• علی باباچاهی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد: شعر متعهد کمرنگ نشده است طوری مطالعه می‌کنم که گویی فردا با کامو و سارتر مسابقه دارم
  • کشف فیلمنامه‌ای از استنلی کوبریک که هیچ‌گاه ساخته‌ نشد
  • رقابت ۱۰ فیلم برای تصاحب قلب جشنواره «سارایوو»
  • نقش ” خانه” در فیلم های ناصر تقوایی/ نوشته: سعید نوری
  • مزار آذریزدی همچنان در غربت بی‌توجهی مسئولان یزد
  • دلال هایی که “نویسنده” تولید می کنند!
  • کیارستمی:بدون تماشاگر خوب سینمای خوب وجود ندارد
  • گفت‌وگو با بهمن کیارستمی در دومین سالروز درگذشت پدرش «صدور حکم، پایان پرونده کیارستمی نیست»
  • برنده شدن در بوکر چه احساسی دارد.؟
  • سرو ایرانی برای لوریس چکناواریان
  • اعلام نامزدهای جایزه قلم در بخش داستان بزرگسال
  • تهدید «پاسارگاد» ادامه دارد
  • رسانه‌ها نا امیدی پمپاژ می‌کنند؟ امیدآفرینی را به زمین رسانه پرتاب می‌کنند
  • ترازوی قدرت را مساوی کنید/ زنان و سونامی اعتراض علیه توسعه‌ی مردسالاری
  • از ماست که بر ماست / یادداشتی از هوشنگ اعلم سردبیر آزما خطاب به شماری از مدیران مسئول واصحاب رسانه
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 1099
    • بازدید دیروز : 517
    • بازدید این هفته : 5691
    • بازدید این ماه : 11350
    • بازدید کل : 736318
    • ورودی موتورهای جستجو : 4840
    • تعداد کل مطالب : 238





    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    صد و بیست و چهارمین شماره ماهنامه آزما منتشر شد
    بازديد : iconدسته: گزارش

    صد و بیست و چهارمین شماره آزما با میز گردی درباره شعر زنان با عنوان “نگاه به درون یا روزنه ای به سوی جهان” منتشر شد.
    در این شماره آزما گفتگویی میخوانید با دکتر مهری بهفر نویسنده و پژوهشگر ادبی که سالهاست کار سترگ شرح ابیات شاهنامه را وجه ی همت خود قرار داده است. یادداشت نخست این شماره آزما مطلبی است باعنوان “حال مطبوعات خوش نیست!…” و در بخش آزما اندیشه مطلبی با عنوان مفهوم نشانه از نگاه چارلز سندرز پرس چاپ شده است.


    iconادامه مطلب

    جایزه‌ی نوبل ادبیات سال ۲۰۱۷ به کازوئو_ایشیگورو اعطا شد
    بازديد : iconدسته: گزارش


    کازو ایشی‌گورو

    نویسندهٔ انگلیسی ژاپنی‌تبار

    کازو ایشی‌گورو (Kazuo Ishiguro) (زاده ۸ نوامبر ۱۹۵۴ در ناگازاکی) نویسندهٔ انگلیسی ژاپنی‌تبار است که  خانواده‌اش وقتی پنج‌ساله بود به انگلستان مهاجرت کردند. ایشی‌گورو مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸۸ و مدرک  کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه انگلیای شرقی دریافت کرده است.

    کازو ایشی‌گورو
    ایشی‌گورو در کراکوف لهستان، ۲۹ اکتبر ۲۰۰۵زادروز۸ نوامبر ۱۹۵۴ (۶۲ سال)
    ناگازاکی، ژاپنملیت انگلیسی ژاپنی‌تبارپیشهرمان‌نویسسال‌های نویسندگی-۱۹۸۱جوایزجایزهٔ وایت‌برِد(۱۹۸۶)

    جایزه ادبی من بوکر (۱۹۸۹)

    او یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان معاصر انگلستان است و در سال ۱۹۸۶ برای کتاب هنرمندی از جهان شناوربرندهٔ جایزهٔ وایت‌برِد و در سال ۱۹۸۹ برای کتاب بازماندهٔ روز برندهٔ جایزهٔ بوکر شد. از بین آثار او کتاب‌های وقتی یتیم بودیم و هرگز رهایم مکن نیز به فهرست نهایی جایزهٔ بوکر راه یافتند. در سال ۲۰۰۸، مجله تایمز او را در رده  ۳۲ در بین ۵۰ نویسنده برتر انگلیسی از سال ۱۹۴۵ قرار داده است.[۲] ایشی‌گورو در سال ۲۰۱۷ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

    رمانهای بازمانده روز و هرگز رهایم مکن او به صورت فیلم سینمایی درآمده‌اند.


    iconادامه مطلب

    معرفی نامزدهای نهایی مهم‌ترین جایزه ادبی کانادا
    بازديد : iconدسته: گزارش

    پنج نویسنده به مرحله نهایی جایزه ۱۰۰ هزار دلاری «گیلر» کانادا که از گران‌ترین جایزه‌های ادبی دنیا محسوب می‌شود، راه پیدا کردند.

    به گزارش ایسنا، «سی.بی.سی» نوشت: جایزه ادبی «گیلر» که هرساله با حمایت «اسکاتیا بانک» برگزار می‌شود، اسامی پنج نامزد نهایی این دوره‌اش را اعلام کرد.

    «گیلر» که مهم‌ترین جایزه ادبیات داستانی کانادا محسوب می‌شود، پنج اثر برگزیده را از میان ۱۲ نامزد اولیه و ۱۱۲ کتاب ارسالی انتخاب کرده و روز ۲۰ نوامبر نام برنده نهایی را اعلام خواهد کرد.

    «ایدن رابینسون» که سال ۲۰۰۰ نامزد نهایی این جایزه شده بود، این‌بار با کتاب «پسر یک شعبده‌باز» وارد مرحله نهایی این رقابت ادبی شده است. «مایکل ردهیل» سال ۲۰۰۱ به فهرست فینالیست‌ها راه یافته بود و در این دوره برای نگارش «میدان بولو» نامزد نهایی شده است. «راشل کاسک» هم از نامزدهای نهایی سال ۲۰۱۵ بوده و این‌بار برای «ترانزیت» برگزیده شده است.

    «میشل وینترز» و «اد اولوگلین» به ترتیب با رمان‌های «من یک کامیونم» ‌و «خیالات زمستان»، دو نویسنده‌ای هستند که برای اولین‌بار وارد گردونه این رقابت‌ها شده‌ و به فهرست نامزدهای نهایی راه پیدا کرده‌اند.

    جایزه «گیلر» که هرساله با حمایت «اسکاتیا بانک» برگزار می‌شود، طی دو دهه اخیر به یکی از مهم‌ترین جوایز آمریکای شمالی تبدیل شده است. امسال اولین دوره‌ای است که این جایزه بدون حضور «جک رابینوویچ» ـ بنیان‌گذار فقید این رویداد فرهنگی ـ برپا می‌شود. «رابینوویچ» اوایل سال جاری میلادی در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

    نام برنده نهایی روز ۲۰ نوامبر ۲۰۱۷ طی مراسمی در تورنتو با مجری‌گری «مری والش» کمدین اعلام می‌شود. برنده جایزه «گیلر» جایزه‌ای ۱۰۰ هزار دلاری دریافت می‌کند و به هر یک از نامزدهای نهایی مبلغی ۱۰ هزار دلاری اعطا خواهد شد.

    این جایزه‌ کانادایی در سال ۱۹۹۴ توسط «جک رابینودیچ»، تاجر اهل تورنتو، برای بزرگداشت نام همسرش «دوریس گیلر»، ویراستار و روزنامه‌نگار، راه‌اندازی شد و هرساله به بهترین رمان و یا مجموعه داستان‌ کوتاه کانادایی تعلق می‌گیرد که به زبان انگلیسی در سرتاسر این کشور منتشر شده باشد.

    هدف از راه‌اندازی این جایزه‌ ادبی، توجه بیش‌تر به ادبیات کانادا بود. این جایزه در سال ۲۰۰۵ از سوی «اسکاتیا بانک» مورد حمایت توأمان قرار گرفت. از چهره‌های سرشناسی که پیش‌تر جایزه «گیلر» را از آن خود کرده‌اند، می‌توان به «مارگارت اتوود»، «اسی ادوگیان»، «آلیس مونرو» و «مایکل اونداجی» اشاره کرد.


    iconادامه مطلب

    وضعیت مزار حسین منزوی یکی از ستون های شعر معاصر ایران
    بازديد : iconدسته: گزارش

    «می‌خواستم این عکس را نگذارم. دلم نیامد. مزارِ یکی از ستون‌های شعر معاصر ایران… مزارِ آبروی شعر معاصرِ ایران…این وضعیتِ مزارِ #حسین-منزوی ست. چقدر خاک و غبار و جای کفش روی سنگ نشسته بود… روی شعر…
    .
    نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟
    خیر جناب منزوی…»
    .
    عکس: زنجان، معین دهاز

    توجه به مفهوم و معنای عشق در ترانه‌های منزوی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و آن‌گونه که خودش می‌گوید عشق هویت اصلی آثارش را تشکیل می‌دهد. پس از انقلاب منزوی در سال ابتدایی انتشار مجله‌ی سروش با آن هم‌کاری داشت. آن‌چه منزوی را بر سر زبان‌ها انداخت و او را به عنوان شاعری توانا تثبیت کرد «غزل‌»سرایی منحصر به فرد او است. او معتقد بود «دهه‌ای که متعلق به هم‌نسلان من است، دهه‌ی رستاخیز و به پا خاستن مجدد غزل است» و در این تجدید حیات غزل به جرات می‌توان گفت که منزوی یکی از احیاگران جدی است. منوچهر آتشی، شاعر در مورد حسین منزوی چنین می‌گوید: «حسین منزوی به نوعی بنیان‌گذار شیوه دیگری از تغزل بود. او تغزلی بدیع و چشمگیر در غزل داشت و به همین دلیل نام او در ردیف غزل‌سرایان خوب ما باقی می‌ماند.


    iconادامه مطلب

    ادبیات، کشف جز تازه ای از هستی / آتوسا احمد پناهی
    بازديد : iconدسته: گزارش

    سارتر، کوندرا، بارت…
    ادبيات نحوهاي از انديشيدن است؛ در آشوبِ محض متولد ميشود و درون آشوب نظمي خلق ميکند (کائوسموس). رمان شاخهي (مهم) آن، اگر به قول فرانسويان در تداول عام «ادبيات»۱ نباشد، عرصهاي خواهد بود که در آن عمل انديشيدن اتفاق ميافتد. نويسنده کسي است که شئ ميآفريند، همانگونه که سارتر ميگويد؛ (اگرچه سارتر نويسنده را از شاعر متمايز ميکند، او را متعهد ميداند و موکدا تعهدش را به او گوشزد ميکند که بداند چرا، براي چه و براي که مينويسد…) مبناي نوشتن نفي است. نويسنده براي تبديل شدن به آنچه نيست آنچه را که هست نفي ميکند؛ ماده ي اوليه به چيزي غير از خود تبديل ميشود: آفرينش به وجود ميآيد. نفيِ خود و نفيِ شئ توامان اتفاق ميافتد. بدين ترتيب (به تعبير موريس بلانشو) نوشتن عبارت از قتل و کشتن شئ و تبديل کردن آن به کلمه خواهد بود. اما بنيادِ اين نفي چيست؟ آفرينش در آگاهيِ بيمن و خودانگيختگيِ محض پديد ميآيد. سوژهي گمشده در متن خود را مضمحل ميکند، همچون عنکبوتي که خود به همراه ترشحات سازندهي تارهايش از بين ميرود.۲ جايي که کلمات به تعبير سارتر اهلي بودنِ خود را از دست ميدهند و ديگر به «کار» نميآيند، همه امکانها ناممکن ميشود. زبان ديگر نه دلالت ميکند، نه کار؛ بلکه بيکار ميشود.

    دلالت نشانه ها
    همانطور که پيشتر گفته شد، سارتر تکليف ادبيات (نثر) را از شعر جدا ميداند: «غرض از نثر سودمندي است، وسيلهاي که براي نيل به غايتي که بيرون از آن است به کار ميرود.» کلمات نزد کسي که آن را به «کار» ميبرد ادامه اعضاي بدن و امتداد حواس اوست. در حالي که غايت مطلوب شعر «حرکت» است نه «نيل به مقصد». و زبان براي آن هدف است، نه وسيله. سارتر از فريادِ برخاسته به «نشانه»ي درد سخن ميگويد و آوازي که از روي درد خوانده مي شود؛ در آوازِ دردمندانه هم درد (نشانه) هست و هم چيز ديگري سواي درد (شئ). عواطف انسان اگر هم مايه آفرينش اثر ادبي باشند، در اثر مستحيل ميشوند، هويت خود را از دست ميدهند و تبديل به شئ ميشوند: عواطفِ شئشده. «در حالي که نويسنده با دلالتها و نشانهها سروکار دارد.»
    شاعران نام نميبرند. زيرا هربار که ما از اشيا نام ميبريم، نام را فداي شئ ميکنيم. شاعران نه سخن ميگويند و نه سکوت ميکنند. شايد بهتر است بگوييم شعر عرصهي بيعملي است و شاعر کسي که بيعملي را برميگزيند و انجام ميدهد! جذبهي شاعرانه در جايي است که عمل متوقف و رابطه علت و معلولي منتفي ميشود. شاعر بيرونِ عليت قرار دارد.
    اعمال روزمرهي ما وسيلهاي براي رسيدن به هدف هستند. من راه ميروم تا به محل کارم برسم. دستم را دراز ميکنم تا ليوان را بردارم. طي طريق من و حرکت دستم وسيلههايي براي رسيدن به هدف (رسيدن/ برداشتن) هستند. شعر اما از نظر سارتر اين نسبت را معکوس ميکند. «جهان و اشيا اهميت خود را از دست ميدهند و فقط بهانهي عمل قرار ميگيرند. در نتيجه عمل، خود، غايتِ خود ميشود. عمل از هدف دور و هدف محو ميشود. عمل به صورت رقص درميآيد. شعر رقصيدن است و نثر راه رفتن. راه رفتن به سوي مقصدي؛ حال آنکه رقص مقصدي ندارد. هدفِ رقص خودِ رقص است.» زبان در شعر، هدفِ در خود است.
    «شرط لازم انديشه گسست است؛» گسست از پناهگاههاي بيآزار. پناه بردن به «هويت هاي ازپيشموجود» و فرورفتن در «هويتهاي مولار»، انديشيدن و به تبع آن آفريدن را ناممکن ميکند. هستند کساني که بر خلاف سارتر حائلي ميان شعر و ادبيات (رمان،…) نميکشند. و از جمله آنها نويسنده و متفکر چک، ميلان کوندرا. کوندرا از شعري سخن ميگويد که رمان ناميده ميشود! او بر «استقلال اساسي» ادبيات تاکيد ميکند. و منظور از استقلال اساسي عدم هرگونه پايبندي و تعهد شاعراست. حقيقتِ ازپيشانگاشتهشدهاي وجود ندارد و «شاعر اگر به حقيقتي غير از آنچه کشف کردني (شعر) است بپردازد، شاعري دروغين خواهد بود.» نبايد در حين نوشتن به صدايي غير از «خرد رمان» گوش داد؛ آگاهيِ فرارفته از اژلاست۳هاو هويتهاي پيشساخته و آگاهيِ بدون من و خودانگيخته شايد خاستگاه آفرينش آثار بزرگي باشد که به قول کوندرا کمي هوشمندتر از نويسندگان خويشاند.
    ادبيات جاي يقينهاي ايدئولوژيک نيست. به تعبير کوندرا براي «کيچ»نشدن بايد عليه خوشايند بودن همگاني و به خدمت زيباييشناسيهاي رسانهاي درآمدن، کليشهاي و باب روز بودن و در برابر همگي اژلاستها مقاومت کرد. «سپاهيان اژلاستها در کمين نشستهاند.» و «درست درهمين دوران جنگِ اعلامنشده و مستمر است» که کوندرا بر آن ميشود تا جز درباره ي رمان سخن نگويد.
    ادبيات يعني کشف جزء تازهاي از هستي، نه گفتن آن چه قبلا گفته شده و يا بدتر: تاييد آن. و آنگونه که کوندرا به نقل از هرمان بروخ ميگويد: شناخت يگانه رسالتِ اخلاقيِ رمان است.


    iconادامه مطلب

    نگاهی به سینماهای متروکه در تهران
    بازديد : iconدسته: گزارش


    شاید ایران از مورد کشورهایی باشد که تعداد سینماهای متروکه اش کمتر از سینماهای دایر و مشغول به کار نیست. سینماهایی که سال‌هاست متروکه مانده‌اند و تعداد آنها به بیش از صدتا میرسد این سینماها سال‌هاست به دلایل مختلف بی‌حاصل و بدون کاربرد مانده‌اند. و در میان این سینماهایی متروکه هستند که به دست معماران برجسته ساخته شده اند اما از این جهت هم توجهی به آنها نمیشود
    سینمایی که داروخانه شد
    سینمای “رادیو سیتی” اوایل انقلاب سال ۵۷ به آتش کشیده شد. این سینما به دست حیدر قلی‌خان غیایی‌شاملو (۱۳۶۴ – ۱۳۰۱) ساخته شد که یکی از پیشگامان معماری نوین ایران است. او در سال ۱۹۴۷ میلادی از دانشگاه تهران در رشته معماری فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۹۵۲ گواهی (DPLG) خود را از مدرسه هنرهای زیبای پاریس (بوزار) دریافت کرد. او در همین سال برنده جایزه «Prix de Vienne» شد. غیابی شاملو به‌عنوان استاد در دانشگاه تهران به تدریس معماری پرداخت و چند نسل از معماران را آموزش داد. غیایی طراح دو سینمای مهم پایتخت هم بوده است. سینما رادیو سیتی که طراحی نمای ورودی آن به سبک «گوگی» و ترکیبی از هنر و معماری است انجام شده است. اساس این طراحی طبق اصول مدرنیته و تعادل بین فرم‌های منحنی و مستقیم بود. چراغ‌های نئون قرمز رنگی با شکل‌های هندسی عجیب بر روی نما نصب شده بودند و شب‌ها به‌صورت خیره‌کننده‌ای روشن می‌شدند تا جلوه‌ای مدرن به سینما بدهند و دیگر، سینما مولن‌روژ که اکنون موسوم به سینما سروش است.

    سینما مهتاب
    سینما شهر قشنگ از سینماهای قدیمی تهران بود. این سینما در خیابان ولیعصر، پایین تر از خیابان جمهوری واقع شده است. این سینما به دلیل تغییر بافت این منطقه بی‌رونق شد و در ردیف سینماهای زیان ده قرار گرفت و از سال ۱۳۸۷ تعطیل شد. نام این سینما قبل از انقلاب مهتاب بود.
    سینما کریستال
    سینما کریستال از سینماهای قدیمی تهران بود که در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۲۴ تأسیس شد. این سینما با دو سالن به گنجایش کلی ۶۶۰ نفر از جمله سینماهای ممتاز تهران بود و به اکران فیلم‌های هنری شهرت داشت. این سینما که در خیابان لاله‌زار قرار دارد در حال حاضر تعطیل شده است.
    سینما اروپا
    سینما اروپا از سینماهای قدیمی تهران می باشد. این سینما در سال ۱۳۴۷ با نمایش فیلم جاده زرین سمرقند افتتاح شد. این سینما دارای ۱۴۰۰ صندلی، سه بالکن و دو دستگاه نمایش ۷۰ ۷۰ میلیمتری بود.
    این سینما که در خیابان جمهوری ، قبل از میدان بهارستان قرار دارد که در ۸ اسفند ماه ۱۳۹۰ طعمه حریق شد و پس از آن تعطیل گردید.
    سینما آسیا
    سینما آسیا هم از سینماهای قدیمی تهران است. این سینما که تعطیل و نیمه‌مخروبه شده است در تقاطع خیابان ولیعصر با خیابان جمهوری قرار دارد. سینما آسیا در سال ۱۳۳۷ توسط «امرلال هندوجا»، «نارانداس بگواندلاس» ساخته و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این سینما که جزو اولین سینماهای تهران است با ۹۶۲ صندلی کار خود را آغاز کرد. طراح سینما آسیا هوشنگ سیحون بود. این سینما حدود پنجاه سال فیلم‌های سینمای ایران را نمایش داد.
    سینما متروپل، سینما دیانا
    سینما متروپل در سال ۱۳۲۵ با اکران فیلم «نگهبان مبارز» فعالیتش را در ابتدای خیابان لاله‌زار نو تهران آغاز کرد. معمار این بنا وارطان هوانسیان بود که پیش از آن معماری ساختمان‌هایی چون هتل دربند تهران، سینما دیانا، ساختمان مرکزی بانک سپه در تهران و… را انجام داده بود. این سینما که یکی از معروف‌ترین سینماهای تهران بود در سال ۱۳۸۷ تعطیل شد. سینما دیانا دیگر اثر هوانسیان که امروز کماکان با نام سینما سپیده فعالیت می‌کند، در سال ۱۳۲۲ تاسیس شد. هوانسیان پس از مهاجرت به تهران و تدریس در مدارس ارمنیان، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. او از «مدرسه مخصوص معماری» پاریس فارغ‌التحصیل شد و در بازسازی خرابی‌های جنگ در این شهر شرکت داشت. در ابتدا رشته نقاشی را انتخاب کرد، اما به توصیه اطرافیان آن را رها کرد و معماری خواند. به دلیل استعدادش در این رشته موفق شد تجربیات ارزشمندی را نزد هانری سواژ (معمار برجسته فرانسوی) کسب کند. هوانسیان از نخستین کسانی بود که در برابر معماری سنتی ایستاد و معتقد بود باید دست از تقلید گذشتگان برداشت و به معماری مدرن روی آورد. او از پیشروترین معماران ایرانی در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ شمسی بود.
    سینما های ونوس، رکس، خورشیدنو، فردوسی، البرز، مایاک،مرجان، تابان، فاروس، رودکی، شهرزاد و … از جمله سینماهای متروکه تهران هستند.


    iconادامه مطلب

    فراخوانی ویستا برای دومین جایزه ۳۰ میلیون تومانی هنر معاصر “ویستا”
    بازديد : iconدسته: گزارش

    دومین “جایزه ۳۰ میلیون تومانی هنر معاصر ویستا” با تاکید بر اهمیت ایده هنری فراخوان داد.
    به گزارش هنرآنلاین ، دومین “جایزه ۳۰ میلیون تومانی هنر معاصر ویستا” با تاکید بر اهمیت ایده هنری فراخوان داد.
    در متن این فراخوان آمده است:”ویسـتـا به معنـی اندیشـه” اسـت.از این رو گــــالری ویستــــا همچـون سال گـذشته در دومین دوره جــایزه ویستــا بر اساس ارزشیابی و فکـر ایده های معاصر هنری مـی کـوشد تـا شرایطی برای معرفی و اجـرای طــرح بـرتـر فراهـم آورد. همچـون دوره پیشین آنچه مـورد تـوجه شورای برگـزاری است بها دادن به ایده هایی است کـه بدان سبب هنرمندان می کوشند تا طراحی نو تدوین و تالیف کـنند و در قالب پروپوزال های ارائه شده قادرند تا به معرفی و دفاع از طـرح پیشنهـادی خود بپــردازند. لـذا مـجموعـه ای از معیـارهـا هـمچـون تازگـی طرح ها، معاصر بودن، اجرایی بودن، ارزش های تئوریـک زیباشناسانه، چالش بر انگـیزی آثار از لحاظ زیبایی شناختـی و محتوایـی، در کـنار گـویا بودن پـروپوزال ها و تنـاسب ایـده و راهکـارهای اجرایی پیش بینی شده مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت.
    بر اساس اعلام دبیرخانه دومین جایزه ویستا، دریافـت پـروپـوزال ها و مدارک از یکــم تـا سـی ام مهـرمـاه ۱۳۹۶خواهد بود و مطابق زمان بندی سی ام آبان ماه سال جاری
    لیـست منتخبیـن ( لیست کـوتاه)، پانزدهم تا بیـست و پنجم دی ماه ۱۳۹۶ نمایشگـاه منتخبین در گـالری ویستا و بیست و یکـم دی مـاه ۱۳۹۶ مـراسم اهـدای جوایـز و مـعرفـی طـرح بـرتر خواهد بود.
    شورای برگزاری مقرراتی در خصوص نحوه تدوین و ارسال پروپوزال ها تعیین کرده اند که علاقمندان می توانند به آدرس: www.vistaart.galleryfa/vista-prize/v1396 مراجعه کنند.”
    در نخستین جایزه هنر ویستا، از میان ۱۵۰ طرح رسیده بعد از دو مرحله داوری، هفت طرح‌ به فهرست نهایی رسیدند و در انتها، یکشنبه هشتم اسفندماه ۹۵ در تالار فرخی یزدی باغ موزه قصر، محمد رضا عرب خزائلی نخستین جایزه هنر معاصر ویستا را از آن خود کرد.


    iconادامه مطلب

    تقدیر از دو بازیگر بزرگ سینما در جشنواره ونیز/ شیر طلای یک عمر دستاورد جشنواره ونیز به جین فاندا و رابرت ردفورد داده شد
    بازديد : iconدسته: گزارش

    سرویس سینمایی هنرآنلاین: فیلم آمریکایی “ارواح ما در شب” (Our Souls at Night) با بازی جین فاندا و رابرت ردفورد، اولین بار در دنیا روز جمعه در بخش خارج از مسابقه جشنواره ونیز در پلاتزو دل سینما روی پرده رفت.
    پیش از نمایش فیلم، فاندا و ردفورد در مراسمی با حضور با حضور پائولو باراتا رئیس بی‌ینال ونیز و آلبرتو باربرا مدیر هنری جشنواره، جایزه شیر طلای یک عمر دستاورد را دریافت کردند.
    “ارواح ما در شب” به کارگردانی ریتش باترا که تولید شرکت نت‌فلیکس است، اولین همکاری مشترک ردفورد و فاندا بعد از “سوارکار الکتریکی” (۱۹۷۹) است. آن‌ها پیش از آن در فیلم “پابرهنه در پارک” (۱۹۶۷) هم مقابل هم ایفای نقش کردند.
    “ارواح ما در شب” از روی رمانی نوشته کنت هاروف ساخته شده است. داستان در کلرادو روی می‌دهد و از دیدار غیرمنتظره ادی مور (فاندا) با یکی از همسایه‌ها به نام لوییس واترز (ردفورد) شروع می‌شود. همسر ادی سال‌ها پیش مرده است، همین‌طور همسر لوییس، اما با این که آن‌ها سال‌هاست در شهری کوچک در یک محله زندگی می‌کنند، اما تا پیش از این کمتر با هم در تماس بودند.
    ردفورد ۸۰ ساله در ۱۹۸۱ برای فیلم “مردم عادی” اولین تجربه کارگردانی خود برنده اسکار بهترین کارگردانی شد و سال ۲۰۰۲ یک جایزه افتخاری اسکار را دریافت کرد. “بوچ کسیدی و ساندنس کید”، “همه مردان رئیس جمهور” و “طبیعی” از دیگر فیلم‌های ردفورد در مقام بازیگر است. فاندا تاکنون هفت بار نامزد دریافت جایزه اسکار بوده و دو بار برای فیلم‌های “کلوت” (۱۹۷۱) و “بازگشت به خانه” (۱۹۷۸) برنده اسکار بهترین بازیگر زن شده است.
    روز جمعه همچنین “جریان انسانی” (Human Flow) به کارگردانی آی وی‌وی هنرمند معترض چینی تولید مشترک آلمان و آمریکا، فیلم بریتانیایی “لین آن پیت” (Lean on Pete) ساخته اندرو های و “فوکس‌تروت” (Foxtrot) به کارگردانی ساموئل مائوز تولید مشترک آلمان، فرانسه، اسرائیل و سوئیس در بخش مسابقه بین‌الملل جشنواره ونیز به نمایش درآمدند.
    چارلی پلامر بازیگر نوظهور آمریکایی در “لین آن پیت”، تازه‌ترین ساخته اندرو های فیلمساز بریتانیایی که داستانش در ایالت اورگن روی می‌دهد، نقش نوجوانی ۱۵ ساله را بازی می‌کند که یک تابستان پیش یک تربیت‌کننده اسب (استیو بوسمی) که از دنیا زده شده است، مشغول کار می‌شود. در این بین تنها همراه او یک اسب مسابقه دزدی به نام لین آن پیت است. کلویی سوینی، استیو زان و تراویس فیمل از دیگر بازیگران “لین آن پیت” هستند. های کارگردان فیلم تحسین‌شده “۴۵ سال” است که در جشنواره برلین جوایز بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن را برد.
    روز پنجشنبه در دومین روز برگزاری جشنواره ونیز ۲۰۱۷ فیلم “توهین” (The Insult) به کارگردانی زیاد دویری تولید مشترک فرانسه و لبنان، فیلم آمریکایی “شکل آب” (The Shape of Water) به کارگردانی گی‌یرمو دل تورو کارگردان مکزیکی با بازی سالی هاوکینز، مایکل شانون، ریچارد جنکینز و اوکتاویا اسپنسر و “اولین اصلاح‌شده” (First Reformed)، به کارگردانی پل شریدر فیلمساز آمریکایی در بخش مسابقه بین‌الملل نمایش داده شدند که در این بین، فیلم فانتری “شکل آب” که داستانش در دوران جنگ سرد روی می‌دهد، بسیار مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.
    شریدر که بیش از همه برای همکاری با مارتین اسکورسیزی و نوشتن فیلمنامه فیلم‌های “راننده تاکسی”، “گاو خشمگین” و “آخرین وسوسه مسیح” شهرت دارد، امسال با “اولین اصلاح‌شده” شانس خود را برای دریافت جایزه شیر طلایی امتحان می‌کند. ایتن هاوک در این فیلم نقش یک کشیش را بازی می‌کند که قبلا در ارتش کار می‌کرده و اکنون سوگوار مرگ پسرش است. او با یکی از اعضای کلیسای خود (آماندا سایفرید) که همسرش خودکشی کرده است، وارد رابطه می‌شود. شریدر فیلم‌هایی چون “ژیگولوی آمریکایی” ، “پریشانی” و این اواخر “سگ سگ را می‌خورد” را کارگردانی کرده است.
    امسال در بخش مسابقه بین‌الملل ۲۱ فیلم برای دریافت جایزه شیر طلای جشنواره ونیز رقابت می‌کنند. هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم ونیز ۳۰ اوت تا ۹ سپتامبر (۸ تا ۱۸ شهریور) برگزار می‌شود.


    iconادامه مطلب

    زادروز گوته، شاعر آلمانی که شیفته حافظ بود
    بازديد : iconدسته: گزارش


    يوهان ولفگانگ فون گوته كه به حافظ دلبستگي زيادي داشت، ۲۶۸ سال پيش در ۲۸ آگوست ۱۷۴۹ در فرانكفورت چشم به جهان گشود.گوته يكي از شخصيت‌هاي مطرح ادبيات آلمان و جنبش «ويمار كلاسيسيسم» در اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم بود. يوهان ولفگانگ در کنار پدر و معلم خصوصي‌اش بسياري از معلومات را، از جمله زبان‌هاي لاتين، يوناني، فرانسوي، انگليسي و عبري را فرا گرفت. او بين سال هاي ۱۷۶۵ تا ۱۷۶۸ در لايپزيگ به تحصيل حقوق پرداخت و در آن‌جا به اشعار «کريستين فورشتگوت گلرت» علاقه پيدا کرد. پس از سال ۱۷۶۸، گوته به زادگاه‌اش بازگشت و مدتي نيز در دارمشتات بود. گوته پس از اينکه تعدادي از آثار بزرگش را به پايان رساند، سال ۱۷۷۵ به وايمار رفت و در آن‌جا بين سال‌هاي ۱۷۷۶ تا ۱۷۸۶ ( حدود ۱۰ سال) وزير حکومت شد. سپس  تا سال ۱۷۸۸ به ايتاليا رفت و در آن‌جا به تحصيل هنر و مجسمه‌سازي باستاني پرداخت. او خود را از جمله با کارهاي «ميکل آنژ» و «رافائل» مشغول کرد. آثار او در حوزه‌هاي متعددي چون: ادبيات، شعر، نمايش‌نامه، علوم، نقاشي، نظريه‌پردازي و انسان‌شناسي برجسته هستند. شاهكار او كه به ‌عنوان يكي از بهترين‌هاي ادبيات جهان محسوب مي‌شود، شعر دراماتيك «فاوست» است. از ديگر آثار برجسته‌ي او از رمان نامه‌وار «غصه‌هاي ورتر جوان» يا رمان نيمه شرح‌حال «خويشاوند اختياري» مي‌توان نام برد. تأثير گوته در سرتاسر اروپا گسترش يافته بود و آثارش در قرن بعد از او، منبع اوليه‌ي اطلاعات در زمينه‌هاي موسيقي، شعر، نمايش‌نامه و فلسفه بوده‌اند. از او به عنوان مبتكر مفهوم ادبيات جهاني نام مي‌برند، كه در ادبيات‌هاي انگليس، فرانسه، ايتاليا، يونان كلاسيك و ايران علاقه‌مندان زيادي داشت. تأثيري كه گوته در فلسفه‌ي آلمان داشت، قابل سنجش نيست؛ به خصوص تأثيري كه بر نسل كساني چون: «هگل» و «شلينگ» داشت. او در زمينه‌ي علمي نيز بسيار فعاليت داشت و «داروين» را از خود متأثر كرده بود. گوته از همان كودكي تحت آموزش پدر و معلمان خصوصي‌اش، به فراگيري درس در همه‌ي زمينه‌ها، به ويژه زبان‌هاي لاتين، يوناني، فرانسوي و انگليسي پرداخت. گرچه علاقه‌ي فراوانش او را به سمت نقاشي برد؛ اما خيلي زود به ادبيات گرايش پيدا كرد و به آثار «هومر» و «فردريش گوتليب كلوپشتوك» علاقه‌مند شد. گوته بين سال‌هاي ۱۷۶۵ تا ۱۷۶۸ به تحصيل در رشته‌ي حقوق در لايپزيك پرداخت؛ اما بيش‌تر در كلاس‌هاي شعر «كريستيان فورشتگوت گلرت» شركت مي‌كرد. در سال ۱۷۷۰، اولين مجموعه‌ي‌ شعرش را با نام «آنت» به صورت بي‌نام منتشر كرد. مهم‌ترين اثر گوته قبل از آن‌كه در سال ۱۸۰۶ به «ويمر» برود، تراژدي «گوتس فون برليشينگن» در سال ۱۷۷۳ بود، كه اولين كاري بود كه براي او شهرت به ارمغان آورد. آثار شعري گوته نيز به ‌عنوان يك الگو براي جنبش شعر آلمان به‌ نام «برون‌گرا» استفاده مي‌شدند و سروده‌هاي وي، الهام‌بخش موسيقي‌دانان بزرگي چون «موتزارت» و «بتهوون» شدند. پس از مرگ همسر گوته، کريستيان، در سال ۱۸۱۶، خود او نيز پس از ۱۶ سال بر اثر عفونت ريوي در شهر وايمار درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. گفته مي‌شود آخرين گفته شاعر پيش از مرگش، «نور بيشتر» بود. او الهام‌بخش افرادي چون: «گونتر گراس»، «شوپنهاور»، «هگل»، «نيچه»، «كاسيرر»، «ويتگنشتاين» و «چارلز داروين» بود.


    iconادامه مطلب

    سالروز درگذشت استاد موسی معروفی
    بازديد : iconدسته: گزارش

    در هفتم شهریورماه سال ۱۳۴۴، تاریخ هنر، موسیقیدانی را از دست داد که زحمت‌های بسیاری برای حفظ و نگهداری ردیف موسیقی ایرانی انجام داده بود؛ این موسیقیدان کسی نبود جز موسی معروفی. موسی معروفی، موسیقیدان و نوازنده‌ تار و مدرس و گردآورنده‌ ردیف موسیقی سنتی ایرانی در سال ۱۲۶۸ در تهران به دنیا آمد. بسیاری نام جواد معروفی آهنگساز و نوازنده‌ پیانو و آفریننده‌ «خواب‌های طلایی» را می‌شناسیم. موسی معروفی پدر این هنرمند بزرگ ایرانی است. موسی معروفی در خانواده‌یی به دنیا آمد که به موسیقی علاقه‌مند بودند. او فرزند محمد اسماعیل‌خان امین‌الملک و برادرزاده‌ میرزاعلی‌اصغرخان اتابک، صدراعظم ناصرالدین‌شاه و مطفرالدین‌شاه بود. او ابتدا نوازندگی را با پیانویی که در منزل داشتند، آغار کرد و پس از آن نزد میرزا حسین‌قلی به نوازندگی تار مشغول شد و پس از درگذشت میرزا حسین‌قلی به کلاس درس درویش‌خان پا گذاشت. پیش از این او نوازندگی سه‌تار را نزد یوسف صورت‌گر، عکاس دربار ناصری آموخت. زمانی که موسی معروفی به شاگردی درویش‌خان رسید، جوانی ۳۰ساله بود. او چند دوره ردیف موسیقی را نزد درویش‌خان کار کرد و در نوازندگی تار به مهارتی چشمگیر رسید. مهارت موسی معروفی در نوازندگی موجب شد تا درویش‌خان نشان تبرزین زرین را به او ببخشد. کلنل علی‌نقی وزیری در سال ۱۳۰۲ مدرسه عالی موسیقی را تاسیس کرد و در این هنگام موسی معروفی وارد این هنرستان موسیقی شد. کلنل وزیری، ارکستری در این مدرسه از نوازندگانی چون حسین گل‌گلاب، محمدحسین ادیب، حسن‌علی صبا، محمدصادق اربابی و اسماعیل مهرتاش به راه انداخت که موسی معروفی نیز عضوی از این ارکستر شد و در آن تار می‌نواخت. در سال ۱۳۰۷ مدرسه‌ موسیقی نظام با برنامه‌های جامع‌تری و با نام «مدرسه موسیقی دولتی» مشغول به کار کرد و در آن معروفی به آموزش تار مشغول شد. چند سال پیش از مرگ، موسی‌خان معروفی ردیف دستگاه‌های موسیقی سنتی را به صورت کتابی درآورد که این کتاب در سال ۱۳۴۰ توسط وزارت فرهنگ و هنر و تحت نام «ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی» منتشر شد. او پیش از این هم با همکاری لطف‌الله مفخم پایان و محمدبهارلو و با انگیزه‌ بالای شخصی به گردآوری و ثبت و ضبط آثار گذشتگان و از جمله ردیف پرداخته بود.
    معروفی توانست محفوظات خود و نیز آنچه از دیگران اخذ کرده بود را در کتابی گردآوری و نت‌نویسی و در نهایت با تار سلیمان روح‌افزا آنها را منتشر کند. اینکه چرا اجرای ردیف را خود معروفی با تار خود انجام نداد از جمله پرسش‌های اهل موسیقی است.
    او در کنار دیگرانی چون صبا، محجوبی، قمر، شهنازی و نی‌داوود و …. آثاری درخشان را نواخت. اگر چه از اجراهای این دوران به دلیل عدم امکان ضبط تقریبا کمتر اثری باقی‌مانده اما آوازهایی که از دوران اوج صدای ادیب خوانساری با تار معروفی به جای مانده احتمالا به همین دوره مربوط است. از جمله این آثار می‌توان به آواز در بیات ترک با شعر مجمر (شاعر دوره فتحعلی‌شاه قاجار) با مطلع «تو اگر صاحب‌ نوشی و اگر ضارب‌ نیش» یا آوازی در نغمه اصفهان با شعری از سعدی اشاره کرد. «موسم گل» معروف‌ترین قطعه‌یی است که از موسی معروفی به یادگار مانده است. موسی معروفی این تصنیف را در مایه دشتی و بر اساس ملودی مازندرانی روی شعری از وحید دستگردی ساخته است که قمرالملوک وزیری در سال ۱۳۱۹ برای نخستین بار آن را اجرا کرده است. موسی معروفی علاوه بر نوازندگی، دستی در آهنگسازی هم داشت. در سال ۱۳۳۰ روح‌الله خالقی آهنگ زیبای «مرغ حق» را با شعر رهی‌معیری و آواز بنان در ارکستر گل‌ها اجرا کرد. موسی معروفی هفتم شهریورماه ۱۳۴۴ درگذشت.


    iconادامه مطلب

    سایر صفحات سایت
    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY