• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 60
  • بازدید دیروز : 412
  • بازدید این هفته : 4914
  • بازدید این ماه : 71673
  • بازدید کل : 932079
  • ورودی موتورهای جستجو : 5285
  • تعداد کل مطالب : 249





عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

احمد پوری: کپی‌رایت به قانون نیاز دارد، نه کدخدامنشی
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده



احمد پوری در گفت‌‌وگو با ستاد خبری همایش«آسیب‌شناسی کپی‌رایت و حقوق مالکیت فکری و معنوی» با اشاره به ترجمه همزمان یک کتاب از سوی چند مترجم گفت: با پیوستن ما به معاهده کپی‌رایت، دیگراین شیوه که هرکتابی به دستمان رسید ترجمه کنیم، بی‌آنکه اطلاع داشته‌ باشیم فرد دیگری در حال ترجمه آن است، کمرنگ خواهد شد. چرا که در اینصورت کاملا مشخص خواهد بود هرناشر یا نویسنده با کدام مترجم قرارداد بسته و اگر ترجمه دیگری از آن کتاب به بازار بیاید، قابل تعقیب و پیگیری است. این مساله دردرازمدت به نفع کتاب‌های باکیفیت‌تر و مترجمان باصلاحیت‌تر خواهد بود.

او درباره نگرانی‌های برخی ناشران مبنی برافزایش قیمت کتاب‌ها درصورت رعایت قانون کپی‌رایت افزود: این موضوع در درازمدت به نفع ناشر خواهد بود. چون ناشرمی‌تواند آثاری با ترجمه حساب شده و قابل قبول به بازار بفرستند. البته شاید نگرانی‌ برخی ناشران بابت قیمت کتاب تا حدودی قابل فهم باشد، اما واقعیت این است که غیراز کتاب‌های استثنایی از نویسندگان جنجالی دنیا، قیمت کتاب‌های دیگر آنقدرها تغییری نخواهد کرد. درواقع اینگونه نیست که ناشران و نویسندگانِ اثر رقمی پیشنهاد بدهند که باعث دوبرابرشدن قیمت کتاب بشود.

این مترجم همچنین به تجربه‌های خود در این زمینه اشاره کرد و گفت: من حداقل اجازه سه تا از کتاب‌هایم را خودم گرفتم و به نوعی کپی‌رایت را رعایت کردم. فکر می‌کنم در شرایط ما تا حدودی کدخدامنشی کار را پیش می‌برد. مثلا برای جیمز فین گارنر، نویسنده «قصه‌های از نظر سیاسی بی‌ضرر» که اتفاقا یکی از کتاب‌های پرفروش آمریکا بود، خودم نامه نوشتم و گفتم من کتاب شما را خوانده‌ام و خیلی خوشم آمده و می‌خواهم آن را ترجمه کنم. دلیل اینکه نامه نوشتم هم این بود که می‌خواهم از شما اجازه بگیرم و اگر شما اجازه ندهید آن را ترجمه نمی‌کنم. البته گارنر بعد از رد و بدل شدن یک سری جزییات و اطلاعات موافقت کرد و تنها خواسته‌اش این بود که چند نسخه از کتاب را برایش بفرستم. درمورد ترجمه چند شعر از شاعران مختلف هم همین کار را کردم و آن‌ها هم گفتند اصلا مشکلی نیست و حتی مرا به ناشر ارجاع ندادند. دوستان دیگری هم الان دارند این کار را می‌کنند. برای همین است که می‌گویم یک نوع کدخدامنشی می‌تواند این کار را درست کند، اما نباید پایه را براین روش‌های شخصی بگذاریم.

پوری افزود: کپی‌رایت به شیوه شخصی با شیوه رسمی فرق دارد. باید قانون و قراردادی بین‌المللی وجود داشته باشد و به هرحال باید از یک جایی شروع کنیم. این کار طبیعتا مزایا و معایبی خواهد داشت، اما مزایای آن بیشتر است.

رییس هیات مدیره انجمن صنفی داستان‌نویسان تهران به تاثیرکپی‌رایت در ادبیات ایران نیز اشاره کرد و گفت: این یک قرارداد دوجانبه است. بدون شک چنین تعاملی ارتباط وسیع‌تری را ایجاد می‌کند. اغلب در صحبت‌هایی که با ناشران خارجی داشته‌ام، شاهد بوده‌ام که وقتی اسم ایران را می‌شنوند، قبل از اینکه درباره کیفیت ادبیات ما نظر بدهند، می‌گویند ما با ایرانی‌ها کار نمی‌کنیم، چون آن‌ها کارهای ما را بدون اجازه چاپ کرده‌اند و ما هم اصلا نمی‌خواهیم به طرف آثار ایرانی برویم. اما اگر چنین اطمینانی به وجود بیاید، آن‌ها با روی باز و تعامل بیشتری نسبت به آثار ایرانی برخورد می‌کنند و شرایط حضور ما در بازارهای جهانی نیز فراهم می‌شود.

پوری افزود: از آنجا که این همایش از سوی انجمن مستقلی برگزار می‌شود که منافع داستان‌نویسان را در نظر می‌گیرد، امید دارم که بتوانیم تاثیر خوبی در این زمینه بگذاریم و به بهبود شرایط فعلی کمک کنیم.

همایش دو روزه «آسیب‌شناسی کپی‌رایت و حقوق مالکیت فکری و معنوی» از سوی انجمن صنفی داستان‌نویسان استان تهران و با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهریور ماه امسال در کاشان برگزار می‌شود.


iconادامه مطلب

احمد مسجدجامعی درباره تغییر نام خیابان شنگرف به عبدالله انوار: جز استاد انوار کسی را در حوزه شناخت کل آثار ابن سینا نداریم
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

در جلسه صبح امروز شورای اسلامی شهر تهران تغییر نام خیابان «شنگرف» به نام استاد عبدالله انوار در دستور قرار گرفت. احمد مسجدجامعی درخصوص جایگاه علمی و پژوهشی عبدالله انوار گفت: مهمترین ویژگی استاد عبدالله انوار این است که جامع الاطراف و عمیق است و تنها شخصیتی است که کل آثار ابن سینا در حوزه های مختلف حکمت، پزشکی، موسیقی و گیاه‏شناسی و سایر علوم را تصحیح کرده و شرح داده است. تحصیح‌کردن یعنی متن‌شناسی و جلوگیری از تحریف‌های احتمالی و نزدیک کردن آن به متن مولف.

وی در ادامه ضمن اشاره به این موضوع که کار سخت‌تر استاد انوار تطبیق نت‌نویسی قدیم با جدید است و پاورقی‌های متعددی را که ایشان زده با موسیقی امروز تطبیق داده است افزود: استاد انوار زبان قدیمی موسیقایی را به زبان جدید تبدیل کرده است. یا مثلا چنین کاری را در فرمول های ریاضی انجام داده است. ما معلم ریاضیات جدید داریم. ویژگی ایشان این است که زبان ریاضیات و هیأت و نجوم و موسیقی قدیم را به زبان ریاضیات جدید تبدیل می کند. یا منطق قدیم را با منطق جدید تطبیق می دهد. در این زمینه ما هیچ کس را مطلقاً نداریم. یا درحوزه شناخت کل آثار ابن سینا در جهان کسی را نداریم. چون آثار ابن سینا متعدد است و کسی از عهده همه آن بر نمی آید. از این جهت فرد بسیار ویژه ایست. بعلاوه تهران شناس بزرگی است. و در تاریخ معاصر از مطلعین از نزدیک است. و روایات دست اول ارائه می‌‏دهد.
عضو شورای اسلامی شهر تهران ادامه داد: ما تجربه‌ای در شورای سوم داشتیم درخصوص نامگذاری. مواردی بود که تصمیم به نامگذاری می گرفتیم اما خانواده موافق نبود. مثلا خیابان ری که منزل مرحوم آقای فلسفی واعظ هم بود. شورای وقت تصمیم گرفت آن خیابان را به نام مرحوم فلسفی بگذارد ولی خانواده موافقت نکرد و گفتند که ری نامی تاریخی است و نمی شود آن را حذف کرد. یا مثلا خیابانی را تصمیم گرفتیم به نام مرحوم ابوترابی بگذاریم ایشان شان و مقام و شخصیت انقلابی و بزرگی بودند اما خانواده شان تغییر نام را نپذیرفتند.

وی در ادامه افزود: بحث من این است که اگر ایشان هم تأکید کرده باشند که جایی را به نام من نگذارید چه باید بکنیم. خداوند عمر و عزت به استاد انوار بدهد ما همین مساله را نسبت به قیصر امین پور هم داشتیم. او با نامگذاری خیابانی به اسم قیصر مخالفت کرد. الان البته جایی را به نام قیصر داریم ولی در زمان حیات ایشان این اتفاق نیفتاد. اما تبدیل نام خیابان شنگرف به استاد انوار از این جهت است که این خیابان، اطراف  کتابخانه ملی است.

مسجدجامعی ضمن بیان این که استاد انوار اولین کسی است که فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی را نوشت افزود: فهرست نسخ خطی کار بسیار دشواری است و تقریبا در این زمینه کمتر کسی را داریم. چون فردی باید باشد که جامع علوم مختلف باشد. چون فهرست نسخ خطی در همه علوم و در همه زمینه هاست. از این جهت اصل این پیشنهاد مربوط به کتابخانه ملی و پیشنهاد دوستان کتابخانه ملی است. که حالا با توجه به این فضایی که وجود دارد و این که این خیابان در حاشیه آنجا هست و ایشان هم بنیان گذار فهرست نویسی و بزرگترین فهرست نویس زنده جهان اسلام هست این خیابان را به نام ایشان بگذاریم. البته شنگرف هم به معنای مرکب سرخ است که از اصطلاحات نسخه شناسی است.

وی در ادامه افزود: در هر حال برخی شخصیت ها بودند که به دلیل تواضع حاضر نبودند نام تاریخی یا فرهنگی یک خیابان برداشته شود و نام خودشان گذاشته شود. الان هم چنین موردی درباره ایشان درحال تکرار است. هرچند که ایشان شخصیت بسیار بزرگی است.

امگذاری ها شفاف شود
در ادامه جلسه مسجدجامعی درباره پیشنهاد محمد سالاری مبنی بر اینکه نامگذاری ها فهرست وار خوانده و برای نامگذاری خیابان ها بجای بند به بند، کلی تصمیم گیری شود، اظهار کرد: پیشنهاد خوبیست اصل اعتماد به کمیسیون است و این هم خوب است که بعضی موارد این نامگذاری ها شفاف شود. درگذشته روال این بود که اگر اعتراضی صورت می گرفت مباحث گفته می شد و دوباره به کمیسیون بر می گشت. به نظر من اگر اسامی زیاد باشد این پیشنهاد خوب است ولی نه در همه موارد.

عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر در خصوص نامگذاری میدان امام هادی (ع) به شیخ صدوق به تصرفات انجام گرفته در بنای ابن بابویه پرداخت و بیان کرد: بنای ابن بابویه که امروز می‌بینیم جدید است. در ری یک قرار داد نانوشته ای بین معماران وجود داشت که به احترام بنای حضرت عبدالعظیم همه مساجد و اماکن مذهبی یک گلدسته داشتند. بعضی از این نوآوری ها نه عرف را می شناسد و نه معماری را و برای نخستین بار در این مزار شریف این سنت مومنانه معماران زیرپا گذاشته شد و یک بنای مذهبی دو مناره ساختند و این هارمونی را به هم زدند. تصرف هایی هم در ابن بابویه شده مثلاً درختان ورودی قطع شده و سر در زیبا و قدیمی ابن بابویه بکل از بین رفته است. خیلی از قبرهای تاریخی و مانند آن را تخریب کرده اند و آسیب زده اند.
وی در پایان گفت: مقبولیت شیخ صدوق این است که ناقل روایات امام هادی است. یعنی منهای امام هادی شیخ صدوق معنا نداشت. پیشنهاد من این است که حتما در نامگذاری‏ها جای مناسبی را در همین ری به نام امام هادی علیه السلام بگذاریم و اینجا را هم بنا به تقاضای اهالی محل و مردم آن منطقه به نام شیخ صدوق برگردانیم.


 


iconادامه مطلب

۵ رمان نامزد جایزه بوکر طلایی شدند
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

برنده برندگان پنج دهه برگزاری جایزه کتاب بوکر از میان ۵ رمان معروف از نویسندگانی چون «هیلاری منتل» و «جورج ساندرز» انتخاب می‌شوند.

به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، به مناسبت پنجاهمین سال برگزاری جایزه کتاب «بوکر» به عنوان مهم‌ترین جایزه ادبیات داستانی بریتانیا، قرار است بهترین برنده این رویداد ادبی در طول تمام ادوار برگزاری به عنوان برنده «بوکر طلایی» انتخاب شود.

هیات داوران ویژه این جایزه، ۵ رمان برنده جایزه بوکر را به نمایندگی از هر دهه انتخاب کردند و در ادامه با رای مردم برنده برندگان جایزه بوکر انتخاب خواهد شد.

«بیمار انگلیسی» نوشته «مایکل اونداتیه» و «تالار گرگ‌ها» نوشته «هیلاری منتل» از رمان‌های معروف، نامزد جایزه بوکر طلایی هستند.

«منتل» نویسنده مطرح انگلیسی و نخستین زن برنده‌ دو جایزه بوکر در سال ۲۰۰۹ با رمان «تالار گرگ‌ها» موفق به کسب جایزه بوکر شد و «مایکل اونداتیه» نیز برنده سال ۱۹۹۲ این جایزه است.

«در کشور آزاد» از «وی. اس. نایپل» برنده بوکر سال ۱۹۷۱، «ببر ماه» اثر «پنه‌لوپه لایولی» برنده جایزه سال ۱۹۸۷ و «لینکلن در باردو» نوشته «جورح ساندرز» برنده سال ۲۰۱۷ دیگر نامزدهای جایزه برنده برندگان بوکر (بوکر طلایی) هستند.

هر یک از داوران برترین برنده هر دهه را انتخاب کرده‌اند و برنده «بوکر طلایی» از طریق رای مردم در سایت این جایزه ادبی انتخاب می‌شود. برنده نهایی این جایزه روز هشتم جولای در جشنواره ۵۰ سالگی «من بوکر» در مرکز «ساوث بنک» لندن معرفی خواهد شد.

جایزه «من بوکر» که اولین‌بار در سال ۱۹۶۹ برگزار شد، جایزه‌ای است برای بهترین اثر ادبیات داستانی که به زبان انگلیسی نوشته شده است. این جایزه بیش از ۴۰ سال فقط به نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع، انگلیسی‌ها و ایرلندی‌ها تعلق می‌گرفت، اما از سال ۲۰۱۴ با وضع قوانین متفاوت، تمام آثار نوشته‌شده به زبان انگلیسی‌ حق شرکت در آن را پیدا کرده‌اند.

زمانی که تصویب شد نویسندگان آمریکایی هم حق شرکت در این رقابت‌ها را دارند، جنجال‌های زیادی به ‌پا شد و برخی به “آمریکایی” شدن این جایزه اعتراض کردند.

«پل بیتی» و «جورج ساندرز» دو نویسنده آمریکایی هستند که در سال‌های اخیر موفق به کسب این جایزه شده‌اند.

 


iconادامه مطلب

گقت‌وگو با اندرو شان گریر، برنده پولیتزر ۲۰۱۸ باید مراقب باشم متکبر نشوم
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

نقل از گاردین – اندرو شان گریر نویسنده شش رمان است؛ ازجمله کتاب پرفروش «اعترافات مکس تیوولی». ماه گذشته او برای آخرین رمانش «کمتر»، اثری تراژیک-کمیک درباره زندگی، عشق و ناامیدی یک نویسنده ۴۹ ساله برنده جایزه پولیتزر شد.

چند هفته اول بعد از برنده شدن در پولیتزر چطور گذشت؟
تماس‌های زیادی داشتم. در طول ۲۴ ساعت هفت برنده پیشین پولیتزر با من تماس گرفتند. باید مراقب باشم تا متکبر نشوم. هنوز باید کار خرید و غذا دادن به سگ‌ها را انجام بدهم و نمی‌توانم بگویم چون پولیتزر بردم سگ‌ها دیگر نیاز به غذا ندارند. پس سگ‌ها تحت تاثیرم قرار نمی‌گیرند.

«کمتر» اولین رمان کمیک است که برنده پولیتزر شده. آیا رمان‌های کمیک از مد افتاده‌اند؟
در نیویورک تایمز مقاله‌ای می‌خواندم درباره اینکه چطور مد نیاز به این دارد که بیش از این سرشار از شادی باشد. این دقیقا همان احساسی بود که زمان نوشتن «کمتر» داشتم. اینطور نیست که از دنیای وحشتناکی که در آن هستیم خبر نداشته باشم. قضیه این است که من توانستم آن را تاب بیاورم. بنابراین کتابی نوشتم که از پس آن برآمده، اما درباره شادمانی است.

چرا در دنیای ادبیات رمان‌های کمیک کمتر بااهمیت تلقی می‌شوند؟
در امریکا نظر ما درباره رمان عالی امریکایی عمیقا جدی است: ۸۰۰ صفحه از یک مرد سفیدپوست. مردم تصور می‌کنند کمدی از روبه‌رویی با موضوع اجتناب می‌کند، اما کمدی در زمان مناسب مستقیما به موضوع نگاه می‌کند. و وقتی با اساس یک کمیک روراست طرف هستید این را می‌فهمید، زیرا احساس ناراحتی می‌کنید و بعد از طریق این احساس بد رها می‌شوید.

آیا بردن یک جایزه بزرگ رابطه شما با نوشتن را تغییر داده است؟
این قضیه من را تا ساعت سه صبح بیدار نگه می‌دارد، درنتیجه خوشحالم که پرسیدید. اگر زاناکس بخورم نه. تصور می‌کنم به من اعتماد به نفس کافی برای انجام پروژه‌های بعدی بدون نگرانی را می‌دهد. اما من وقتی واقعا مطمئنم چندان خوب نمی‌نویسم. وقتی مضطربم از همیشه بهتر می‌نویسم.

شما دوقلو هستید. این چطور برداشت شما از هویت را شکل داد؟
من عادت داشتم که با یک نفر دیگر در دنیا باشم، درنتیجه وقتی با او نیستم احساس تنهایی بیشتری می‌کنم. عجیب است زیرا ما بسیار شبیه‌ایم، برای همین دیدن کسی که او را یک کپی از خودم می‌دانم به زندگی متفاوتی منجر می‌شود و انتخاب‌های مختلف را چشمگیر می‌کند زیرا باعث می‌شود فکر کنی ما حقیقتا سرنوشتمان را انتخاب می‌کنیم. و فهم این کمی ترسناک است.

کتاب‌های مورد علاقه‌تان در کودکی‌ چه بود؟
هر کتابی که اولش نقشه داشت: می‌فهمی که یک دنیای کامل در این کتاب وجود دارد و تو قرار است به تمام این جاها بروی. این یک احساس مهیج است. من هنوز عاشق نقشه در کتابم.

آیا در یک خانواده اهل کتاب بودید؟
خیلی زیاد. پدر و مادرم در خانواده‌های فقیری در روستای جنوب بزرگ شده بودند و کتاب راه فرارشان بود. آن‌ها هر دو دانشمند شدند که اتفاق عجیبی است. و درنتیجه کتاب‌ها همیشه در خانه ما گران‌بها شمرده می‌شدند.

ژانرهایی هست که هنگام خواندن از آنها اجتناب کنید؟
مثل اکثر نویسنده‌ها من می‌خوانم تا به نوشتنم کمک کنم. و این به این معنی است که چیزهای زیادی هست که دوست دارم اما کمک‌کننده نیستند. رمان‌های گرافیکی فوق‌العاده‌اند اما به من کمک نمی‌کنند، بنابراین آن‌ها را کنار گذاشته‌ام.

نویسنده‌هایی هستند که وقتی به دنبال الهام‌ گرفتن هستید کارهایشان را بخوانید؟
شاید گفتن همچین چیزی برای من که کتابی مثل «کمتر» نوشته‌ام متظاهرانه باشد، اما همیشه پروست. همینطور ناباکوف و سیبالد. برای «کمتر» اغلب فیلیپ راث خواندم، نمی‌توانم بیشتر از یکی بخوانم چون بیش از حد تحریک می‌شوم.

بهترین کتابی که هدیه گرفتید چه بود؟
بهترین دوستم، دیوید فاستر مدام به من کتاب می‌دهد و بهترین آن نسخه خارج از چاپ نمایشنامه‌نویس امریکایی، لیلیان هلمن است. او کتاب دیوانه‌واری به اسم «شاید» نوشته که مرا مسحور کرده است.

چه کتابی را دوست دارید به دیگران هدیه بدهید؟
«خواب بزرگ» یا «خداحافظی طولانی» ریموند چندلر را هدیه می‌دهم. می‌بینی که مردم چقدر دوست دارند کتابخوان باشند اما نمی‌خوانند؟ اگر من به آن‌ها ریموند چندلر بدهم دوباره به آن روال خواندن برمی‌گردند، زیرا بسیار فوق‌العاده‌‌اند و از ادبیات والایی برخوردارند.

چه کتابی الان روی پاتختی‌تان است؟
«دن کیشوت» که برای الان کافی است. سریع می‌گذرد و بامزه است. دارم یک ترجمه مدرن انگلیسی هم می‌خوانم که جالب‌تر از اسپانیایی عتیقه است.

بعد از دن کیشوت چه می‌خوانید؟
احتمالا «ستاره‌ها بر فراز وراکروز» بری گیفورد. حتما خیلی‌ها او را با «از ته دل وحشی» می‌شناسند. او به شیوه ریموند چندلر می‌نویسد اما جنایی. شاید فکر کنید عجیب است که من از این کتاب‌ها می‌خوانم، اما واقعا می‌خوانم. ژانر داستانی در چیزهایی خوب است که نویسنده‌های ادبی در آن خوب نیستند، می‌توانید خیلی چیزها از آنها یاد بگیرید.


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY