• شماره ۱۶۵آزما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 324
    • بازدید دیروز : 131
    • بازدید این هفته : 2674
    • بازدید این ماه : 14327
    • بازدید کل : 1962332
    • ورودی موتورهای جستجو : 14929
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    گزارش روز ششم كن ٢٠١٧
    بازديد : iconدسته: گزارش

    پايان خوش ( ميشاييل هانكه)
    عنوان فيلم كنايه ايست به معضلات پيري و زنداني شدن در ويلچر آنهم وقتي كه مردي ثروتمند و صاحب همه گونه موقعيت موفقيت باشي اما وقت رفتن رسيده باشد. يك دختر و پسر ميانسال داري كه هر كدام از ازدواجهاي اولشان يك بچهء پرمشكل دارند و هر دو درگير زندگي دوم خود. نوكري مراكشي داري كه او هم خانواده اي دارد و مشكلات زندگي برده وار خودش را. زنت را خفه كرده اي ( اشاره به فيلم قبلي فيلمساز: عشق) و حالا خودت در به در ميزني كه كسي پيدا شود خلاصت كند. آيا ميشود در صد دقيقه به همهء اين شخصيتها با مشكلات عديده اشان كه ربطي هم به هم ندارد بپردازي؟ اگر سريال خانوادگي بود شايد ميشد اما در فيلم سينمايي نتيجه اش تشتت است و درامي كه نميتواني نه در هيچ بخشي عميق شوي نه جمع و جورش كني. هانكه در اين فيلم در دامي افتاده كه نتوانسته از آن خلاصي پيدا كند. فيلمبرداري فيلم، قاب بنديها و شيوهء دكوپاژش هم بدون هيچ ايجاد جذابيتي يا كشف غافلگيركننده اي به پايان ميرسد. تنها لحظات بدردبخور فيلم نزديك به انتهاست و نه تصوير پاياني؛ جاييكه ژان لويي ترينتينيان با ويلچر از سرازيري ساحل وارد آب ميشود و خيال ميكني شايد تصميم گرفته خود را در دريا غرق كند.

    روز بعد ( هونگ سانگ سو)
    يك فيلم سياه و سفيد ساده با ضعف تكنيكي و استفاده مكرر از زوم و سه چهار هنرپيشهء كره اي نشسته دو طرف يك ميز با موضوعي پيش پا افتاده ( همان كليشهء هميشگي مثلث عشقي و لو رفتن و سوءتفاهم ) كه با رفتارهاي خاص مردمان شرق دور، ديرواكنش بودن آنها نسبت به مسائل و ديرقانع شدنشان در مباحثات شفاهي، حال و هوايي تازه به خود گرفته و ارزش يكبار ديدن دارد اما مثل برخي ديگر از آثار بنمايش درآمده در جشنواره پايان ندارد ( حتي نميتوان پايان باز براي اين فيلمها متصور شد. گويا در نظر نويسنده و كارگردان همين است كه هست. پايان در فيلمها انگار ورافتاده و دمده بنظر ميرسد. از اين منظر، فيلم ميدان، كشتن گوزن مقدس، پايان خوش و همين روز بعد فاقد پايان هستند.)

    كارگاه ( لوران كانته)
    در فيلمهايي كه قرارست روند بداهه پردازانه اي را دنبال كنند نبايد دنبال داستان گشت. فيلم جديد لوران كانته كه قبلاً براي “كلاس درس” نخل طلا برده دربارهء نويسندهء زنيست كه براي برگزاري يك كارگاه رمان نويسي به جنوب فرانسه رفته گروهي از جوانان منطقه با فرهنگها و ريشه هاي نژادي مختلف كه در فرانسهء امروز زندگي مي كنند را گرد هم جمع مي كند تا آنها را به نوشتن وادارد. از ميان اين جمع كه گهگاه در گفتگو بر سر نظراتشان به هم تند ميشوند و تحمل حرفهاي يكديگر را ندارند فيلمساز به يكي كه هم كار ميكند هم تنهايي دارد هم اهل پژوهش است بيشتر نزديك ميشود و رابطهء او با مربي را عميق تر پيش ميبرد و نشان ميدهد چگونه ميتوان به يك متن گيراتر رسيد. فيلم البته به تمام لايه هاي لازم در مسير نوشتن نميپردازد و بيشتر ژست اين كارگاه را دنبال مي كند تا نتيجه ( يعني متنهاي ادبي كه بايد نوشته شوند).
    سعيد نوري


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY