• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 260
  • بازدید دیروز : 417
  • بازدید این هفته : 2644
  • بازدید این ماه : 8366
  • بازدید کل : 996373
  • ورودی موتورهای جستجو : 6221
  • تعداد کل مطالب : 338





عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

معرفی نامزدهای مهم‌ترین جایزه کتاب سیاسی
بازديد : iconدسته: گزارش

فهرست اسامی شش نامزد راه‌یافته به مرحله نهایی جایزه کتاب سیاسی «جورج اورول» اعلام شد.

به گزارش ایسنا، «گاردین» نوشت: شش کتاب که به موضوعاتی همچون برکسیت، کنترل سلاح، سیاست جهانی، فاجعه هیلزبورو و… پرداخته‌اند، به عنوان نامزدهای نهایی جایزه کتاب سیاسی «جورج اورول» ۲۰۱۷ معرفی شدند.

برنده این جایزه ۳۰۰۰ پوندی که عنوان مهم‌ترین جایزه کتاب سیاسی جهان را یدک می‌کشد، همزمان با معرفی برندگان بخش‌های روزنامه‌نگاری و گزارش اجتماعی و وبلاگ‌نویسی طی مراسمی در لندن در روز ۱۵ ژوئن معرفی می‌شوند.

فهرست راه‌یافتگان به مرحله نهایی این دوره جایزه اورول به شرح زیر است:

«هفت» نوشته «راث دادلی ادواردز»

«همه آماده جنگ» نوشته «تیم شیپمن»

«شهروند کلِم» نوشته «جان بو»

«داستان جزیره» نوشته «دی.جی تیلور»

«و خورشید می‌درخشد» نوشته «آدرین تمپانی»

«روز دیگری بر بستر مرگ آمریکا»‌ نوشته «گری یونگ»

جایزه ۳۰۰۰ پوندی «جورج اورول» شامل بخش‌های روزنامه‌نگاری، وبلاگ‌نویسی و گزارش اجتماعی نیز هست. این جایزه که در سال ۱۹۹۳ راه‌اندازی شده‌، سالانه به نویسندگانی تعلق می‌گیرد که با آثارشان به آرمان‌های «جورج اورول» نزدیک‌ترند. هدف نویسنده رمان «۱۹۸۴» تبدیل کردن ادبیات سیاسی به اثری هنری بود.

جایزه‌ «جورج اورول» ابتدا در بخش کتاب سیاسی کار خود را آغاز کرد و پس از آن بخش روزنامه‌نگاری و در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ وبلاگ‌نویسی نیز به آن اضافه شد. از سال گذشته بخش جدیدی هم به این جوایز اضافه شده که به بهترین اثر در حوزه گزارش اجتماعی تعلق می‌گیرد.

از برندگان پیشین جایزه «جورج اورول» می‌توان به نویسندگانی چون «آلن جانسون»،‌ «اندریا گیلیز» و «رجا شهاده» اشاره کرد. سال گذشته نیز این جایزه به «ابتکار روسیه» نوشته «آرکای اوستروفسکی» رسید.

 


iconادامه مطلب

آزما از دیروز تا امروز / نگاهی به صدمین شماره ماهنامه ازما “گفتگو با استاد ابوالحسن نجفی”
بازديد : iconدسته: گزارش

 

  شما با نشريات جدي ادبي در دوران دبيرستان آشنا شديد و شروع ماجرا هم ظاهرا با مجلهي «سخن» بود آيا فکر ميکرديد روزي سردبير اين مجله باشيد؟

آن زمان نشرياتي مثل” يادگار”، هم چاپ مي‌شد که من چندان علاقمند به مباحث آن نبودم اما وقتي درسال‌هاي دبيرستان  نخستين شماره از سال دوم سخن به دستم رسيد، با مفاهيم  تازه‌اي آشنا شدم که مرا علاقمند کرد. وقتي به تهران آمدم بلافاصله اقدام کردم براي تهيه ي دوره‌ي کامل مجله، اما سخن بعد از ۳۴ شماره انتشار  موقتاً تعطيل شد چون خانلري، هدايت و شهيد نورايي که هر سه از روشنفکران بودند و تفکر انقلابي در ادبيات داشتند (البته بيشتر هدايت و نورايي) به اروپا رفتند. بعد از تيراندازي به شاه در سال ۱۳۲۷ يکباره آزادي نسبي که از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ به سبب آشفتگي اوضاع بعد از سقوط رضا شاه تا آن روز وجود داشت از بين رفت اما باز هم اوضاع تا ۱۳۳۲ بد نبود و از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲به بعد خفقان مطلق حاکم شد. اما اين دوره‌ي دوازده ساله ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ يک دوره‌ي منحصر به فرد بود از نظر آزادي مطبوعاتي و فرهنگي. وابعاد اين آزادي آن قدر بود که حتي به نوعي «هوچي‌گري» در نشريات منجر شد مثلاً در مجله‌ي «آتشبار» به مديريت انجوي شيرازي يا «مرد امروز» به مديريت محمد مسعود. يا «شورش» به مديريت کريم پورشيرازي اين‌ها عملا در نشرياتشان ناسزا مي‌گفتند. اين دوران دوران غريبي بود و هر جا مي‌رفتيم صحبت سياست بود و حزب توده.

بعد از ۲۸ مرداد فعاليت‌هاي  فوق‌العاده‌اي چه در زمينه‌ي ادبيات و چه در رشته‌هاي ديگر هنري و به خصوص در حوزه ي روزنامه‌نگاري آغاز شد از سال ۱۳۳۵ و در واقع درميانه‌ي دهه‌ي سي فعاليت‌هاي هنري و فرهنگي بيشتر شد و در در اوايل دهه‌ي پنجم که از ۱۳۴۰ شروع مي‌شود تا سال‌هاي  ۵۱ – ۱۳۵۵ يک دوره‌‌ي فوق‌العاده بود در تاريخ هنر و ادبيات ايران که نه قبل از آن سابقه داشت و نه بعد از آن تکرار شد. بعضي‌ها اغراق مي‌کنند و مثلا آقاي زرياب خويي مي‌گويد: «اين دهه ايران حتي در جهان بي‌نظير بوده». در اين دوران اوج کارهاي آل احمد بود و پختگي شعري شاعراني چون شاملو و فروغ و سهراب، چاپ آثار ساعدي و نويسندگان نوگراي ديگر و در همين دوران سينماي موج نوي  ايران بروز مي‌کند و حتي از نظر سياسي هم مردم جرات پيدا کرده بودند که پوشيده و يا آشکار آزادي خواهي و مطالباتشان را بيان کنند.

 

  اما افرادي مثل آيدين آغداشلو معتقدند که نوجوييهاي بزرگاني چون نيما و مقالهنويسيهاي فروزانفرها بود که زمينه را براي  پيشرفتها در دههي چهل پديد آورد، شما چه قدر اين حرف را قبول داريد؟

من اين را قبول ندارم. آن‌ها يک کار ديگر مي‌کردند. امثال فروزانفرها و همايي‌ها حتي روبروي نيما قرار  گرفتند.

 در آن مقطع زماني که سخن، يغما، صدف و … منتشر ميشدند، «سخن» متفاوتتر از  بقيه بود  هم در زمينه انتخابهايي که ميکرد و هم ترجمهي شعرهايي که چاپ ميکرد دليل  اين نگاه متفاوت را  شما در چه چيزي ميبينيد آيا کاراکتر خود خانلري بود يا چيز ديگري؟

نه چندان. خانلري با توجه به همه‌ي ارزش‌هايي که دارد و من  به همه‌ي آن‌ها احترام مي‌گذارم، خودش يک روحيه ي بينابيني داشت هم علاقمند به زمينه‌اي بود که در آن پرورش يافته بود يعني همان روش قدمايي و کلاسيک و هم ‌کششي به سوي ادبيات غرب و ادبيات جديد داشت ولي خودش به شيوه‌ها و فضاي جديد آن‌طور که بايد علاقه نداشت يعني مثلا نيما را نمي‌فهميد و يا نمي‌خواست بفهمد. چون به هر حال پرورش يافته‌ي کلاسيک‌ها بود. اما تفاوتش با آن‌ها در اين بود که زبان خارجي مي‌دانست و به خصوص به زبان فرانسه تسلط عالي داشت و از اين طريق با ادبيات خارج به خصوص با رمان و نمايشنامه آشنا بود در حالي که فضلايي چون همايي و فروزانفر به کلي با اين مسايل بيگانه بودند. بنابراين آن‌ها به هيچ وجه پايه‌گذار  هيچ پيشرفتي به سوي ادبيات مدرن نمي‌توانستند باشند.

خانلري هم ادبيات قديم را کار کرده بود و هم گرايش‌هايي به ادبيات غرب داشت و در اين ميان مانده بود يعني نه خيلي قدمايي بود و نه خيلي جديد. در نتيجه مجله‌اش هم همين‌طور بود در مورد چاپ خيلي از مطالب جديد ديگر انتخابش با خود خانلري نبود به‌خصوص در دهه‌ي چهارم. در دهه‌ي دوم ۱۳۲۲ تا آن دوره ي دوم که سخن منتشر شده که هدايت و  (دو نفر ديگر که سردبير بودند…) آن زمان سخن نسبت به دوره ي خودش مجله‌ي پيشرويي بود اما از ۱۳۴۵ به بعد سخن ديگر پيشرو نبود.

 يعني سخن از شرايط دوران بعد از ۲۸ مرداد عقب ماند؟

دقيقا اما مقاله‌هاي متيني در آن منتشر مي‌شد و گاه همان‌ها زمينه‌ساز بحث‌هاي خوبي مي‌شد. و البته هرگز آن چه ما شعر نو مي‌ناميم در آن چاپ نشد.

  اما ترجمهي شعرهاي خوبي مثلاً از بودلر و  ساير شعراي پيشگام غربي در آن منتشر ميشد.

بله، اين‌ها بود گاهي بحث‌هايي در زمينه‌ي نقد ادبي در آن چاپ مي‌شد که از بين بهترين‌ها انتخاب مي‌شدند، ترجمه‌هايي که از آثار نويسندگان خارجي مي‌شد بسيار خوب بود که اين‌ها بيشتر حاصل حضور همکاراني بود که در کنار خانلري بودند، از جمله عده‌اي از همکاران بين سال‌هاي ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ در سخن جمع شدند که گروه بسيار جالبي بودند آن‌ها به همت عليرضا حيدري دور هم جمع شده بودند که به نظر من بهترين دوره‌ي مجله سخن اين دوره بود. اين جوان‌ها برخي تندرو بودند، تندوري که خانلري نمي‌توانست داشته باشد اما با آن‌ها کنار مي‌آمد. اما قدر خانلري همواره محترم است. اگر اين مجله يک مجله‌ي تاثيرگزار در دوران خودش بود، قطعا بخشي هم مديون خانلري بوده که باعث شد اين مجله پايدار بماند در اين شکي نيست. اما اين که مسئوليت هر آن چه در سخن چاپ مي‌شد به انتخاب و عهده‌ي‌ خانلري باشد نه اين جور نبود و بسياري از نوآوري‌ها بر عهده‌ي همکاران خانلري بود. و از يک دوره‌اي هم ديگر سخن عقب افتاد. يعني وقتي من سال ۱۳۴۵ از خارج برگشتم ديگر سخن کهنه شده بود. در آن زمان جنگ اصفهان، جنگ هنر و ادب حسين رازي (که در سال ۱۳۳۵ چاپ شد و اصلا کلمه ي جنگ را هم او به کاربرد) يا انديشه و هنر و خروس جنگي بودند که منشا تحولات بسياري بودند.

متن کامل در ارشیو سایت ماهنامه آزما

 


iconادامه مطلب

سالروز تولد پرویز مشکاتیان
بازديد : iconدسته: گزارش


پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آموخت. وی آموختن موسیقی را در طول تحصیل در زادگاهش، نیشابور پی گرفت و تا پایان دورهٔ متوسطه همچنان در پیشگاه پدر به فراگیری و تمرین مشغول بود. او در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد و به آموختن ردیف میرزا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.
وی همزمان با آموزش ردیف، مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، دکتر مهدی برکشلی، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فرا گرفت. او نوازندگی سنتور را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به صورت بسیار جدی ادامه داد و توانست در نوازندگی این ساز به مهارت ویژه و چشمگیری دست پیدا کند و همچنین توانست کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی و نوازندگی سنتور به ویژه در زمینهٔ ساخت قطعات همنوازی (ارکسترال)، تصنیف و نیز تکنوازی انجام دهد. مشکاتیان در این سال‌ها، کنسرت‌های متعددی با خوانندگانی چون پریسا وهنگامه اخوان اجرا کرد و در سال ۱۳۵۶، گروه عارف را تشکیل داد
وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌گردید، به همراه پشنگ کامکار مقام نخست در رشتهٔ سنتور و همراه باداریوش طلایی، مقام ممتاز در ردیف‌نوازی را به دست آورد. وی همسر سابق افسانه شجریان بوده و صاحب دو فرزند به نامهای آوا و آیین است.


iconادامه مطلب

سالروز درگذشت حبیب یغمایی
بازديد : iconدسته: گزارش


حبیب یغمایی؛ محقق ادبی، روزنامه‌نگار، و شاعر در سال ۱۲۸۰ شمسی در دهکده مسکین «خور» در خانه‌ای محقر و گلین به دنیا آمد
پدرش حاج میرزا اسدالله منتخب‌السادات خوری و مادرش شاعر و از تبار یغمای جندقی بود و به همین علت وی فامیلی یغمایی را برای خود برگزید.
دنیای پدری و نیای مادری حبیب یغمایی هر دو فقیه و دانشمند و عالمان دین بودند. حبیب راه اجداد را دنبال کرد.
وی در دوران کودکی در مکتب‌خانه‌های خور و در خدمت پدر درس خواند و یغمایی در جوانی برای دانش اندوزی رهسپار شاهرود شد و در ۲۰ سالگی زدواج کرد.
یغمایی در سال ۱۳۰۰ شمسی پس از ازدواج راهی تهران شد و در مدسه آلیانس و پس از آن در دارالمعلمین عالی نزد استادانی چون علامه اقبال آشتیانی و عبد العظیم خان قریب به تحصیل پرداخت.
وی در سال ۱۳۱۴ به مدیریت کل نگارش وزارت معارف منصوب شد و به کار تدوین کتب درسی نظارت داشت.
در سال ۱۳۱۲ همکاری مستمر او با محمدعلی فروغی آغاز شد که تا پایان عمر فروغی در ۱۳۲۱ ادامه یافت. در این دوران کلیات سعدی به تصحیح فروغی با همکاری یغمایی انتشار یافت.
همزمان یغمایی گرشاسب‌نامه اسدی طوسی را ویرایش و چاپ کرد و کتابی محققانه به نام سعدی‌نامه گردآوری کرد و جزو انتشارات مجلهٔ آموزش و پرورش به چاپ رساند.
مرحوم یغمایی در سال ۱۳۲۷ شمسی مجله یغما را تاسیس کرد و در همین سال به ریاست معارف کرمان برگزیده شد.
در سال ۱۳۳۱ در زمان وزارت فرهنگ دکتر مهدی آذر، یغمایی رئیس اداره انطباعات شد. به پیشنهاد او نام اداره به اداره نگارش تغییر یافت. در هنگام تصدی این مقام با تعدادی از شخصیت‌های برجستهٔ فرهنگی و ادبی آشنا شد. نیما یوشیج زمانی کارمند اداره او بود.
یغمایی پس از سال‌ها تدریس در دارالفنون، دارالمعلمین عالی و دانشگاه تهران از کار دولتی بازنشسته شد. در سال ۱۳۵۵ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به پاس خدمات ارزنده‌اش به فرهنگ کشور، دکترای افتخاری زبان و ادبیات فارسی به او اعطاء کرد.
در آخرین مجمع کنگره تحقیقات ایرانی در شهریور ۱۳۵۶ در دانشگاه کرمان، مقارن با سی‌امین سال انتشار مداوم مجله یغما، در یکی از جلسات کنگره از مجله و مدیر آن حبیب یغمایی به اتفاق چند تن دیگر تجلیل شد.
حبیب یغمایی در ۲۴ اردیبهشت سال ۱۳۶۳ در تهران درگذشت، پیکر او به زادگاهش؛ خور و بیابانک انتقال یافت و در آرامگاه احداثی خود آرام گرفت.


iconادامه مطلب

این زنان سینما را تغییر دادند
بازديد : iconدسته: گزارش

در طول تاریخ سینما زنانی بودند و هستند که به عنوان چهره‌هایی جریان‌ساز و تاثیرگذار سهم بسزایی در پیش‌برد، سینمای مستقل در جهان داشته‌اند.

به گزارش ایسنا، «آنیس واردا»، کارگردان صاحب نام یونانی‌- فرانسوی که از او به عنوان مادربرزگ موج نوی سینمای فرانسه یاد می‌شود، در سن ۸۸ سال نیز بدون هیچ نشانه‌ای از خستگی و کهولت همچنان پیشرو در به تصویر کشیدن هنر از دریچه تجربه‌گرایی است و همچنان به صورت شخصی از تمام ساخته‌هایش حمایت می‌کند.

نقش «واردا» در سینما و جریان فمینیسم محور اصلی زندگی هنری او بوده است.

وی اولین فیلم بلند خود را در سال ۱۹۵۵ با نام «نقطه کوتاه» ساخت. «سواحل آنیس» نیز دیگر ساخته اوست که جایزه بهترین اثر مستند جوایز سزار را کسب کرد، او در سال ۲۰۱۱ به‌جهت خدماتش در عرصه فرهنگ و هنر فرانسه، به مقام لژیون دونور رسید.

« واردا» در سال ۱۹۶۴ جایزه سینمایی «لوئی دلوک» را کسب کرد، در سال ۱۹۹۲ نامزد نخل طلای کن بود، در سال ۱۹۸۵ شیر طلای ونیز را برد و در سال ۱۹۶۵ خرس نقره‌ای جشنواره برلین را به‌دست‌ آورد.

این کارگردان زن مستقل فرانسوی از کارگردانان اصلی موج نوی سینمای فرانسه و یکی از بازماندگان این مکتب است که آثار او از جمله فیلم‌ها و عکس‌هایش با شیوه تجربی متمایز، عمدتاً بر مستندهای واقع‌گرا، مسئله فمینیست و موضوعات اجتماعی متمرکز هستند.

فیلم جدید «آنیس واردا» با عنوان «روستاها و چهره‌ها» امسال در بخش غیررقابتی هفتادمین جشنواره فیلم کن رونمایی می‌شود.

«کلودیا ویل» سینماگر مستقل زن آمریکایی است که زمانی به تلویزیون روی آورد که مثل این  روزها این رسانه چندان محبوبیتی نداشت و او از جمله چهره‌هایی بود که مقدمات ظهور عصر طلایی تلویزیون را فراهم کرد.

وی اولین فیلم بلند داستانی خود را در سال ۱۹۷۸ با عنوان «دوستان دختر» ساخت و امروزه بیشتر برای ساخت این فیلم شناخته می‌شود.

داستان این فیلم درباره رنج‌ها و لذت‌های یک دوستی عمیق میان دو دختر است. وی پس از آن فیلم پرهزینه «نوبت من است» را با بازی «مایکل داگلاس» و «جیل کلایبورگ» ساخت و مسیر را برای دیگر کارگردان مستقلی هموار کرد که مشتاق بودند فیلمسازی استودیویی را تجربه کنند.

«کلودیا ویل» در سال‌های اخیر تمرکز خود را فقط روی تلویزیون قرار داده است و اپیزودهایی از سریال‌های «به اصطلاح زندگی من»، «امید شیکاگو» و «دختران» را کارگردانی کرده است. او نمونه‌ای از یک سینماگر است که مسیر خود را از میان پیچ‌وخم‌های فراوان و با تصمیمات جسورانه یافته و می‌تواند الگویی برای بسیاری از سینماگران مولف امروزی باشد.

سینمای مستقل امروز وامدار چهره‌هایی چون «نیکول هولوفسنر» کارگردان و نویسنده آمریکایی است که اولین بار در سال ۱۹۶۶۶ با فیلم بلند «راه رفتن و صحبت‌کردن» توجهات را به سمت خود جلب کرد.

این کمدی درام با بازی «کاترین کینر» و «آن هیش» به خوبی استعدادهای «هولوفسنر» را نشان داد که با بازی‌های درخشان بازیگران مستعد این فیلم نیز همراه بود.

وی از آن زمان تاکنون تنها پنج فیلم بلند «دوست داشتنی و فوق‌العاده»، «دوستان با پول»، «لطفا کمک کنید» و «کافیه» را کارگردانی کرده و بیشتر به کارگردانی سریال‌ها تلویزیونی چون سریال معروف «نارنجی همان سیاه است» پرداخته است.

کمتر کارگردانی یافت می‌شود که همچون «هولوفسنر» شخصیت‌های زن فیلم‌هایش را با این دقت و ظرافت بنویسد و چنین تبحری در کارگردانی ستاره‌ها داشته باشد. کارنامه‌ کاری «نیکول هولوفسنر» گواهی بر قابلیت‌های همیشه در حال تکامل این کارگردان آمریکایی است.

نیکول هولوفسنر

«شانتال آکرمن» فیلمساز   سرشناس و تاثیرگذار بلژیکی بود که از زندگی خود به عنوان یک بوم نقاشی استفاده می‌کرد و با تلفیق واقعیت و مفاهیم آوانگارد به الگوهای جدید و مهیجی در فیلمسازی دست می‌یافت.

وی بییشتر برای ساخت فیلم‌ «ژان دیلمان، شمارهٔ ۲۳ که‌دو کومرس، ۱۰۸۰ بروکسل» شناخته می‌شود و دغدغه او برای به تصویر کشیدن زندگی روزانه از طریق آثار مستند و داستانی در همه فیلم‌های او نمایان است.

فیلم‌های او بسیار شخصی و عمیقا خلاقانه است و به نوعی زبان خاص خود «آکرمن» را دارد و فیلمسازان فمنیست، تا سال‌های آینده همچنان تحت تاثیر او قرار خواهند داشت.

«شرلی کلارک» کارگردان برنده اسکار مسنتد سال ۱۹۶۲ با «رابرت فراست: نزاع یک دیوانه با جهان»، «آلیس گی-بلاش» بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده فرانسوی، «ویه‌را خیتیلووا» کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس آوانگارد اهل جمهوری چک، «لوکرسیا مارتل» کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده آرژانتینی، «مری پیکفورد» هنرپیشه آمریکایی و یکی از ۳۶ بنیانگذار آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار و «کاترین بریا» کارگردان مولف فرانسوی از دیگر سینماگران زنی هستند که نقش بسزایی در عرصه سینمای مستقل جهان ایفا کرده‌اند.

 


iconادامه مطلب

افزایش ۱۵ درصدی فروش کتاب در نمایشگاه امسال
بازديد : iconدسته: گزارش

سخنگوی سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از افزایش ۱۵ درصدی فروش کتاب در هفت روز برگزاری نمایشگاه نسبت به سال قبل خبر داد.

به گزارش ایسنا، همایون امیرزاده روز چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت‌ماه گفت: سال گذشته میزان فروش نمایشگاه از طریق دستگاهای کارت‌خوان تا پایان روز هفتم ۴۲۹ میلیارد و ۲۸۰ میلیون و ۳۴۹ هزار ریال بوده است. امسال تا پایان روز هفتم میزان این تراکنش‌ها ۴۸۵ میلیارد و ۷۱۲ میلیون و ۱۶۱هزار ریال بوده است.

او افزود: امسال شاهد افزایش ۶۲هزار ۴۳۱ تراکنش بیشتر نسبت به سال گذشته بوده‌ایم که افزایش ۷ درصدی نسبت به سال گذشته را نشان می‌دهد. همچنین از نظر ریالی به نسبت هفت روز نمایشگاه سال قبل تا به حال از نظر ریالی ۱۵ درصد افزایش فروش ثبت شده است.


iconادامه مطلب

” فیونا مک فارلن” جایزه ۳۰ هزار پوندی” دیلن توماس” را دریافت کرد
بازديد : iconدسته: گزارش

به گزارش ماهنامه آزما به نقل از گاردین نیوز: جایزه ” دیلن توماس” که به عنوان یکی از گران ترین جوایز کتاب جهان شناخته میشود و به نویسندگان ۳۹ سال به پایین تعلق میگیرد به ” فیونا مک فارلن” به خاطر خلق مجموعه داستان های کوتاه ” آشفتگی های خوشمزه ”  نویسنده نابغه استرالیایی رسید.

جایزه ” دیلن توماس” که توسط دانشگاه  ” سوانسی” بنیان گذاری شده، از سال ۲۰۰۶ به عنوان یکی از گران ترین جوایز کتاب جهان شناخته میشود. این جایزه به آثار چاپ شده به زبان انگلیسی نوشته ی نویسندگان زیر ۴۰ سال تعلق میگیرد و گونه های ادبی، رمان، شعر و نمایش را در برمیگیرد


iconادامه مطلب

ادبیات برای درمان آسیب های روحی و روانی
بازديد : iconدسته: گزارش

دکتر «فرانسواز دیوین»، روانشناس مطرح فرانسوی در نشستی درباره فرضیه‌های آسیب‌های روحی و روانی بر اهمیت ادبیات به عنوان ابزاری برای درمان قربانیان این‌گونه بیماری‌ها تاکید کرد.
به گزارش نشریه دانشگاه «کرنل» در این نشست که به افتخار پروفسور «کتی کاروت» و بیستمین سال نشر کتاب وی با نام «تجربه بی‌ادعا: آسیب روانی، روایت و تاریخ» Unclaimed Experience: Trauma, Narrative, and History با موضوع ادبیات تطبیقی برگزار شده بود، با اشاره به ادبیات قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی چون «دون کیشوت» نوشته نویسنده مشهور اسپانیایی «میگوئل سروانتس»، «دیوین» قابلیت‌های درمانی ادبیات بر افرادی که دچار آسیب‌های روحی و روانی هستند را تشریح کرد.

وی در این مراسم بر اهمیت داستان‌گوی به عنوان روشی برای مقابله با خاطرات رسوب کرده در ذهن که او آن را «مردگان» نامید، تاکید کرد.

این روانشناس اظهار کرد: «ادبیات اغلب به عنوان روند درمانی برای مدفون کردن مردگان کارایی دارد زیرا ذهن ما پر است از ارواح گوناگون.»

برای نزدیک شدن به خاطرات ناراحت‌کننده اغلب لازم است تا داستانی را به شیوه روایت بیان کنیم. گفتن حقیقت درباره «مرگ»، چه واقعی و چه استعاری می‌تواند به افراد مبتلا به آسیب‌های روحی و روانی کمک می‌کند تا برای برون‌ریز تفکرات خود فضایی مناسب را ایجاد کنند و درنهایت رویدادهای تلخ آسیب‌زننده را پشت‌سر بگذارند.

«دیوین» افزود: «از نظر من بسیار مهم است که بدانیم برای ایجاد تغییرات در خودمان هیچ تشخیص پزشکی وجود ندارد؛ بلکه لازم است تا روشی را پیش بگیریم تا بدانیم که چه چیزی را به ارث برده‌ایم؛ چه فجایعی را پشت سر گذاشته‌ایم و نمی‌توانیم آن‌ها توصیف کنیم. با ادبیات می‌توانیم آن‌ها را در زمان حال ببینیم.»

این روانشناس به آسیب‌های سیاسی که بر او در دهه ۱۹۴۰ میلادی در دوران جنبش مقاومت در جنگ جهانی دوم بر او وارد شده بود به عنوان دلیل ورود او به مبحث آسیب‌های روانی اشاره و تصریح کرد، «این‌جا بود که ادبیات به دلیل قدمت خود کاربرد پیدا کرد.»

وی ادبیات را به عنوان «ابزار بقا» توصیف کرد که شامل تاریخ شفاهی، ترانه‌ها و اشعار و حتی آیین‌ها می‌شود و گفت که اشکال اسطوره‌ای و کهن‌الگوها می‌توانند هم نویسنده و خواننده را برای مقابله با موقعیت‌های واقعی که از بیان آن گریزانیم توانمند می‌کند.

«دیوین» گفت: «هیولاها، پریان و همه شخصیت‌های خیالی در جایگاهی هستند که از آن‌جا می‌توانید چیزهایی که با زبان معمولی از بیان آن عاجز هستید بازیابی کنید.


iconادامه مطلب

پنجمین سال در گذشت ایرج زهری /منتقد، مدرس و پيشكسوت تئاتر
بازديد : iconدسته: گزارش

 

ایرج زهری، منتقد تئاتر، نویسنده و مترجم، تحصیل تئاترشناسی و ادبیات آلمانی را (١٩۵٩-١۹۶۴) دردانشگاه مونیخ آلمان پشت سر گذاشت. وی پیش از انقلاب، ازسال ١٣۴۶ به تناوب به تدریس تاریخ تئاتر در دانشکده‌ی هنرهای دراماتیک، مدرسه‌ی عالی تلویزیون پرداخت. نقد در مطبوعات، ازجمله در”نگین”، “کتاب هفته”، “بامشاد”، “تماشا” از دیگر فعالیت های وی بوده است.

زهری پس از پیروزی انقلاب اسلامی (ازسال ١۹۸۴) تدریس تئاتر با موضوع “افسانه و نمایش” در دانشگاه شهر اسن و “تکنیک های بازیگری” در “فولکس هُخ شوله”ی شهر بوخوم درآلمان را پی گرفت.سایر فعالیت های وی به این شرح است: ترجمه ی آثارنمایشنامه نویسان بنام آلمان، از جمله: برت برشت، گئورگ بوشنر، ارنست توللر وهاینرموللر ترجمه ی نمایشنامه های هنرمندان تئاترایران از آن میان “قرمز و دیگران” از محمدیعقوبی و “آقا لیلا” از محمد کورش نیا. تألیف کتاب های: تاریخ نمایش درایران، تاریخ تطبیقی تئاتردر اروپا؛ تألیف نمایشنامه، ازآن میان : “مهمان”و “فقیرعلیشاه”-تراژدی کمدی زمانخان، حاکم ولایت بهشت آباد و توابع به زمان قاجار”؛ نقد تئاتر به فارسی و آلمانی در ماهنامه ها، رادیوها وسایت های آلمان (ماهنامه ی صحنه و سایت   assar ) وی در سال ۱۳۸۹ در کنار چهار داور از کانون جهانی منتقدان تئاتر، داوری آثار شرکت کننده در بیست و نهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر را از سوی منتقدان بر عهده داشت. وی در بیست و دوم اردیبهشت ماه در منزل مسکونی خود درشهر بوخوم آلمان به دلیلی بیماری سرطان خون چشم از جهان فرو بست.

 


iconادامه مطلب

مریم مجیدی برنده جایزه ” گنکور” فرانسه شد
بازديد : iconدسته: گزارش

“مارکس و عروسک” برنده جایزه «گنکور» فرانسه شد

بالاترین جایزه ادبی فرانسه، «گنکور» به رمان «مارکس و عروسک» Marx et la poupée نوشته مریم مجیدی اهدا شد؛ این نخستین رمان این داستان‌نویس است.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مریم مجیدی در این رمان داستان رمان‌نویسی را روایت می‌کند که به فرانسه مهاجرت کرده و به شیوه رفت‌ و برگشت ذهنی میان تهران و پاریس به دنبال هویت اصلی‌اش می‌گردد.

سال گذشته، جوزف آندراس جایزه گنکور را برای نخستین رمان خود دریافت کرده بود.

جایزه گنکور Prix Goncourt جایزه‌ای است که در پی وصیت ادموند دو گنکور به سال ۱۸۹۶ بنیان گذاشته‌ شد. مجمع ادبی گنکور به طور رسمی در سال ۱۹۰۲ میلادی تأسیس و نخستین دوره جایزه در روز ۲۱ دسامبر سال ۱۹۰۳ اعطا شد.

جایزه گنکور هر ساله نصیب «بهترین کتاب داستانی» می‌شود که طی «همان سال» منتشر شده باشد. بیشتر اوقات جایزه گنکور به یک رمان اعطا می‌شود.

هر نویسنده در زندگی ادبی خود تنها یک بار برنده این جایزه می‌شود، در این میان رومن گاری یک استثناء است: او یک بار در سال ۱۹۵۶ برای رمان «ریشه‌های آسمان» و یک بار در سال ۱۹۷۵ بابت رمان «زندگی در برابر خود شیادانه» و با نام مستعار امیل آژار برنده شد


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY