• شماره ۱۶۷ ازما منتشر شد
  • وطن، مفهوم متغیر در میان نسل ها
  • وقتی که خانه، خانه بود و چراغ ما در خانه می سوخت
  • وطن و نوشتن در مهاجرت، توان خلاقیت مرز نمی شناسد
  • خون قلم نریز برای گرفتن مزد!
  • آزما برگزار می کند، لایو اینستاگرامی کتاب “زنی شبیه تهران”
  • کتاب‌های پیشنهادی باراک اوباما در سال ۲۰۲۱
  • نگاه جامعه‌شناسانه به نمایش «ارور ۴۰۴»/ این یک «نمایش» نیست!
  • آغاز داوری آثار بیستمین دوره جایزه قلم زرین از فروردین ۱۴۰۱/ هنوز امکان مالی برای جداسازی حوزه‌های کودک و نوجوان فراهم نیست
  • از نویسنده ایرانی رنج تنهایی و حرمان میماند
  • زندان نوشت ها از «ساد» تا محمد تقی ارانی
  • نویسندگان ما از اعتراف هراس دارند
  • در نشست انتشرات میچکا تاکید شد: میترا نوحی جهرمی از نویسندگان خواست در مورد موضوعات جهان‌شمول بنویسند
  • نگاهی به کتاب «از گائینک تا جائینک» تاریخ گوینک/گائینک به‌چه عصری بازمی‌گردد؟/ فقدان حضور زنان در سرتاسر کتاب
  • چهار کتاب برای علاقه‌مندان به بازیگری و نویسندگی
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 222
    • بازدید دیروز : 611
    • بازدید این هفته : 3293
    • بازدید این ماه : 11694
    • بازدید کل : 1974514
    • ورودی موتورهای جستجو : 15112
    • تعداد کل مطالب : 3180


    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    واکنش شفیعی‌کدکنی به یک شایعه
    بازديد : iconدسته: ادبیات

    محمدرضا شفیعی کدکنی گفت: « چیزهایی را به عنوان شایعه در مملکت رایج می‌کنند. مثلاً برای خودم می‌گویم. کی من را به دانشگاه تهران راه ندادند؟ اصلاً چنین چیزی نبود.»

    خبرآنلاین: نیمه دی ماه ۹۷ و زمان امتحانات پایان ترم دانشجویان، خبر عجیبی منتشر شد: «استاد شفیعی کدکنی را به دانشگاه تهران راه ندادند». منبع خبر هم مطلب دکتر میلاد عظیمی بود. او بر اساس پیغام‌های دانشجویان در کانال تلگرامی‌اش نوشت: استاد را به دلیل همراه نداشتن کارت پرسنلی به دانشگاه راه نداده‌اند؛ اما چند ساعت بعد در مطلبی دیگر آن را تکذیب کرد: «دو دوست بسیار موثق پیام دادند که موضوع چنان نبوده که مطرح شده است.

    ماجرا از این قرار بود آن دری که استاد با خودرو از آن وارد دانشگاه می‌شوند، بسته بود و اصلاً در آن لحظه دربانی حاضر نبوده که از استاد کارت مطالبه کند یا نکند. استاد وقتی با در بسته مواجه شدند، برگشتند و به خیابان انقلاب رفتند». با این حال، این تکذیب چندان دیده نشد و اکثریت به همان شایعه استناد می‌کردند.

    هفته گذشته، استاد شفیعی کدکنی در کلاس ۲۳ مهر، وقتی درباره قطعیت یا عدم قطعیت انتساب احادیث صحبت می‌کرد، گفت: «همیشه چیزهایی را به عنوان شایعه در مملکت رایج می‌کنند. مثلاً برای خودم می‌گویم. کی من را به دانشگاه تهران راه ندادند؟ اصلاً چنین چیزی نبود. من هفته قبلش به بچه‌ها گفتم ترم تمام شد و هفته دیگر نمی‌آیم. با این همه آمدم، گفتم شاید بچه‌هایی از شهرستان آمده باشند. برای این که آن‌ها منتظر نشوند، من خواستم بیایم. دیدم دری که با خودرو وارد می‌شدیم، بسته است؛ من دیدم مدتی است کتاب فروشی‌های روبه‌روی دانشگاه را نرفته‌ام. دلم خواست از پشت شیشه کتاب فروشی نگاه کنم ببینم کتاب تازه چی هست. رفتم آن جا. بعد شایعه کردند آقای شفیعی کدکنی را به دانشگاه تهران راه ندادند. کجا راه ندادند؟

    الان هم توی اینترنت نگاه کنید این خبر را باز هم نقل می‌کنند. من دارم درس اجتماعی می‌دهم به شما. بسیاری از موارد، ما گول شایعات را می‌خوریم و دنبال یک امر موهوم می‌رویم و زندگی‌مان تباه می‌شود. اولین کاری که در هر امری می‌کنیم، این است که یاد بگیریم دنبال یک امر قطعی و یقینی هستیم، نه یک احتمال و شایعه».


    iconادامه مطلب

    

    __(Comments are closed.,'kubrick')

    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY