• شماره ۱۶۷ ازما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 182
    • بازدید دیروز : 501
    • بازدید این هفته : 2955
    • بازدید این ماه : 10549
    • بازدید کل : 1972557
    • ورودی موتورهای جستجو : 15099
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    بخشی از یادداشت هوشنگ اعلم با عنوان «کاش آزادی را بلد بودیم»
    بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

    بخشی از یادداشت نخست سردبیر آزما با عنوان «کاش آزادی را بلد بودیم» به مناسبت امضای فرمان مشروطیت در شمار ۱۱۸ آزما، مرداد و شهریور ۱۳۹۵

    نه! برنیاشوبید! گفتن حقیقت. هر قدر هم تلخ، شاید فضیلت باشد. اما تحمل شنیدن آن حتماً فضیلت است، ما آزادی را بلد نیستیم و با وجود این خواستار آزادی هستیم. البته که داشتن ازادی حق ماست و حق هر انسان دیگری! آزادی بزرگترین حقی است که هر موجود زنده ای باید از آن برخوردار باشد. حقی که طبیعت آن را به رسمیت می شناسد حقی که به خاطر به دست آوردنش در طول تاریخ، بی شمار انسان ها جان خود را از دست داده اند و این خود معیاری می تواند برای درک ارزش آزادی در برابر زندگی باشد.

    اما آزادی چیست و گستره اش چه گونه معنا و تبیین می شود؟ این پرسشی است که در طول تاریخ بیشمار تکرار شده و پرشمار پاسهای گوناگون به آن داداند. انسان آزاد است به تمامی. اما تا آنجا که آزادیاش آزادی دیگران را محدود نکند! و شاید این بهترین و درستترین تعریفی باشد که می توان از مرزهای آزادی انسان به دست داد. من آزادم. و تا آنجا که آزادی تو را خدشه دار نکنم و تو آزادی به داشتن هر عقیده ای و هر نوع نگاهی به زندگی و هر کنش و رفتاری اما تا آنجا که حریم آزادی مرا خدشه دار نکنی و به باورهای من به آنچه من برای آن ارزش و اهمیت و احترام قائلم لطمه نزنی و این قانونی است که می تواند آزادی و حد و مرز آن را تعریف کند. ولتر گفته است گویا، که؛ «من حاضرم جانم را بدهم تا تو عقیده ات را بگویی هرچند که با آن مخالفم.» پس برای آزادی داشتن باید که تحمل آزادی دیگران را داشته باشیم باید بتوانیم بشنویم و بتوانیم بگوئیم اما چه گفتن و چه گونه گفتن خود مسئله ای است. مسئله ای که مرزهای آزادی ما را روشنتر تعریف می کند و مهمتر از گفتن داشتن تاب شنیدن است.

    برای خواندن این مطلب به شماره ۱۱۸ مجله آزما مراجعه کنید.


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY