشته نشده است. این کتاب «زبان قدیم‌ترین آثار نثر فارسی» نام دارد.

اگر به بررسی آثار لازار بپردازیم بدون شک مهم‌ترین اثر او کتاب «دستور زبان فارسی معاصر» است. کمی درباره این کتاب برای ما صحبت کنید. این کتاب چه ویژگی داشت که توانست تا این میزان مطرح شود و به یکی از کتاب‌های مهم زبانشناسی تبدیل شود؟ 
لازار یک زبانشناس با دید زبان‌شناختی بود؛ او به زبان فارسی نگاه کرده و سعی داشته تا زبان فارسی را آن گونه که هست، شناسایی و توصیف کند. ما تمام دستورزبان‌هایی که در ایران داشتیم، تجویزی بود؛ یعنی می‌گفت که اینطور بنویسید و آن طور ننویسید اما لازار به دلیل آنکه این دستور را برای آموزش زبان فارسی به فرانسوی زبان‌ها نوشته بود به صورت عینی زبان فارسی را توصیف کرده و نکاتی را دیده بود که تا آن روز کمتر ایرانی‌ها آن را دیده بوده‌اند. این کتاب بی‌نظیر است اما بعد از این هم لازار مقالات بسیار زیادی درباره این موضوع نوشته است که همگی ارزشمند هستند.

ارتباط شما با لازار به چه شکلی بود؟
در دورانی که در پاریس دانشجو بودم، با لازار در ارتباط بودم؛ البته او استاد من نبود؛ چراکه در مدرسه زبان‌های شرقی به فرانسوی‌هایی که به فارسی علاقه داشتند، فارسی یاد می‌داد؛ اما من از راه مقالات و کتاب‌های او خیلی مطلب آموخته‌ام. در حقیقت می‌توانم بگویم که او استاد باواسطه من بوده و این واسطه آثار او بوده است.

اگر از کتاب دستور زبان فارسی چشم‌پوشی کنیم؛ کتاب دیگری هم وجود دارد که در مجامع بین‌المللی مطرح شده باشد و درباره آن سخن گفته باشند؟
وی اشعار پراکنده قدیم‌ترین شاعران پارسی، یعنی اشعار شاعرانی که دیوان‌هایشان به سختی در دسترس بود را گرد هم جمع کرد. وی نخستین نفر بود و بعدها افراد دیگری از کشورمان آمدند و کامل‌تر و مفصل‌تر در این حوزه کار کردند. به هر حال او این اثر را در سال ۱۹۶۳ در یک جلد نسخه فرانسه و یک جلد ترجمه به همراه تحقیقاتش چاپ کرد که کتاب بسیار جالب و ارزشمندی بود. مرحوم ذبیح‌الله صفا بعدها سه جلد کتاب به اسم «گنج سخن»‌ نوشت که اشعار منتخب شعر فارسی بود؛ بعدها یونسکو بانی شد تا لازار آن اثر را در یک نسخه خلاصه کند که او این کار را کرد و کتاب با ترجمه او به فرانسه منتشر شد که مورد استقبال نیز قرار گرفت.

لازار کتابی را نیز پیرامون وزن‌های شعر فارسی منتشر کرده بود که در مجامع داخلی خیلی مورد استفاده قرار گرفت و حتی در حال حاضر نیز به عنوان یک کتاب مرجع به آن نگاه می‌کنند. شما این کتاب را نیز‌ مطالعه کرده‌اید؟
بله بدون شک. لازار انسان بسیار تیزهوش و برجسته‌ای بود؛ به‌خصوص در زمینه شعر در زبان‌ها و گویش‌های ایرانی تحقیقات بسیار زیادی انجام داده بود. فکر می‌کنم ۱۲ مقاله یا ۱۳ مقاله او را انتشارات هرمس در کتابی با ترجمه لیلا ضیامجیدی منتشر کرد و آن اثر همین کتابی است که شما از آن صحبت کردید. در این کتاب نکات بسیاری ظریفی بیان شده است که می‌تواند برای بسیاری از علاقه‌مندان به شعر فارسی ارزشمند باشد. وی زبان‌شناس بسیار بزرگی بود، به خصوص در رده‌شناسی زبان که تحقیقات، مقالات و کتاب‌های بسیار ارزشمندی در این راستا دارد و در بین زبان‌شناسان شهره است.

این ایران‌شناس فرانسوی علاقه‌ بسیار زیادی به شعر خیام داشت و در کتاب‌هایی که در حوزه شعر فارسی منتشر کرد، بیشتر به خیام پرداخته است؛ نگاه او به شعر فارسی به چه شکل بود؟

لازار یک مقاله بسیار خوبی درباره حافظ نوشت؛ درست در زمانی که همه می‌گفتند حافظ خیلی از نماد و سمبل استفاده می‌کند اما وی در این مقاله بیان کرد که حافظ سمبل در سمبل استفاده کرده است؛ یعنی حافظ نمادهایی که در شعر فارسی وجود دارد را گرفته و یک نماد و سمبل دیگری روی آن گذاشته و این هنر حافظ بوده است. همچنین او درباره شعر فروغ مقاله‌ای نوشته و گفته بود که او بااستعدادترین شاعر معاصر فارسی است. او دیدگاه‌های بسیار خوب و دقیقی درباره شعر فارسی داشت که در این فرصت کم من تنها به دو نمونه اشاره کردم.

به عنوان آخرین سوال، خاطره‌ای از سال‌ها آشنایی با او دارید؟
من خاطره خوشی از وی ندارم، چراکه او نظر خوبی روی ایرانی‌ها نداشت و همیشه به ایرانی‌ها توهین می‌کرد. ذاتا شرق‌شناسان چنین دیدگاهی نسبت به شرقی‌ها دارند و او نیز از این قاعده مستثنا نبود. من لازار را در حد یک دانشمند برجسته قبول داشتم و دارم اما در سایر حوزه‌ها باید دقت کرد. او نوشته‌هایش را برای من می‌فرستاد و من نوشته‌هایم را برای او می‌فرستادم؛ حتی او نقد بسیار خوبی روی یکی از کتاب‌های من نوشت و از آن خیلی تعریف کرد اما به هر حال ارتباط ما تنها به شکل علمی بود و آن جنبه‌هایی که به سیاست گره می‌خورد مورد قبول من نیست


iconادامه مطلب

چهارم شهریور ماه سالروز در گذشت مهدی اخوان ثالث
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

مهدی اخوان ثالث (۱۰ اسفند ۱۳۰۷ مشهد – ۴ شهریور ۱۳۶۹ تهران)، شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش م. امید بود.
اشعار او زمینهٔ اجتماعی دارند و گاه حوادث زندگی مردم را به تصویر کشیده‌است؛ همچنین دارای لحن حماسی آمیخته با صلابت و سنگینی شعر خراسانی و نیز در بردارندهٔ ترکیبات نو و تازه است.
اخوان ثالث در شعر کلاسیک فارسی توانا بود و در ادامه به شعر نو گرایید. از وی اشعاری در هر دو سبک به جای مانده‌است. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقام‌های موسیقایی بود.


iconادامه مطلب

هر یورو هزینه برای فرهنگ، شش یورو سود دهی اقتصادی
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

به نقل از روزنامه میدی لیبر، «فرانسواز نیسن» این مطلب را در جریان بازگشایی موزه شهر Lodève که به مدت ۴ سال برای تعمیرات بسته بود، بیان کرد. این در حالی است که بر اساس آخرین بررسی‌های صورت گرفته، به طور میانگین هر فرانسوی ماهانه ۶۴ یورو در حوزه فرهنگ هزینه می‌کند که بخش مهمی از آن بابت تماشای فیلم و خرید کتاب صرف می‌شود.

این بررسی که توسط دیده‌بان Cetelem انجام شده است، حاکی است که ۲۵ درصد فرانسوی‌ها حدود ۲۵ یورو و ۲۶ درصد هم حدود ۵۰ تا ۹۹ یورو در بخش فرهنگ هزینه می‌کنند.

نکته جالب در این بررسی آن است که بازنشستگان به رغم درآمد اندک خود ۷۵ یورو در ماه در این بخش هزینه می‌کنند. بیشترین هزینه‌ها به خانواده‌های دارای درآمد بالای ۴ هزار یورو در ماه است که ۹۷ یورو در ماه و پس از آن شهروندان پاریس با ۷۵ یورو در ماه است.

بر اساس این گزارش، ۸۵ درصد افرادی که در این بررسی مورد سوال قرار گرفتند، می‌گویند دست کم یک بار در سال برای تماشای فیلم به سینما می‌روند، ۸۴ درصد نیز اظهار کردند که دست کم یک بار در سال کتاب می‌خرند.

مهم ترین موانع ذکر شده برای توجه به حوزه فرهنگ برای ۶۳ درصد مشکل بودجه، برای ۴۲ درصد نداشتن وقت و برای ۲۲ درصد نبودن برنامه‌ها یا خدمات فرهنگی مناسب در نزدیکی محل سکونت آنها عنوان شده است.

 


iconادامه مطلب

«روز جهانی عکاسی» مبارک
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

امروز برابر با ۱۹ آگوست (۲۸ مرداد) در تقویم بسیاری از کشورهای جهان بعنوان روز جهانی عکاسی نامگذاری شده است. چرا این روز چنین عنوانی بر خود گرفته است و تاریخچه‌ی این نامگذاری چیست و به چه رویدادی بازمی‌گردد؟

قدیمی‌ترین عکس ثبت شده در تاریخ عکاسی تصویری است که نیسفور نیپس ، اشراف‌زاده‌ی فرانسوی در سال ۱۸۲۶ با فرایندی که خود آن را هلیوگرافی نامید از چشم‌انداز پنجره‌ی اتاقش گرفت. چند سال بعد یک فرانسوی دیگر به نام لوئی داگربه سال ۱۸۳۷ به فناوری‌ای دست یافت که تصویری مثبت، مستقیم و پایدار بر صفحه‌ی نقره‌اندود ثبت می‌کرد. او فناوری خود را داگروتیپ نامید که در تاریخ عکاسی بعنوان نخستین شیوه‌ی عملی ثبت تصویر شناخته می‌شود. این فرایند اصلاحات و تغییراتی کرد تا اینکه در ژانویه ۱۸۳۹ آکادمی علوم فرانسه داگروتیپ را بعنوان یک اختراع فنی به ثبت رساند. ولی چند ماه بعد دولت فرانسه که به اهمیت این اختراع پی برده بود با تخصیص مقرری ماهانه برای داگر و شریکش، که فرزند نیپس بود، از آنان خواست که در یک گردهمایی در پاریس در ۱۹ آگوست ۱۸۳۹ جزئیات فنی داگروتیپ و چگونگی کارکرد این فرایند را برای عموم شرح دهند. دولت وقت فرانسه، در آن روز، اختراع جدید یعنی «عکاسی» را بعنوان هدیه‌ای رایگان به تمام جهان اعلام نمود و این نخستین رونمایی عکاسی برای عموم مردم بود؛ یعنی نقطه‌ی آغاز رشد این فن و هنر در جهان.

ظاهرا پیشنهاد نامگذاری ۱۹ آگوست – زمان نخستین رونمایی عکاسی برای عموم – بعنوان روز جهانی عکاسی نخستین بار توسط انجمن‌های عکاسی در آمریکا اعلام شد ولی شورای عکاسی بین‌المللی هند در سال ۱۹۹۱ نخستین نهادی بود که این روز را رسما بعنوان روز جهانی عکاسی جشن گرفت و از آن هنگام تا امروز هر سال کشورهای بیشتری این تاریخ را بعنوان «روز جهانی عکاسی» در تقویم‌های خود ‌گنجانده‌اند. بطوری که هر سال این رویداد نسبت به سال گذشته در گستره‌ی بزرگتری برگزار شده است. مدتی‌ست که به همت عکاسانی از آمریکا و استرالیا وبسایت یژه برای «روز جهانی عکاسی» راه‌اندازی شده که امکان عضویت رایگان در آن برای همه‌ی عکاسان میسر است. در صورت عضویت در سایت، افراد می‌توانند از خدمات آن استفاده کنند. همچنین در این روز برنامه‌هایی مانند سخنرانی، گردهمایی، جلسات نقد و بررسی آثار عکاسی و رویدادهای رقابتی و غیررقابتی زیادی در سراسر جهان از سوی انجمن‌ها، گالری‌ها، شوراها، نهادها و وب‌سایت‌های مرتبط با عکاسی برگزار می‌شود.

عکاسی یکی از مهمترین اختراعات بشر در قرن نوزدهم بوده است. از آن هنگام که لوئی داگر در پاریس تابستانی فرایند خود را علنی نمود تا امروز، عکاسی راه درازی آمده است؛ تغییرات زیادی به خود دیده و روز به روز بر ضریب نفوذش در میان مردم و جوامع افزوده شده است. عکاسی در طی تمام این سال‌ها پرتوی درخشان بر بسیاری از گوشه‌های تاریک یا ناشناخته‌ی زندگی بشر انداخته است و از پس این سال‌ها به یکی از موثرترین، نیرومندترین، سریعترین و پرطرفدارترین ابزار و رسانه‌های بشر برای ارائه‌ی اندیشه‌ها و احساساتش تبدیل شده است. مارسل پروست، نویسنده‌ی شهیر فرانسوی، جایی در شاهکار همیشه ماندگارش «در جستجوی زمان از دست رفته» می‌نویسد: “به گمان من تنها عکاسی است که، همانند بوسه، می‌تواند با تازه‌ترین کاربردهایش از درون آنچه به نظر ما چیزی با ظاهری قطعی و همیشگی می‌رسد صد چیز دیگر را بیرون بکشد که همه باز همان‌اند.” «روز جهانی عکاسی» مبارک


iconادامه مطلب

علی باباچاهی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد: شعر متعهد کمرنگ نشده است طوری مطالعه می‌کنم که گویی فردا با کامو و سارتر مسابقه دارم
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

علی باباچاهی به تازگی دست به انتشار یک گزیده اشعار با عنوان «ژوزف تو مرخصی!» زده که در زیر عنوان کتاب عبارت «کنش امر اجتماعی» آماده است و با توجه به انتشار مقاله‌ای ۳۳ صفحه‌ای در ابتدای کتاب آن طور برداشت می‌شود که این کتاب گزیده‌ای از شعرهای متعهد و اجتماعی باباچاهی است. در این راستا گفت‌وگوی مفصلی را در با وی ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

کتاب «ژوزف تو مرخصی!»‌ گزیده‌ای از شعرهای شما از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۹۵ است. البته در ابتدای آن هم مقاله‌ای از شما درباره شعر متعهد آمده است. با توجه به اینکه در گذشته گزیده اشعار شما منتشر شده است، دلیل پرداختن به چنین کتابی و انتشار آن چیست؟
چند وقت پیش مازیار نیستانی از نشر مانیاهنر با من تماس گرفت و درخواست کتابی جدید داشت که به او گفتم کتاب جدیدی برای انتشار ندارم و هر چه بوده به دست دوستان ناشر سپرده‌ام. او در جواب به من گفت که ایده‌ای دارد و آن ایده انتشار این کتاب بود که خود من نیز مدتی به آن فکر کرده بود و به نوعی این ایده در ذهنم آماده بود؛ چراکه مدتی به این فکر می‌کردم که به مرور زمان از دهه ۳۰ تا به امروز شعر ناب و شعر متعهد دوگانه‌ای را تشکیل داده که به غلط در زمان‌های گذشته روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند و در تقابل با هم بودند. بنابراین این دو نوع شعر دوگانه‌ای را تشکیل می‌دادند که با تفکر ایدئولوژیک آن سال‌ها

شعر متعهد شعری است که به نوعی در تضاد روانی با وضعیتی است که بر جهان پیرامون می‌گذرد. این وضعیت گاه مثل یک جنگ تن به تن می‌ماند. برای درک این موضوع کافی است که به صفحه‌های روزنامه‌ نگاه کنید و ببینید که چه وضعیت وحشتناکی وجود دارد که حتی مخاطب هم نمی‌داند در برابر آن چه واکنشی باید نشان دهد.

حضور خصومت‌آمیز با هم داشتند. حال آنکه این تصور غلط بود؛ چراکه می‌توان گفت که شعر ناب و متعهد کششی را در جامعه به وجود آورده بودند که خودش خبر از حیات و سرزندگی شعر می‌داد. من با الهام از شنیده‌ها از حاشیه شعر امروز که چرا شاعران امروز در دو، سه دهه اخیر هیچ توجهی به این همه شرارت که در سطح جهان بر مردم وارد می‌شود ندارند، دوست داشتم تا به این موضوع بپردازم.

در این زمان حرف دوستان این است که چرا شعر بر این همه جنگ و کشتار سایه نینداخته است. من آمدم تا به این مساله اشاره کنم و بگویم که غیر از این است و بسیار هم وجود دارد. به همین دلیل گشتم و از میان کتاب‌هایم با نوع رویکردی که خودم به شعر متعهد داشتم، اشعاری را بیرون کشیدم و دیدم که شاید شعر ما ربطی به تعهد ندارد اما پر از اشاره است به آنچه در خیابان‌ها رخ می‌دهد و به نوعی نشان‌دهنده خشونت است. یعنی ما از قدرت‌ها استفاده و آنها را اعمال می‌کنیم، بی آنکه متوجه باشیم. بنابراین گشتم و این نوع تجلی ظلم و ستم و دانشی که در خدمت قدرت می‌رود را پیدا کردم که در نهایت حاصل این کتاب شد. همچنین همان طور که شما به آن اشاره کردید در ابتدای کتاب بر اساس کارهای گلچین شده یک مقاله ۳۳ صفحه‌ای آورده‌ام که خواندن آن خالی از لطف نیست؛ چراکه روی نوشتن آن تامل بسیار زیادی کردم تا تفکیک بین شعر متعهد امروز با شعر متعهد دهه ۴۰ که در آن ایدئولوژی حزبی مطرح بود را نشان دهم.

در ابتدای صحبت‌های خود به شعر «ناب» اشاره کردید. شاید مخاطبان با مفهوم شعر ناب آشنا نباشند؛ آیا منظور شما از شعر ناب، شعر غیر متعهد است؟
بله. شعر ناب شعری است که کاری به مسائل اجتماعی و سیاسی در عمق و در سطح ندارد.

با توجه به توضیحات داده شده ما می‌توانیم بگوییم که در این مجموعه شاهد مقایسه شعر متعهد دهه ۴۰ با شعر متعهد امروز هستیم؟
دقیقا همین طور است اما با این تفاوت که ما در شعرهای این دهه تعریف دیگری از تعهد داریم.

اسم کتاب «ژوزف تو مرخصی!» است. این اسم روی جلد چنین کتابی چه کار می‌کند؟
به نظر من در اینجا بدون آنکه بخواهیم به این مساله پاسخ بدهیم باید به عنوان با ذره‌بین نگاه کنیم؛ چراکه این ژوزف اشاره به استالین دارد. شاید همین الان این سوال پیش بیاید که چرا استالین و چرا دیگران نه؟ و من در پاسخ به شما می‌گویم که این کتاب، یک اثر تاریخی نیست؛ بنابراین در آن یک اشاره‌ به این موضوع کرده‌ایم و از طرفی وقتی کتاب را باز می‌کنید در دیواره یکی از صفحات کتاب نیز مطلبی از دل کتاب درباره این موضوع آمده است.

بحث درباره شعر متعهد است. بد نیست به این موضوع بپردازیم که شعر متعهد در دنیای امروز چه تعریفی دارد و چه میزان تغییر کرده است؟

اینکه در کتاب به شعر دهه ۴۰ و ۵۰ اشاره می‌شود، نگاه سلبی نیست بلکه واقعیتی اجتماعی است که از جانب

همه شاعران کم‌وبیش چپ هستند اما نه چپ صرفا ایدئولوژیک؛ چراکه ذات شعر چه متعهد باشد و چه غیرمتعهد اعتراض به پلشتی‌هاست.

شاعران مورد نکوهش، سرزنش و نفی قرار گرفته است. شعر متعهد دهه ۴۰ نیز در یک نوع خاص و با هدفی خاص در اینجا ارائه نمی‌شود؛ چراکه شعرهایی داریم که شاعرگونه و کارگری هستند و کارکردهای خاص خودشان را دارند اما در دل آن از جامعه‌ای می‌گوید که در حال انقلاب و تحقق آن است. در همان زمان‌ها ما شعرهایی داریم که همین نگاه در آن وجود دارد اما عجولانه نیست و حتی کمی هنری است مانند شعرهای شاملو، فروغ و اخوان که زبان و دیگر معیارهای شعر با آنها پیوند خورده‌اند و در آن لحاظ شده است. شعرهایی از این دست کارکردهای اجتماعی داشتند و حول مسائل اعتراض روشنفکری می‌چرخیدند و به تعبیر شاملو شعر در آن زمان حربه خلق بود و بعد هم دیدیم که در سال ۵۷ و ۵۶ ده شب شعر کانون نویسندگان ایران برپا شد و باقی قضایا؛ اما در شعری که الان درباره آن صحبت می‌کنیم من به‌عنوان کنش امر اجتماعی از آن یاد کرده‌ام؛ یعنی نوشتم «ژوزف تو مرخصی» اما خواستم یک کلید هم به مخاطب داده باشم؛ چراکه این مقاله طرح مبحثی جدید است.

یعنی ما در این اثر زیر عنوان کتاب، عبارت «کنش امر اجتماعی» را آورده‌ایم و حرفی از شعر متعهد فلان نزده‌ایم. به اعتقاد من امر اجتماعی و سیاسی که در مجموع می‌شود کنش اجتماعی در ساحت روانشناسی فرد یا مولف اتفاق افتاده است. بنابراین شعر متعهد شعری است که به نوعی در تضاد روانی با وضعیتی است که بر جهان پیرامون می‌گذرد. این وضعیت گاه مثل یک جنگ تن به تن می‌ماند. برای درک این موضوع کافی است که به صفحه‌های روزنامه‌ نگاه کنید و ببینید که چه وضعیت وحشتناکی وجود دارد که حتی مخاطب هم نمی‌داند در برابر آن چه واکنشی باید نشان دهد. این مطالب نشان می‌دهد که از بس این موارد تکراری شده که ما دیگر به آن واکنشی نشان نمی‌دهیم.

یعنی تعهد کمرنگ شده است؟
نه کمرنگ نشده است؛ من این حرف‌ها را در حاشیه گفتم. به اعتقاد من کنش امر اجتماعی معطوف به شقاوت‌هایی است که حتی از وفور بیان این شقاوت‌ها مصونیت ایجاد شده است.

در هر دوره‌ای چندین تلقی از روشنفکری می‌شود. مثلا ما یک تفکر جلال احمدی از روشنفکری داریم، یک تفکر ادوارد سعیدی و یک تفکر فوکویی.

حال این شعرهایی که من پیدا کرده‌ام شعرهایی است که حاصل کنش و واکنش‌هایی است که ما در مقابل مسائل داریم. در کل نوع و شیوه بیان عوض شده است. برای مثال برای بیان شیوه عشق اگر شاعری بیاید و بر اساس همان شیوه بیان دهه ۴۰ و ۵۰ شعر بگوید شاید مورد پسند نباشد. در چنین شرایطی شاعر امروز مجبور است که به شیوه دیگری به بیان مفهوم عشق بپردازد. بنابراین شعر متعهد کمرنگ نشده است. به نظر من این کنش امر اجتماعی در کنار تعهد آن زمان قرار می‌گیرد و این‌ها خویشاوند از آب درآمده‌اند و خیلی هم خویشاوند هستند اما خویشاوندی که امکان دارد یکی از آنها ابرو قاجاری باشد و یکی نوع دیگری. در کل این دو نوع شعر دوگانه‌ای است که می‌توانند در کنار هم باشند. یعنی می‌توانند گفتمان یکسانی داشته باشند؛ اما هر کدام با زبان و لهجه خودشان حرف می‌زنند.

اگر بخواهیم به شعر متعهد نگاهی بیندازیم باید از خودمان بپرسیم که چرا از همان دهه ۴۰، شعر متعهد را به جریان چپ نسبت می‌دادند. نظر شما چیست؟
در گذشته چنین نگاهی بیشتر بود و امروز هم شاعران دچار آن اعتیاد شده‌اند؛ اعتیادی که میراث گذشتگان است. البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که همه شاعران کم‌وبیش چپ هستند اما نه چپ صرفا ایدئولوژیک. یعنی شاعران مانند مردم عادی جامعه از سمت راست خیابان عبور نمی‌کنند و همیشه از سمت چپ راه می‌روند؛ چراکه ذات شعر چه متعهد باشد و چه غیرمتعهد اعتراض به پلشتی‌هاست؛ یعنی شعر همین که متولد می‌شود، مخالف سرکوب‌ها و ناعدالتی است؛ بنابراین اینکه عده‌ای می‌گویند شاعران متعهد حزبی هستند از یک طرف درست است و ما می‌بینیم که تعداد بسیار زیادی از شاعران و نویسندگان قبل از انقلاب آشکارا عضو حزب توده بوده‌اند؛ البته برخی عمیق‌تر و برخی سطحی‌تر. از طرفی خیلی از شاعران در جهان هستند که هیچ حزب و تعهد ایدئولوژیکی ندارند؛ اما فراچپ هستند؛ چراکه با ستمگری در تضادند و با آن مخالفند؛ البته معمولا هر آدم روشنفکری چنین دیدگاهی دارد.

با همه این تفکرات هنوز هم در عوام 

ما در هنر و ادبیات هیچ باید و نبایدی نداریم. البته این نظر من است و شاید عده‌ای نظر دیگری داشته باشند؛ اما باید قبول کرد که ما در ادبیات و هنر تابلو ورود ممنوع‌ را برداشته‌ایم.

چپ بودن نشانه روشنفکری است؟
ما باید در ابتدا به این فکر کنیم که روشنفکر چه تعریفی دارد؛ چراکه در هر دوره‌ای چندین تلقی از روشنفکری می‌شود. مثلا ما یک تفکر جلال احمدی از روشنفکری داریم، یک تفکر ادوارد سعیدی و یک تفکر فوکویی؛ بنابراین در چنین شرایطی ممکن است در پاره‌ای از نگاه‌ها یا در بخشی از ذهنیت اذهان این تفکر ایجاد شود که همه این افراد چپ حزبی هستند اما این درست نیست. امروز وقتی یک رسانه میکروفونی در خیابان انقلاب جلوی یک جوان ۱۵-۱۶ ساله می‌گذارد، بسیاری از مسائل اقتصادی و اجتماعی از زبان او بیان می‌شود و اعتراضش از شاعران و کسانی که داعیه روشنفکری دارند، به کررات بیشتر است یا اگر نگوییم بیشتر است کمتر هم نیست. امروز اگر شما اخبار روز گذشته را از رادیو، تلویزیون، روزنامه و خبرگزاری‌ها نشنیده باشید کافی است که به صف نانوایی بروید یا تاکسی سوار شوید؛ آنجاست که خواهید دید چیزی را از دست نداده‌اید. بنابراین این تفکر که روشنفکران ملتزم هستند که به توده‌ها اطلاعات دهند دیگر وجود ندارد. باید قبول کنیم که در ابتدا ما آنقدر کامل به مسائل نگاه نمی‌کردیم و همین شده است که ما امروز روشنفکر درباری، روشنفکر مزدور،‌ روشنفکر وطن‌فروش، روشنفکر حقوق‌بگیر، روشنفکر آزاد و روشنفکر تسلیم شده داریم اما نمی‌توانیم جلوی بقایای تفکر روشنفکری چپ را بگیریم.

عده‌ای معتقدند که مسائل سیاسی شعر را به حاشیه می‌برد و با توجه به گسترش رسانه‌ها و شیوه‌های بیان مشکلات، شعر ظرف مناسبی برای پرداختن به مسائل سیاسی نیست. شما با این دیدگاه موافق هستید یا مخالف؟

من با آگاهی خودم این طور به این مساله نگاه می‌کنم که به چه میزان جزمیت در این مساله وجود دارد. در این جمله یک باید است. یعنی روشنفکر و شاعر نباید درگیر مسائل سیاسی شود. یعنی مطلق کردن نباید و نباید هم چیزی در حد باید است و همین جا متوجه می‌شویم که صدور چنین رای و تصمیمی غلط و اشتباه است. ما در هنر و ادبیات هیچ باید و نبایدی نداریم. البته این نظر من است و شاید عده‌ای نظر دیگری داشته باشند؛ اما باید قبول کرد که ما در ادبیات و هنر تابلو ورود ممنوع‌ را برداشته‌ایم. به ویژه در جوامعی که شما اسم «آب» را هم بیاورید خود به خود رنگ سیاسی می‌گیرد.

واقعیت این است که قرار بود این اتفاق رخ دهد و من شعر بنویسم اما امروز که با شما صحبت می‌کنم حدود یک سال و سه ماه است که تنها یک کار نوشته‌ام؛ ما خوشحالم که این روزها طوری مطالعه می‌کنم و کتاب می‌خوانم که گویی فردا با کامو و سارتر مسابقه دارم.

حال سوال این است که آیا ممکن است در جامعه‌ای که فضای فکر در این حد است که وقتی کلمه «آب» را می‌آوریم رنگ سیاسی به خود می‌گیرد ما درباره مسائل سیاسی شعر نگوییم. البته شعر در نهایت باید شعر باشد و دارای تفکر. این چه منطقی است که در آن تفکر عاشقانه و غنایی مشکل ندارد اما اگر در همان ظرف تفکر سیاسی بریزیم به مشکل خواهیم خورد. بنابراین شعر سیاسی از آنجایی منع می‌شود که دیگر از شعر بودن خارج می‌شود و دیگر شعر نیست. البته به نظر من وضعیت شعر عاشقانه و تغزلی و عارفانه هم به همین شکل است و اگر از ظرف شعر خارج شود قواعد بهم می‌ریزد و دیگر تغزل هم به داد آن نمی‌رسد؛ چراکه دیگر شعر نیست. شعر یک کلیت است مانند دنیا و هیچ چیز را نمی‌توان از آن جدا کرد.

در مجموع صحبت‌های منتشر شده ما می‌توانیم این کتاب را گزیده‌ای از شعرهای متعهد علی باباچاهی بنامیم؟
این فرض شماست که به نگاه من هم تا حدودی نزدیک است؛ چراکه من این کتاب را با چنین نگاهی جمع‌آوری کرده‌ام. البته من در گذشته نیز چنین کتابی با عنوان «به شیوه خودشان عاشق می‌شوند»‌ داشتم که آن هم یک گزیده عاشقانه بود؛ اما این کتاب پیش از آنکه من و شما و منتقدان نمره‌ای به آن بدهیم، به‌عنوان طرح یک مبحث منتشر شده است و به این می‌پردازد که آیا امروز دیگر شاعران ایران به دلیل آنکه از ایدئولوژی‌ها ناامید شده‌اند و وعده‌های رهایی بخش دروغی بیش نبوده‌اند، شعر را پوچی یا یک نیهیلیسم افراطی می‌دانند؟ شاید همین می‌شود که اوژن یونسکو  می‌گوید «وقتی من می‌بینم که فردی از بشریت صحبت می‌کند، پا به فرار می‌گذارم چراکه دروغ می‌گوید.» به نظر من این اثر کار جدیدی است اما آیا شعرها از پس این عنوان‌گذاری و ادعا برآمده‌اند نمی‌دانم و دیگران باید نظر بدهند.

از کتاب که فاصله بگیریم این روزها علی باباچاهی شعر هم می‌نویسد؟
واقعیت این است که قرار بود این اتفاق رخ دهد و من شعر بنویسم اما امروز که با شما صحبت می‌کنم حدود یک سال و سه ماه است که تنها یک کار نوشته‌ام و آن هم دوستان مطبوعاتی گرفته‌اند و در چندین رسانه منتشر شده است.

به عنوان آخرین سوال؛ دلیل این کم کاری چیست؟
این کم کاری یک دلیل داشت و آن یک ضربه روحی بود که خوردم و فکر می‌کنم که آدم ضعیفی بودم که نتوانستم از پس آن بربیایم. بنابراین دکتر یک سری دارو تجویز کرد که همین مساله باعث توقف نوشتن و خلاقیتم شده است؛ اما خوشحالم که این روزها طوری مطالعه می‌کنم و کتاب می‌خوانم که گویی فردا با کامو و سارتر مسابقه دارم. کتاب خواندن تنها دلخوشی این روزهایم است.

منبع:ایبنا


iconادامه مطلب

کشف فیلمنامه‌ای از استنلی کوبریک که هیچ‌گاه ساخته‌ نشد
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

فیلمنامه‌ای گمشده از استنلی کوبریک پیدا و خبرساز شد. این فیلمنامه که با اقتباس از رمانی کوتاه نوشته شده، اما کارگردان «غلاف تمام فلزی» فرصت ساخت آن را پیدا نکرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمنامه‌ای با عنوان «راز سوزان»‌ اثر استنلی کوبریک خالق فیلم‌های «راه‌های افتخار» و «غلاف تمام‌فلزی» پیدا شد.

کوبریک این فیلمنامه را سال ۱۹۵۶ با اقتباس از رمان کوتاه «راز سوزان» نوشته اشتفان تسوایگ با همکاری کالدر ویلینگهام تقریباً به پایان رسانده و آماده ساخت کرده بود.

همکاری کوبریک با ویلینگهام پس از این فیلمنامه نیز ادامه یافت و حاصل آن فیلم «راه‌های افتخار» با بازی کرک داگلاس شد که یکی از مهمترین فیلم‌های ضدجنگ سینِما درباره جنگ‌جهانی اول است و سال ۱۹۵۷ اکران شد.

ناتان آبرامز از کارشناسان سینمای کوبریک، فردی است که این فیلمنامه را پیدا کرده است. او که از یافته خود هیجان زیادی دارد، می‌گوید: «علاقه‌مندان کوبریک می‌دانستند که او در پی ساخت این فیلمنامه است اما هیچ‌کس نمی‌دانست که او کار نوشتن آن را به پایان رسانده است. ما اکنون یک نسخه از فیلمنامه‌ تکمیل شده را در اختیار داریم.»

کوبریک در طول حیاتش ۱۳ فیلم ساخت و از جمله فیلمسازان گزیده‌کار بود. او که با فیلم «۲۰۰۱ :  ادیسه فضایی» از مرزهای جلوه‌های ویژه معمول در سینِما گذر کرد در فهرست برترین فیلمسازان تاریخ مجله «سایت اند ساوند» جایگاه ششم را در اختیار دارد.

روی فیلمنامه‌ پیدا شده اثر مهر دپارتمان فیلمنامه شرکت «متروگلدن مایر» به چشم می‌خورد که تاریخ اکتبر سال ۱۹۵۶ روی آن دیده می‌شود. در آن دوران کوبریک چندان شناخته شده نبود و فقط فیلم «کشتن» را ساخته بود.

به نظر می‌رسد که کمپانی «متروگلدن مایر»‌ پس از اینکه می‌فهمد کوبریک مشغول کار روی پروژه «راه‌های افتخار» است از ساخت این فیلمنامه منصرف می‌شود. برخی هم باور دارند که جیمز بی‌هریس تهیه‌کننده کارهای کوبریک باور داشت که این فیلمنامه قابلیت فیلم شدن ندارد. البته برخی از جمله ناتان آبرامز محتوای جنجالی داستان را دلیل بایگانی شدن فیلمنامه می‌دانند.

آبرامز در حال پژوهش برای کتاب جدیدش با عنوان «چشمان کاملاً بسته: استنلی کوبریک و آخرین فیلمی که ساخت» در خانه پسر یکی از همکاران قدیمی کوبریک این فیلمنامه را پیدا کرد.


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY