• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 702
  • بازدید دیروز : 341
  • بازدید این هفته : 2950
  • بازدید این ماه : 11191
  • بازدید کل : 1989603
  • ورودی موتورهای جستجو : 15370
  • تعداد کل مطالب : 3198


عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

کوچه ها تاریکن دکونا بسته گپی کوتاه با حمید ناصحی موسیقی شناس
بازديد : iconدسته: گفت و گو

کوچه ها تاریکن دکونا بسته
گپی کوتاه با حمید ناصحی موسیقی شناس

هوشنگ اعلم- گفتگو با حمید ناصحی

 

هوشنگ اعلم- گفتگو با حمید ناصحی
شماري از ترانههايي که فرهاد مهراد خواند به نوعي روايتگر تصويري از ايران آن روز بود مثل ترانه جمعه و مردم تصوير روزگار اجتماعي شان را در ترانه هاي فرهاد منعکس مي ديدند و صداي خاص او درواقع صداي خسته و عصياني مردم بود. مي خواهم نظر شما را بدانم.
خب اين موضوع يک بحث فني د ارد در مورد کيفيت موسيقيايي و آهنگ هــــايي که خودش مي ساخت و هنرمندانه تنظيم
مي شد و ترانه هايي که جنتي عطايي و شهيار قنبري و … مي ساختند که به نوعي صداي اعتراض بود و مهـــم ترين مسئله شايد آوانگارد بودن و پيشرو بودن فرهاد و نوع موسيقياش بود. اما چند نکته مهم ديگر هم هست. فرهاد يکي از شاخص ترين خواننده هاي جريان جديد موسيقي پاپ بود که در غرب به وجود آمده بود البته در اين نوع موسيقي اولين نماينده بزرگ واروژان بود.
به نظر من حتي از منفردزاده هم جلوتر بود. واروژان از نظر هارموني شاخص بود البته پرويز مقصدي هم بود و ما فرهاد را از وراي آثار آن ها ديديم. به قول زنده ياد ناصر چشم آذر واروژان اولين بود در اين زمينه اما بهترين نبود.
واقعيت اين است که در دهه ي ۶۰ ميلادي و دهه چهل خودمان موسيقي تقريبا در تمام دنيا رنگ جديدي گرفت و ظهور کرد با گروههايي مثل بيتلزورولينک استون و در ايران هم نوجوانان و جواناني بودند که به دنبال اين نوع موسيقي مدرن رفتند البته در زمينه موسيقـــي پاپ پيش از اين جريان زنده يادان نوري و ويگن جاده صاف کن بود ند. اما در دهه چهل چهره هاي جوان و شاخصي در عرصه موسيقي پيدا شدند مثل سياووش قميشي. يا گروه گلدين رينگ يا تکخال و علاقه جوان ها به اين نوع موسيقي جلب شد و فضاي رسمي و غيررسمي هم به اين نوع موسيقي اقبــال نشان داد و جوان هــايي کــه بيشتر در
کاخ هــــاي جوانان کنسرت مي گذاشتند يا برخي از کاباره هايي که ظاهرا پيشروتر و مدرن تر بودند از اين موسيقي جديد استقبال کردند. البته اين گروه ها ترانه فارسي نداشتند و اکثرا تـــرانه هـــاي خـــارجي را اجـــرا مي کردند.
يکي از درخشان ترين اين خواننده ها فرهاد بود و شايد يادتان باشد در يکي از بزرگترين تجمعات اجراي موسيقي در استاديوم ورزشي امجديه «شيرودي» که با شرکت گروه هاي مختلف موسيقي برگزار شد چند هزار نفر برنامه اجرا کردند و همه به صورت گروهي. اما فرهاد تنها رفت و خيلي هم درخشيد و اين اهميت کار او را نشان ميدهد به خاطر آهنگ ها وصداي خاصش. در اين جشنواره اجراي فرهاد با فاصله بسيار زياد، بهترين اجرا بود و ترانه هاي خارجي را به گفته حتي خارجي هايي که در آن مراسم بودند از خواننده اصل بهتر خواند و اين اهميت او بود.
در دهه ۵۰ فرهاد با اردلان سرفراز و ايرج جنتي، عطايي و منفردزاده همراه شد و ترانه هاي فارسي ماندگاري اجرا کرد که به نوعي مي شود گفت ايدئولوژي زده بود و تحت تاثير تفکرات چپ در حــــالي که فرهــــاد بعدا خودش گفت من به اين فکر
نمي کردم که چپ هستم يا راست من مي خواستم کار خوب بخوانم و البته کار خوب مي خواند. از نظر کيفيت و درست خواني و سبک خوانش فرهاد شاخص ترين بود.
البته در معروفيت فرهاد سينما هم نقش داشت. وقتي از او خواستند که ترانه اي براي فيلم رضا موتوري بخواند اول به شدت مخالفت مي کرد. اما به اصرار دوستان پذيرفت و خواند و در مجموع اين فيلم و کـــارگرداني اش و بازي بهروز وثوقي و صداي فرهاد و محتواي ترانه همه در معروفيت بيشتر فرهاد موثر بودند و از بعد از خواندن مرد تنها معروف تر شد.
در مجموع آن چه فرهاد اجرا مي کرد از نظر موسيقي و ترانه آوانگارد بود. و تاثير اين آوانگـــارد بودن را در خوانندگان هم دوره اش مي بينيم و خيلي ها مي گفتند مثلا ابي کپي فرهاد ميخواند. يا فريدون فروغي و يا داريوش اقبالي …
و به اين شکل، صـــداي فرهـــاد و موسيقي و ترانه هايي که
مي خواند. ترکيبي به وجود آورد که به شکلي صداي مردم بود. و انعکاس دهنده شرايط اجتماعي آن روز و با اين تعبير مي توان به حرف شما رسيد که ترانه هايي که فرهاد خواند تصويرگر شرايط اجتماعي آن روز بود.


iconادامه مطلب



__(Comments are closed.,'kubrick')


Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY