• شماره ۱۶۷ ازما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 169
    • بازدید دیروز : 285
    • بازدید این هفته : 3217
    • بازدید این ماه : 10202
    • بازدید کل : 1971825
    • ورودی موتورهای جستجو : 15089
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    رفیق‌باز قهار
    بازديد : iconدسته: یادداشت ها

    احمد نوری‌زاده، ادیبی واقعی است، رفیق‌بازی قهار که رفقایش واژه‌ها هستند.

     زندگی کردن به چنین شیوه‌ای و تحمل دردها و مصائب انسانی هنرمند که برای جان بخشیدن به واژه‌ها از جانش مایه می‌گذارد، مستلزم جهان‌نگری خاصی است که رسیدن به آن تنها از عهده‌ی پاک‌دلان برمی‌آید. این شیوه‌ی زندگی و این جهان‌بینی عاشقیِ خاصی نیز می‌طلبد، همان عاشقی که حافظ آن را شیوه‌ی رندان بلاکش می‌داند.

    رندانی که عشق را پایه‌ی تفکرات خویش قرارمی‌دهند. در دهه‌ی هفتاد شمسی، گاهی احمد سری به من می‌زد و دیداری تازه می‌کردیم. فنجانی چای یا قهوه می‌خوردیم، شعر می‌خواندیم و از اتفاقاتی که باید می‌افتادند و نمی‌افتادند یا اتفاقاتی که نباید می‌افتادند و می‌افتادند، صحبت می‌کردیم…

    در همان دوران بود که دریافتم احمد نوری‌زاده جوینده‌ی حقیقت است و از هنری لذت می‌برد که چه زیبایی‌ها و چه زشتی‌های جهان را آشکار می‌سازد. او اعتقاد داشت که هدف و رسالت هنر بسیار بالاتر و والاتر از لذتِ ناشی از آفریدن اثری هنری است. در واقع، احمد از همان زمان ماهیت نظریات و اندیشه‌های پاک و آزاد خود را به خوبی می‌شناخت و در پیِ بت بودن و شهرت دروغین نبود و نیست.

    یادم نیست کجا خوانده‌ام که اگر هنرمند نظریات خویش را نشناسد، هنر وسیله‌ی خودنمایی و خودفروشی می‌شود و در سطح فکر عادیِ مردم عادی باقی می‌ماند، که اگر چنین باشد، جامعه‌ی فردا بی‌تردید جامعه‌ای آلوده به فساد و تباهی خواهد بود. نوری‌زاده در طول بیش از چهل سال فعالیت ادبی، آثار بسیاری از شاعران و نویسندگان ارمنی و گاهی روس را به زبان فارسی ترجمه کرده است که “باغ سیب، باران”، “پتر اول”، “کمیسر یا کمون باکو”، “سرودهای سرخ”، “عاشقانه‌های آبی”، “پاییز در پرواز”، “تسولاک”، “آی وطن، آی وطن” و “آمالیا” از آن جمله‌اند، که در این میان کتاب “صد سال شعر ارمنی” با پیش‌گفتار یک‌صد و چهل و هشت صفحه‌ای در باره‌ی تاریخ و فرهنگ ارمنی و نمونه‌های شعر هفتاد شاعر ارمنی، برجسته‌ترین کار او می‌باشد. این کتاب را نشر چشمه در سال ۱۳۶۹ چاپ و منتشر کرد.

    مهم‌ترین آثار تألیفی نوری‌زاده نیز عبارتند از “تاریخ و فرهنگ ارمنستان”، مجموعه شعرهای “سلام بر شما ارمنی‌ها” و “در شب تنهایی و رؤیاها” به زبان ارمنی و مجموعه شعرهای “رازقی‌ها بگذار عطر بفشانند” و “در شب تنهایی و زمستان جهان” به زبان فارسی.

    با نگاهی به آثار نوری‌زاده از ابتدا تا امروز، درمی‌یابیم که یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های احمد، چه در خلق آثار تألیفی چه در انتخاب آثار برای ترجمه، عاری بودنش از هر گونه حساب‌گری و پای‌بندی‌اش به اندیشه‌ها و باورهای شخصی است، اگرچه این خصلت او اغلب سنگِ پیش پایش شده و پیمودنِ این راه سخت را برایش دشوارتر کرده است.

    با آرزوی بهبودی برای احمد نوری‌زاده عزیز و تداوم فعالیت‌های ادبی بی‌بدیلش که به قول خودش با عرق‌ریزانِ روح به انجام رسانده.


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY