تاکی دوباره برآید
بازديد : iconدسته: تئاتر

متن گفتار محمود دولت‌آبادی در مراسم تشييع جعفر والي

اي غم بگو از دست تو، آخر کجا بايد شدن

در گوشه‌ي ميخانه هم ما را تو پيدا مي‌کني

جعفر والي! هنرمند تئاتر ايران! حالا ديگر بي‌اضطراب به خواب مي‌روي، بي‌نگراني از شد ناشدِ نمايش بي خيال از اين که صحنه چه مي‌شود، نور کجا و دکور چه، و اين‌که در تئاتر چه رخ مي‌دهد وقتي که پرتاب شده‌اي در آن سوي کره‌ي زمين! از تو در ذهن من نه فقط يک هنرمند پر قابليّت تئاتر، بلکه يک آدم خوب و مهربان هست که هم‌چنان با روي گشاده لبخند مي‌زند و هيچ لحظه‌اي آن مهرباني تو دور نمي‌شود از يادِ لابد هر که تو را شناخته است.


iconادامه مطلب

والی زنده است، تئاتر هست
بازديد : iconدسته: تئاتر

هوشنگ پور رباب

نميتوانم بنويسم والي رفت! چون باور ندارم رفتنش را و نبودنش را و اين باور نداشتن نه از جنس آن باور نکردنهاي عاطفي و پس از مرگ عزيزاني است که نميتوانيم نبودنشان را و مرگشان را بر عاطفه و احساسمان بقبولانيم نه! والي نرفته است چون رفتني نيست. والي مرگ را مدتها پيش از اينکه جسماش فرسوده شود دور زده و حالا آنچه از پيش چشم ما رفته است. جسم والي است که رنجور و نحيف شده بود و والي بزرگ را تاب نميآورد و به قاعده و قانون طبيعت بايد ميرفت و رفت بدون جعفر والي که آن جسم يکي از صدها نماد حضور و زندگياش بود و در نبودش يکي از صد تا نماد والي نيست نه تماميت جعفر والي که هست، در ميان ما و تا هميشه و تا وقتي که حتي يک نفر بر صحنهي تئاتري نقشي بيافريند خواهد بود.


iconادامه مطلب

با امیر نادری در فاصله ۳۴ سال (۱۳۵۲-۱۳۸۶)
بازديد : iconدسته: سینما

اگر قرار باشد در سينما جايزهاي به کسي داده شود، بدون شک اين جايزه  متعلق به امير نادري است، از بس او در سينما و سينما در او زندگي ميکند.»

عباس کيارستمي

 سال ۱۳۵۲: سينما پلازا


iconادامه مطلب

ادبیات، نقاب‌زدایی از صورت حاکمان گفتگو با ابوتراب خسروی
بازديد : iconدسته: ادبیات

شعر و داستان – به ویژه داستان- چه نقش و سهمی در روایت تاریخ و چه‌گونگی زندگی مردم در دوران‌های مختلف دارند.

اساسا وجهی از ادبیات مفاهمه ارزیابی می‌شود، خصوصا در مورد نوع ادبی داستان، اعم از رمان یا داستان کوتاه، باید بگویم در غرب هم نوع ادبی جدیدی است که بیشتر از دویست سال سابقه ندارد. فی‌الواقع داستان کوتاه و رمان حاصل دوران صنعت است. دوران شکل‌گیری شهرهای صنعتی! یعنی زمانی که نیروهای کار از هر مذهب و زبان و نژاد ناچار بودند شانه به شانه‌ی هم زیر یک سقف کار کنند و نیاز به تساهل بود، تاریخ اروپا در قبل از رنسانس و شکل‌گیری شهرهای صنعتی پر از تنازع است، جنگ مابین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها، جنگ بین ترک‌ها و اسلاوها، جنگ بین فرانسوی زبان‌ها و انگلیسی زبان‌ها ! در دوران شکل‌گیری صنعت، مهم‌ترین نیاز نیروی کار بود لذا برای ایجاد روحیه‌ی تساهل مابین نیروهای کار نیاز به ایجاد مفاهمه متقابل بود، بنابراین داستان به عنوان نوع ادبی جدیدی که در مرحله‌ی اول جریانی از مفاهمه‌ی جمعی به وجود آورد، حاصل مفاهمه و طبعا تساهل بود. در مورد ایجاد بستر تاریخی رمان یا داستان کوتاه به این دلیل که اساسا تاریخ به دلیل ابهام ذاتی‌اش  اسرارآمیز هست، از نظر تکنیکی ایجاد باورایی یا ایجاد واقعیت داستانی حداقل بی دردسرتر است. بنابراین خود داستان به عنوان یک نوع ادبی روایت‌گر بخشی از تاریخ و یک شرایط تاریخی خاص است.

 معمولا تاریخ را کاتبان قدرت و حکومت می‌نویسند. آیا ادبیات می‌تواند روایت درست‌تری از تاریخ به دست دهد.

مشهور است که کار هنری و در بحث ما ادبی، هر وقت اثری بالاترین حد تاثیر را می‌گذارد، بدل به تمثیل می‌شود. هدف تمثیل بازیابی معنا تلقی می‌شود. در کار موش و گربه مولانا عبید ذاکانی، قصه درباره‌ی موش‌ها و گربه‌هاست و حال آن‌که تمثیلی که ایجاد می‌شود، معنایی ثانوی را بازتاب می‌دهد که یحتمل اشارت دارد به رابطه‌ای موازی که فی‌المثل ابعاد جسمانی موش و گربه و تقابل آن‌ها با هم. اشاره به رابطه‌ی ظالم و مظلوم دارد. درباره‌ی تاریخ‌های رسمی باید بگویم که، انباشته هستند از ضد روایت! شما نگاهی بیندازید به تاریخ های رسمی عهد ناصری ببینید راجع به کشته شدن امیرکبیر چه نوشته شده، یا وقایع نگاران رسمی دوران آریامهری راجع به وقایع کودتای سال ۱۳۳۲ و مصدق چه نوشته‌اند، این‌ها ضد روایت تلقی می‌شوند. و ضد روایت‌ها در طیف تبیین روایت ها ناهمخوان می‌نمایند. بنابراین آثار هنری – در بحث ما ادبیات – پنجره‌هایی هستند که رو به واقعیت‌های اجتماعی هر دوره باز می‌شوند. شما «فرج بعد از شدت» را که می‌خوانید پنجره‌ای رو به اوضاع و احوال اجتماعی دوران  بنی عباس و حاکمیت هارون‌الرشید و مامون و خلفای دیگر باز می‌کنید. مجموعه‌ی تاریخ‌های حاکم نبشت، متشکل از ضد روایت‌هایی هستند که بر صورت حاکمان نقاب گذاشته‌اند و هنر – در بحث ما ادبیات  – نقاب از صورت حاکمان برمی‌دارند.

بدیهی است که نباید وظیفه‌ای را به هنر و ادبیات تحمیل کنیم. با این وجود هنرمند در هر دوره‌ای بازتابنده‌ی شرایط دوران خودش است آیا به همین اعتبار نمی‌توانیم فکر کنیم. یکی از شاخصه‌های اثر ادبی باید وانمودن تصویر روزگار پیدایی‌اش باشد.

فی‌الواقع چه نویسنده بخواهد و چه نخواهد، ادبیات و اثرش بدل به پنجره‌ای می‌شود که می‌توان از آن منظر روزگارش را تحلیل و تبیین کرد، البته این یک ضرورت نیست. داستان نویس داستانش را می‌نویسد، تاکید می‌کنم هر متن ادبی حامل تاریخی است که می‌توان تبیین کرد.

 داستان‌های امروز ما بیشتر روایت ذهنی‌ است یا طرح ماجرایی در محدوده‌ی یک آپارتمان و نه حتی محله آیا شعرها و داستان‌های امروز ما می‌توانند روزگار خود را شهادت دهند.

انتخاب زاویه‌ی دید، انتخاب setting مکان‌های درونی، و نیز زاویه‌ی دیدهای درونی به غیر از ضرورت‌های تکنیکی – که حتما نویسنده تشخیص می‌دهد – خارج از حیطه‌ی ادبیات می‌تواند تحلیل های روانشناختی یا جامعه شناختی به‌دست دهد که البته ربطی به موضوع ادبیات ندارد. آن‌چه که تعیین‌کننده است کاری است که نویسنده انجام می‌دهد و ادبیاتی است که می‌آفریند،چه بسا که نویسنده‌ای حتی با انتخاب چنین موقعیت کلیشه‌ای شاهکار ادبی بیافریند. مهم‌تر از هر چیز ادبیتی است که نویسنده می‌آفریند. سال‌ها قبل محمد حجازی گفته بوده چه بسا کسی در سر پیچ یک کوچه چیزی را ببیند و کشف کند که یک نفر همه‌ی جهان را بگردد و نبیند.

 آیا در آثار ادبی کلاسیک ما (شعر و داستان) نمونه‌هایی وجود دارد که ما بتوانیم آن‌ها را گواهی‌دهنده بر شرایط دوران پیدایی آن‌ها بدانیم؟

ادبیات کهن ما انباشته از آثاری است که شان نزول‌هایشان، دلایلی از جنس شکل زندگی داشته اند، فی‌المثل قابوس‌نامه را قابوس بن وشمگیر برای پسرش گیلانشاه می‌نویسد و هر سفارشی که به پسرش می‌کند نوری به شکل زندگی و عادات و خصایل جامعه‌ی ایرانی در قرن پنجم دارد. و یکی از مهمترین منابع جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، اخلاق، قانون، فقه و شکل، سیاست است یا سیاست‌نامه‌ی خواجه نظام‌الملک  یا گلستان که جابه‌جای آن اشاره به اتفاقات و شکل زندگی جامعه‌ی ایرانی دارد. یادآوری می‌کنم که در آثار مختلف فرهنگ مکتوب جامعه ایرانی آثار آمیخته هستند. بدین معنا که مثلا وقتی بیهقی تاریخ می‌نویسد، اثرش چند وجهی است. مثلا وجه دیگر تاریخ بیهقی، ادبیات است. یا «نخبه الدهر فی عجایب البر و البحر» در ضمن آن‌که جغرافیاست وجه دیگرش ادبیات است یا وجه دیگر عجایب نامه‌ها که ادبیات است. یا تفسیر میبدی یکی از درخشان‌ترین متون ادبیات زبان فارسی است یا تفسیر سورآبادی که خصوصا بخش مربوط به قصص‌الانبیاء یکی از زیباترین و خیال‌انگیزترین متون ادبیات فارسی است، یادآوری می‌کنم آن نوع ادبیات  که داستان نامگذاری شده، در ایران  فقط در بعد از مشروطه نوشته شده؛ روایات قبل از مشروطه نام‌های دیگری مثل قصه، حکایت و غیره داشته‌اند، داستان نبوده‌اند. یادمان باشد داستان حامل زاویه‌ی دید است و زاویه‌ی دید دستگاهی مجازی است که نویسنده از منظر آن داستان می‌نویسد.


iconادامه مطلب

ادبیات و آنچه تاریخ نمی‌گوید
بازديد : iconدسته: ادبیات

گفت‌وگو با عبدالله کوثری درباره‌ی ردپای تاریخ در ادبیات

عبدالله کوثری را بیشتر به عنوان مترجم می‌شناسیم. اما او نه فقط مترجم که ادیبی گران‌قدر است و به باور من ادیب حکیمی است. کوثری، ادبیات را می‌شناسد، تاریخ را می‌داند و زمانه‌اش را می‌فهمد و این همه را مدیون دو چیز است مطالعه و احساس‌اش. و به همین دلیل داوری‌اش درباره‌ی بسیاری از مسایل آگاهانه است و این گفتگو حاصل همین باور است.


iconادامه مطلب

ادیبان نقدناپذیر
بازديد : iconدسته: ادبیات

گفتوگو با عنايت سميعي

عنايت سميعي، را بيشتر به واسطه‌ي مقالات نقدش در مجلات ادبي مي‌شناسيم. او متولد ۱۳۲۳ در رشت است و دستي هم در شعر دارد و شاديانه‌ي روز بهتر (برگزيده سروده‌هاي ۲۹ دي ۱۳۸۳ تا ۲۰ فروردين ۱۳۸۴) (آگاه ۱۳۸۴)،
فال قهوه (نشانه ۱۳۸۵) و نشاط ساحل بي‌دريا (آگه ۱۳۸۶) از آثار منتشر شده‌ي اين شاعر و منتقد است. سميعي علاوه‌بر علاقه‌اش به شعر نو بر يک موضوع تأکيد ويژه دارد و آن توجه به ادبيات سنتي و فرهنگ کهن است.

براي آغاز اشاره مي‌فرماييد به سابقه‌ي نقد در ادبيات و فرهنگ ما؟

نقد شاخه‌هاي متعددي دارد. و ممکن است سابقه‌ي بينارشته‌اي داشته باشد. آن‌چه مسلم است ما در سابقه‌ي ادبي و فرهنگي‌مان، نقد ادبي نداشتيم. سابقه‌ي نقد ادبي در يونان و در فلسفه‌ي افلاطون و ارسطو تعريف مي‌شود.


iconادامه مطلب

ظهورغول‌ها امری همیشه ممکن
بازديد : iconدسته: ادبیات

گپوگفتي با مشيت علايي؛ دربارهي ادبيات امروز

  گفتوگو: نادره کاردان

بيش از دو دهه است که کم‌تر نقدي در مورد آثار هنري و ادبي منتشر مي‌شود. شما دليل اين بي‌توجهي به نوشتن نقد را چه مي‌دانيد و آيا نبود نقد سبب افت کمي آثار هنري و ادبي نخواهد بود.

شايد دقيقاً اين‌طور نباشد. منظورم اين است که در اين دوره منتقدها آن‌قدرها هم بي‌کار نبوده‌اند. البته مي‌توان اين را احصا کرد و ديد چه ميزان نقد ادبي و هنري توليد شده است. نکته‌اي که بايد در نظر داشت اين است که حجم قابل توجهي از مطالب انتقادي به صورت ميزگرد، جلسات نقد و بررسي يا در قالب “ري ويو”، يا در فضاي مجازي صورت مي‌گيرد، يعني شيوه‌ي عرضه‌ي نقد متأثر از تحولات رسانه‌اي از ساختار سنتي و مکتوب به اشکال ديگر گرايش پيدا کرده است. علت ديگر، چير‌گي نظريه در اين سال‌ها بوده، که ظاهراً جذابيت بيشتري از نقد دارد. شايد هم منتقدان ما احساس کرده‌اند که بدون داشتن چارچوب نظري نمي‌توان و نبايد به کار نقد پرداخت که در اين صورت تشخيص کاملاً درستي داده‌اند.


iconادامه مطلب

در «نقد»، از همه عقبمانده‌تریم نگاهي به عرصه نقد و نقادي
بازديد : iconدسته: ادبیات

نگاهي به عرصهي نقد و نقادي

در گفتوگو با محمد بقاييماکان

فرزاد گمار

محمد بقايي ماکان از جمله پژوهشگران و نويسندگان حوزه‌ي ادبيات است که طي سال‌ها نوشتن و پژوهش مستمر به بينشي درباره‌ي ادبيات کلاسيک فارسي رسيده است. بينشي مبتني بر سال‌ها تصحيح و تحقيق در آثار شاعران و فارسي زبانان از جمله اقبال لاهوري که همين کار در سال ۲۰۰۵ سبب شد از سوي پرويز مشرف، رئيس جمهور وقت پاکستان نشان عالي فرهنگ و هنر دريافت کند. او هنوز اعتماد زيادي به ادبيات معاصر و شاعران و نويسندگان آن ندارد و تمرکز اصلي او در تأليفاتش بر ادبيات کلاسيک است، به‌طوري که معتقد است،کل جريان روشنفکري ما که اکثرشان نويسنده و شاعر هستند، دچار نوعي از هم پاشيدگي انديشه و ساختار است. در اين گفت‌و‌گو از او درباره‌ي جريان نقد و نقادي در حوزه‌ي ادبيات و شعر و فرهنگ سؤال کرده‌ايم. او معتقد است: “در حوزه‌ي نقد هنر در اين ۷۰-۸۰ سال اخير آشفته‌ترين وضع نقد نسبت به ديگر زمينه‌هاي هنري را شعر فارسي داشته است.


iconادامه مطلب

از کوچی نابهنگام، تا بُعد هنری یک فاجعه
بازديد : iconدسته: سینما

  هيچ کسي جايگزين شخصيتي چون عباس کيارستمي نميشود، شخصيتي که با رفتنش همه را هم موافق کرد، چه آنهايي که سبک و سياق هنري و نگاه کيارستمي را ميپسنديدند چه آنهايي که مخالف آن بودند، بعد از او  همه متفق القول داغدار شدند و به احترامش سخن گفتند، انگار همه ما، ملت ايران يک بدهکاري به اين مرد داشتيم که در مراسم تشييع و ديگر مراسم نشانش داديم و در صدد جبران برآمديم، همه قدر آبرو و احترامي که کيارستمي در سراسر دنيا براي ما خريده است را مي دانيم و قدردان موقعيت و شخصيت خاص او هستيم.


iconادامه مطلب

ناخدا خورشید نقش «خانه» در فیلم‌های ناصر تقوایی
بازديد : iconدسته: سینما

ناصر تقوايي براي من نمونه‌ي يک فيلم‌ساز مولف ناکام در سينماي ايران است که با آغاز شلوغي‌ها براي انقلاب و اعتصاب‌هاي کارمندان تلويزيون ملي پروژه‌ي سيزده قسمتي او درباره‌ي نويسندگان معاصر ادبيات ايران در پيش‌توليد متوقف شد و مجموعه‌ي «شوهر آهوخانم» که قرار بود سريال بعدي او باشد از توليد بازماند. بعد از انقلاب، بهروز افخمي، پروژه‌ي «کوچک جنگلي» را از دست او درآورد و همه‌ي عوامل اصلي انتخابي او را اخراج کرد تا خودش کارگردان مجموعه باشد. تقوايي بارها و بارها قصد ساخت فيلم کرده اما يا با ساخت فيلم‌هايش موافقت نشده (پروژه‌ي زندگي دکتر محمد مصدق و پروژه‌اي درباره‌ي تروريسم و اتهاماتي که آمريکا و جهانيان به ايران مي‌زدند) يا در ميانه با کارشکني و دلايل ديگري در نيمه متوقف شده است.


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY