• شماره ۱۶۷ ازما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 1
    • بازدید دیروز : 322
    • بازدید این هفته : 3244
    • بازدید این ماه : 11676
    • بازدید کل : 1974615
    • ورودی موتورهای جستجو : 15118
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    لحظاتی در کنار مالکان کتابفروشی قایقی لندن/ ملاقات بن اوکری و هنرفروشی
    بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

    پدی اسکریچ و جون پریوت مالکان این کتابفروشی قایقی هلندی مربوط به سال‌های دهه بیست میلادی را تهیه کردند و در سال ۲۰۱۱ آن را تبدیل به یک کتابفروشی سیار روی رودخانه تایمز لندن کردند.

    ایبنا به نقل از لیت هاب: کلمه روی آب نام کتابفروشی سیاری است که در اصل روی یک قایق قدیمی تاسیس شده است. پدی اسکریچ و جون پریوت مالکان این کتابفروشی قایقی هلندی مربوط به سال‌های دهه بیست میلادی را تهیه کردند و در سال ۲۰۱۱ آن را تبدیل به یک کتابفروشی سیار روی رودخانه تایمز لندن کردند. حالا این کتابفروشی برای خود مشتری‌های دائمی دارد که اکثر آنها کنار رودخانه ترجیح می‌دهند وقت خود را به خواندن کتاب صرف کنند.

    کمی درباره کتابفروشی خاص خود بگویید.
    ما ادبیات داستان را خیلی دوست داریم و همچنین دوست داریم مردم نیز از این داستان‌ها لذت ببرند. به خاطر همین سعی کردیم با راه‌اندازی این قایق در شهرهای ساحل رودخانه و دیگر شهرهای بندری انگلیس به دست آنها کتاب برسانیم. فکر نکنید کتاب‌های قدیمی در قایق وجود دارند. اینجا جدیدترین نسخه‌های چاپ شده در انتشارات انگلیسی یافت می‌شوند.

    اکثر کتاب‌هایی که مردم از شما می‌خرند چه نوع داستان‌هایی است؟
    این روزها مردم خیلی به داستان‌های جادویی و جادوگری علاقمند هستند. در کنار کتاب‌های این ژانر که خب حتماً داستان‌های هری پاتر یکی از موفق‌‌ترین آنهاست، قصه‌های معروفی مثل شاهزاده کوچولو خیلی طرفدار دارد.

    اگر فضای بیشتری داشتید به چه کتاب‌هایی اختصاص می‌دادید؟
    خب به نظر ما در کنار کتاب خدماتی مثل چای و قهوه و کمی کیک شکلاتی به نظر بد نیست. امیدواریم بتوانیم به زودی این مورد را تحقق بخشیم.

    اداره چنین کتابفروشی عجیبی سختی‌های خاص خود را دارد. بهترین قسمتش چه زمانی بوده؟
    خب بهترین قسمت آن وقتی است که شما همیشه شاد هستی و احساس غم نداری. یکی از اصلی‌ترین دلایل ادامه این شغل و اداره این کتابفروشی قایقی هیجان انگیز بودن آن و غیرقابل پیش بینی بودن حوادث داخل آن است. اینجا هر نوع آدمی ممکن است از شما کتاب بخرد. باید منتظر هر گونه حادثه‌ای هم باشید.

    بهترین خاطره خود از سال‌های کتابفروشی در این قایق؟
    روزی زیر نم نم باران در ساحل پادینگنون نشسته بودم و برای پوشاندن شکاف پنجره جلویی کتاب جاده گرسنه نوشته بن اوکری را روی شکاف گذاشته بودم. یکی آمد و گفت چرا این کتاب را آنجا گذاشتی؟ من برای اینکه خودم را کمی روشنفکر نشان دهم گفتم حق با شماست. خودم این کتاب را خواندم. واقعاً اوکری (نویسنده مشهور نیجریه الاصل بریتانیایی و برنده جایزه بوکر) نویسنده بزرگی است. داشتم بلوف می‌زدم چون اصلاً آن کتاب را نخوانده بودم. در همین حین آن مردم سیاه پوست رو به من خودش را معرفی کرد. من بن اوکری هستم. داشتم شاخ درمی‌آوردم. خیلی سال از آن موقع می‌گذرد و حالا اوکری یکی از مشتری‌های ثابت این قایق کتابفروشی است.

    اگر به جای کتاب مجبور بودید چیز دیگری بفروشید، چه کالایی را ترجیح می دادید؟
    حتماً هنر. ما اینجا در کنار کتاب آثار هنرمندان بسیاری را فروختیم. خیلی از دانشجوهای هنر کالج سنت مارتین نیز اینجا آثار خود را عرضه کردند.

    اگر می‌‌خواستید به بزرگترها یک کتاب کودک معرفی کنید؟
    تماشای پایین نوشته ریچارد آدامز. همه زندگی کودکانه را می‌توان از دید نویسنده در این کتاب جستجو کرد.


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY