• گفتگو با مدیر موزه ارمیتاژ در روسیه؛ مدیر موزه ارمیتاژ: فرهنگ DNA ماست
  • با عشق زیر آوار رنج
  • زبان مطربی در گفت و گو با مجید افشار، بازیگر سیاه صحنه
  • اتهام جنایی برای نویسنده “محافظان رئیس جمهور” کتابی درباره جاکوب زوما
  • ماهنامه آزما درگذشت هموطنان در زلزله شب گذشته را تسلیت میگوید
  • در آستانه زادروز عبدالله کوثری/ گفت و گوی تخصصی ماهنامه آزما با عبدالله کوثری درباره‌ی ردپای تاریخ در ادبیات
  • هوشنگ اعلم درگفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد: با گسترش فضای مجازی رسالت رسانه‌های کتاب تغییر کرده است/ خبرنگاران کتاب تبلیغات شفاهی را فراموش نکنند
  • روایت حافظ موسوی از اخوان در کتاب ” لولی وش مغموم”
  • گفت‌وگوی «مجید برزگر» با «ابراهیم مختاری» درباره «برگ جان» فرهنگ برای من جایی است که نفس می‌کشم
  • استاد محمد وقتی دست به نوشتن می زد که احساس درد میکرد
  • نمایشگاهی با آثار محصص، لاشایی، مافی و…/ تابلوهایی کوچک از استادانی بزرگ
  • به مناسبت سالروز درگذشت محمد علی جمالزاده / گفت و گو با گیتا گرکانی  
  • پاسخ‌های د‌‌‌کتر «میر جلال‌الد‌‌‌ین کزازی» به پرسش‌های «همد‌‌‌لی» د‌‌‌رباره جایگاه اد‌‌‌بی بهار / بهار سخنوری بزرگ بود‌‌‌ آ‌‌د‌م‌الشعرا تا خاتم‌الشعرا با ملک‌الشعرا
  • لوريس چكناواريان، رهبر اركستر و آهنگسازي كه آثارش را به موزه موسيقي اهدا كرد / حرف دشمن مي‌آفريند اما موسيقي نه!
  • یادداشت هوشنگ اعلم ـ روزنامه‌نگار لایحه نظام رسانه‌ای، غوغاسالاری یا گفتگو
    • افراد آنلاین : 1
    • بازدید امروز : 761
    • بازدید دیروز : 1226
    • بازدید این هفته : 14385
    • بازدید این ماه : 53448
    • بازدید کل : 345199
    • ورودی موتورهای جستجو : 3097
    • تعداد کل مطالب : 165





    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    مریم مجیدی برنده جایزه ” گنکور” فرانسه شد
    بازديد : iconدسته: گزارش

    “مارکس و عروسک” برنده جایزه «گنکور» فرانسه شد

    بالاترین جایزه ادبی فرانسه، «گنکور» به رمان «مارکس و عروسک» Marx et la poupée نوشته مریم مجیدی اهدا شد؛ این نخستین رمان این داستان‌نویس است.
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مریم مجیدی در این رمان داستان رمان‌نویسی را روایت می‌کند که به فرانسه مهاجرت کرده و به شیوه رفت‌ و برگشت ذهنی میان تهران و پاریس به دنبال هویت اصلی‌اش می‌گردد.

    سال گذشته، جوزف آندراس جایزه گنکور را برای نخستین رمان خود دریافت کرده بود.

    جایزه گنکور Prix Goncourt جایزه‌ای است که در پی وصیت ادموند دو گنکور به سال ۱۸۹۶ بنیان گذاشته‌ شد. مجمع ادبی گنکور به طور رسمی در سال ۱۹۰۲ میلادی تأسیس و نخستین دوره جایزه در روز ۲۱ دسامبر سال ۱۹۰۳ اعطا شد.

    جایزه گنکور هر ساله نصیب «بهترین کتاب داستانی» می‌شود که طی «همان سال» منتشر شده باشد. بیشتر اوقات جایزه گنکور به یک رمان اعطا می‌شود.

    هر نویسنده در زندگی ادبی خود تنها یک بار برنده این جایزه می‌شود، در این میان رومن گاری یک استثناء است: او یک بار در سال ۱۹۵۶ برای رمان «ریشه‌های آسمان» و یک بار در سال ۱۹۷۵ بابت رمان «زندگی در برابر خود شیادانه» و با نام مستعار امیل آژار برنده شد


    iconادامه مطلب

    مردم از جایزه های ادبی ایران بی خبرند
    بازديد : iconدسته: گزارش

    جایزه‌های ادبی در دنیا یکی از راه‌های معرفی کتاب‌ها و مطرح‌ شدن آن‌ها برای مخاطبان است، اما خیلی از افرادی که به نمایشگاه کتاب تهران می‌آیند از جایزه‌ها هیچ‌ اطلاعی ندارند مگر جایزه نوبل.

    به‌ گزارش ایسنا، در سراسر جهان جایزه‌های ادبی بسیاری برگزار می‌شود که علاوه بر تشویق نویسندگان و شاعران، تنور و بازار ادبیات را گرم می‌کند و سبب می‌شود نویسندگان و شاعران و آثار آن‌ها در رسانه‌ها مطرح شوند و مخاطبان به خواندن این کتاب‌ها ترغیب شوند. به نظر می‌رسد علاوه بر جایزه‌ نقدی که هر یک از این جایزه‌ها به برگزیدگان خود می‌دهند، اغلب نویسندگان بیش‌ترین سود را از مطرح شدن نام‌شان با این جایزه‌ها و همچنین فروش آثار و بالا رفتن میزان ترجمه‌ آثارشان به زبان‌های دیگر می‌برند.

    با  توجه به این موضوع این سوال مطرح است که کسب جوایز ادبی در خرید کتاب بین کسانی که به نمایشگاه کتاب تهران می‌روند چقدر تأثیر دارد؟ آیا به این موضوع توجه‌ دارند؟ جوایز ادبی ایرانی و خارجی چه فرقی برای‌شان دارد؟

    تعدادی از فعالان نشر و مردم به این پرسش پاسخ داده‌اند. خیلی از کسانی که به نمایشگاه کتاب می‌آیند، جوایز ادبی ایرانی را نمی‌شناسند. درصدی هم که نام جوایز را می‌شناسند برای‌شان مهم نیست. ناشران معتقدند مخاطبان جدی کتاب سراغ این جوایز می‌روند و جوایز در میان مردم عادی شناخته‌شده‌ نیستند.

    یکی از کارکنان نشر مروارید در این‌باره گفت: جوایز ادبی زمانی برای مردم مهم بودند زیرا رسانه‌ها درباره آن‌ها حرف می‌زدند و اطلاع‌رسانی می‌کردند، اما حالا هرکسی برای خود یک رسانه شده‌ است. در یکی دو سال اخیر مردم سراغ‌ کتاب‌هایی می‌آیند که در تلگرام و اینستاگرام دیده‌اند و دنبال جوایز نیستند.  مسئله‌ای که وجود دارد  این است که زمانی به جوایز ادبی بها داده می‌شد، اما این جوایز کمرنگ‌تر شده‌اند. جوایز زمانی باارزش هستند که موسسه‌ای که جایزه را اهدا می‌کند، تبلیغات داشته‌ باشد. چیزی دیده می‌شود که تبلیغ شود. جوایز در حلقه ادبیاتی‌ها مانده و عوام از آن‌ها اطلاعی ندارند و نمی‌دانند جایزه چه چیزی هست و چقدر اعتبار دارد.  آدم‌های خاصی هستند که زمانی می‌دانستند و به دیگران می‌گفتند. اما الان این‌طور نیست. کتابی‌که جایزه می‌برد اتفاق خاصی برایش نمی‌افتد. درباره جایزه‌های ادبی خارجی‌ هم باید بگویم به موضوعاتی اختصاص دارند که با فرهنگ ما هم‌خوانی ندارند و ایرانی‌ها آن فضا را نمی‌پسندند؛ پس تأثیری در انتخاب  مردم ندارند.

     

    یکی از کارکنان نشر قومس اظهار کرد: جایزه برای مردم اهمیتی ندارد و هیچ شناختی از جایزه‌ها ندارند. کتاب را می‌بینند و اگر در روی جلد یا پشت آن زده باشد برنده جایزه، می‌گویند اِ جایزه‌ هم برده!

    همچنین یکی از کارکنان نشر ثالث درباره این موضوع بیان کرد: رفتاری که در  این چندساله به‌ویژه دولت دوم احمدی‌نژاد وجود داشت و همه تلاش‌شان این شد که  جوایز ادبی خصوصی را از رونق بیندازند عملا باعث شد جایزه‌های ادبی از رونق بیفتد. به ندرت پیش می‌آید که مردم به جایزه ادبی اهمیت بدهند و جوایز ادبی را دنبال کنند. شاید کمتر از یک درصد در این دسته جا شوند، آن یک درصد را هم با ارفاق می‌گویم. زمانی جایزه «گلشیری» و… در انتخاب مردم و فروش کتاب تأثیر زیادی داشتند اما الان بدون هیچ‌ تردیدی می‌توانم بگویم مردم جایزه‌های ادبی را نمی‌شناسند و برای‌شان مهم نیست مگر جایزه‌های ادبی خارجی.

    یکی از غرفه‌داران نشر نیلا هم تأکید کرد: مردم سراغ جایزه‌های ادبی را نمی‌گیرند و شاید خیلی کم به این موضوع توجه دارند. البته ما هم خودمان به عنوان ناشر جوایز ادبی را تبلیغ نمی‌کنیم، در حالی که تبلیغات  برای شناخته‌تر شدن جوایز مهم است اما ما خودمان هم اصرای به تبلیغ جوایز نداریم.

    همچنین مسئول انتشارات آرادمان اظهار کرد: کسانی که به صورت تخصصی و جدی کارهای ادبی را دنبال می‌کنند برای‌شان مهم است که کتابی مثلا جایزه «کتاب سال شعر خبرنگاران»  را برده باشد. اما با این حال در کل چند سالی است مخاطبان ادبیات، بویژه داستان، کمتر سراغ جایزه‌های ادبی داخلی را می‌گیرند؛ بیشتر دوست‌ دارند روی کتاب زده باشد برنده جایزه نوبل ادبیات، من بوکر و… .

    ناشر دیگری هم گفت: نمی‌توان گفت کسانی که به نمایشگاه کتاب می‌آیند مخاطبان اصلی کتاب‌ هستند. مخاطبان جدی‌تری داریم که اصلا به نمایشگاه کتاب نمی‌آیند، همان‌ها جوایز ادبی را می‌شناسند و برای‌شان مهم است. مخاطبان حرفه‌ای کمتر حضور دارند. نمایشگاه، مکان تفریحی و فرهنگی است و باز هم می‌گویم الزاما اهل کتاب به نمایشگاه نمی‌آیند. مخاطبان جدی کتاب به کتاب‌فروشی‌ها می‌روند.

    به ندرت پیش می‌آید که مردم عادی نام جایزه‌های ادبی را شنیده باشند. برای اکثر کسانی که از آن‌ها سوالاتی پرسیدم، جوایز اهمیتی نداشت  و آن‌ها را نمی‌شناختند، به‌ویژه جوایز ادبی ایرانی را. بخشی از واکنش‌های مردم به این سوال این‌گونه بود: جوایز برای من مهم نیست. بیشتر حسن شهرت کتاب‌ها برایم مهم است. راستش اصلا جوایز ادبی را نمی‌شناسم که برایم مهم باشد.

    برخی از اظهارنظرهای حاضران در نمایشگاه کتاب درباره جایزه‌های ادبی در ادامه می‌آید:

    – چون دانشجو هستم و رشته‌ام مرتبط با ادبیات نیست اصلا به این چیزها توجه ندارم. بیشتر کتاب دانشگاهی می‌خرم. به بخش ناشران عمومی هم رفتم، اما چیزی را که می‌گویید ندیدم.

    – شاید کتاب خوبی خریده باشم که جایزه ادبی برده،  اما من که جایزه‌ها را نمی‌شناسم چون دغدغه‌اش را ندارم.

    – کتاب‌هایی که می‌خرم قبلا درباره‌شان سرچ کرده‌ام. کتاب‌هایی را می‌خرم که مطابق با سلیقه‌ام باشند. جایزه‌های ادبی برایم مهم نیستند، چون موضوعاتی که دارند با سلیقه من همخوانی ندارد. البته جایزه‌های ادبی مانند من بوکر و نوبل برایم مهم است.

    – جایزه‌های ادبی را نمی‌شناسم و نمی‌خواهم بشناسم، زیرا اصلا مهم نیستند!

    -جایزه ادبی چی‌ هست؟!

    –  در خرید کتاب‌هایم توجهی به جایزه‌های ادبی ندارم؛ فرقی هم ندارد ایرانی و خارجی.

    – اصلا  مگر مهم‌اند؟!  اگر قرار باشد بین جایزه ادبی ایرانی و خارجی انتخاب کنم، جایزه ادبی ایرانی را انتخاب می‌کنم چون فکر می‌کنم به فضای ذهنی من نزدیک‌تر است.

    – جایزه؟ جایزه ادبی؟ جایزه ادبی ایرانی داریم؟! فقط نوبل را می‌شناسم.

    – جوایز ادبی ایرانی و خارجی را تقریبا می‌شناسم و سعی می‌کنم برگزیده‌های‌شان را بخوانم‌. اما در الویت انتخاب‌هایم نیستند، چون کتاب‌ خوندن کاملا سلیقه‌ای است. مسلما داوری این جوایز هم سلیقه‌ای است. احساس می‌کنم داوران نظرشان را تحمیل می‌کنند. خیلی از کتاب‌های خوب جایزه نبرده‌ اما خوب‌اند. بعضی‌ها هم جایزه برده‌اند اما به نظرم خوب نیستند.

     


    iconادامه مطلب

    متن کامل نود وششمین شماره ماهنامه آزما
    بازديد : iconدسته: آرشیو

    iهنر ملی زبان ماست برای بیان خودمان

    آزادی برای دشوار زیستن

    آغاز و انجام مشروطه از منظر ادیب الممالک فراهانی

    بازگردیم به خانه ی پدری پرنده رفت! شکسته بال و خسته جان

    تاسفی برای آن ها که مانده اند

    جرجیو کاپرنی

    جنبش مشروطیت توهم نوگرایی در شعر

    جنگل نروژی

    چسب دیوانه

    د کتر محمد معین، عشق به فرهنگ و ادبیات

    در آرزوی تکلیفی روشن دو کتاب برنده بوکر روی صحنه نمایش

    رام کردن زن سرکش این بار در پاریس

    رویداد

    شاعر ایرانی، شاعر میهنی و جهانی

    شاهنامه اثری با نگاه جهانی

    شاید پروست آینده ی همه ی ما باشد

    شعر خودمان

    شعر سیاسی زودگیر و زودمیر

    شعر ملی تاریخ مصرف ندارد شعر ملی چیست؟ شاعر ملی کیست؟

    شعر ملی شعر متعهد شعر اعتراض

    شهریار، شاعر ملی سرا

    فهرست مردگان

    کار هنرمند، کنار زدن پرده هاست

    ماجرای یک سوء تعبیر

    مشروطیت جوان مرگ شده اما…

    میراث فرهنگی ما به یغما رفته است

    وجدان وحدت و استمرار مشخصه ی تاریخ ماست

    یک صندلی برای مراقبت از پروست


    iconادامه مطلب

    سایر صفحات سایت
    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY