• شماره ۱۶۵آزما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 220
    • بازدید دیروز : 147
    • بازدید این هفته : 2798
    • بازدید این ماه : 14395
    • بازدید کل : 1961843
    • ورودی موتورهای جستجو : 14912
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    متن کامل نودمین شماره ماهنامه آزما
    بازديد : iconدسته: آرشیو

    در این مطلب می‌توانید متن کامل نودمین شماره ماهنامه آزما را دریافت و مشاهده کنید

    در این مطلب متن کامل مطالب مختلف فرهنگی هنری به شرح زیر قابل دریافت است. از اینجا می‌توانید با کلیک بر روی هر عنوان متن کامل نودمین شماره ماهنامه آزما را دانلود کنید.

    فهرست عناوین نودمین شماره ماهنامه آزما

    به مناسبت سيوهفتمين سال تيرباران شاعر شيليايي

    …. و هنوز ویکتورخارا می‌خواند

     

    «بخوان به نام عشق، بخوان به نام آزادي! بخوان برادرم با صداي غرش رعد»

    اگر نه اين كلمات، اما ترجيع‌بند روح سرودي كه ويكتور خارا هنرمند شيليايي با دستان مجروح و خون ريز در ماه سپتامبر ۱۹۷۳ همراه با پنج هزار زنداني ز نجير شده در استاديوم مركزي شيلي خواند همين كلمات بود.

    ويكتور خارا، فقيرزاده‌اي بود كه در سال ۱۹۳۵ در روستايي فقرزده در شيلي به دنيا آمد، مادرش شعر مي‌سرود، اشعاري ساده و روستايي وار اشعاري كه ترجمان زندگي مشقت بار و روح هزار تكه‌اش بود و با زمزمه‌ی اين اشعار ساده و غم‌آلود بر بالين ويكتور خاراي كوچك او را با روح رنج آشنا كرد، رنجي عميق كه برآيند روزگار تلخ روستا نشينان شيلي بود. رنجي كه از آن پس در زندگي، شعرها و آواي گيتار ويكتور خارا در هيات سرود رهايي خود را نشان داد.

    پس از مر گ مادر، ويكتور خارا به يك مدرسه ديني رفت اما دو سال بيشتر آن جا نماند و ترجيح داد كه به سربازي برود و رفت. دو سال بعد «خارا» دانشجوي دانشگاه در رشته‌ي موسيقي بومي شيلي بود و در سال ۱۹۶۹ نخستين آلبوم موسيقي خود را روانه بازار كرد سالي كه سانتياگو و سراسر شيلي ر ا موجي از التهاب فراگرفته بود و مردم شيلي در كنار احزاب سوسياليست و چپ براي ر هايي از  قيد امپرياليسم تلاش مي‌كردند و اين تلاش‌ها منجر به تشكيل ائتلافي به نام «جمعيت مردم» شد، جمعیتی كه ويكتور خارا هم يكي از چهره‌هاي مطرح آن به شمار مي‌رفت، چهره‌اي كه با موسيقي و شعر به ستيز با امپرياليسم برخاسته بود و سرانجام مبارزات مردمي شيلي به بار نشست و سالواردور آلنده رهبر مردمي شيلي اداره‌ی امور را به دست گرفت اما نه براي مدتي طولاني زيرا پيش از آن كه مردم شيلي طعم پيروزي را چشيده باشند گروهي از نظاميان شيلي به رهبري ژنرال پينوشه و با حمايت آشكار آمريكا و سازمان سيا، دست به كودتا زدند و با كشتن آلنده و با قتل عام هزاران نفر از آزادي‌خواهان و از جمله اعدام ويكتور خارا در ماه سپتامبر ۱۹۷۳ يكي از سياه‌ترين دوران‌هاي تاريخ شيلي را رقم زدند.

    اينك سي و سه سال از آن روز خونين گذشته است. روزي كه به دستور يكي از نظاميان حكومت كودتا، دست‌هاي ويكتورخارا را كه در استاديوم سانتياگو همراه پنج هزار نفر ديگر بازداشت شده بود با تبر قطع كرد تا ديگر نتواند سيم‌هاي گيتارش را به ارتعاش درآورد و آواي آزادي سر دهد. اما ويكتور خارا بازوان خون‌آلودش را كه ديگر دستي بر آن‌ها نبود بالا گرفت و همراه با پنج هزار زنداني ديگر سرود رهايي خواند و خواند و آن قدر خواند تا پيكر بي‌جانش بر زمين افتاد و در آن لحظه بود كه سربازان پينوشه پيكر بي‌جان او را به گلوله بستند.

    امروز اما صداي ويكتور خارا هنوز شنيده مي‌شود و هنوز هر جا كه مردماني براي آزادي نبرد مي‌كنند، صداي گيتار و آواز ويكتور خارا به گوش مي‌رسد. اما پنيوشه نامي است نكبت زده كه در لا به لاي پرونده جناياتش باقي مانده است.

    ديكتاتوري كه براي چند سال بيشتر زنده ماندن در برابر قضات دادگاه بين‌المللي كه او را به خاطر جناياتش محاكمه مي‌كردند با زانوان لرزان به دشواري ايستاد و اشك ريخت در حالي كه قربانيانش در برابر جوخه‌هاي اعدام استوار ايستادند و گلوله باران شدند.

     


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY