• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 3661
  • بازدید دیروز : 11191
  • بازدید این هفته : 18762
  • بازدید این ماه : 36606
  • بازدید کل : 636478
  • ورودی موتورهای جستجو : 4605
  • تعداد کل مطالب : 215





عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

صد و بیست و هشتمین شماره ماهنامه آزما منتشر شد
بازديد : iconدسته: آرشیو

صد و بیست و هشتمین شماره ماهنامه آزما منتشر شد

صد و بیست و هشتمین شماره ماهنامه آزما با طرح جلدی متفاوت با همیشه منتشر شد.
شماره ۱۲۸ ماهنامه «آزما» با نگاه به افراط‌گرایی در استفاده از نظریات متفکران غربی در زمینه ادبیات گفت و گوهایی دارد با احمد آرام، محمود حسینی زاد، ناصر فکوهی و…
نگاهی به ادبیات کودکان و سرانه مطالعه کتاب در آینده از دیگر مسائلی است که در این شماره آزما به آنها پرداخته شده .


iconادامه مطلب

۵ رمان نامزد جایزه بوکر طلایی شدند
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

برنده برندگان پنج دهه برگزاری جایزه کتاب بوکر از میان ۵ رمان معروف از نویسندگانی چون «هیلاری منتل» و «جورج ساندرز» انتخاب می‌شوند.

به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، به مناسبت پنجاهمین سال برگزاری جایزه کتاب «بوکر» به عنوان مهم‌ترین جایزه ادبیات داستانی بریتانیا، قرار است بهترین برنده این رویداد ادبی در طول تمام ادوار برگزاری به عنوان برنده «بوکر طلایی» انتخاب شود.

هیات داوران ویژه این جایزه، ۵ رمان برنده جایزه بوکر را به نمایندگی از هر دهه انتخاب کردند و در ادامه با رای مردم برنده برندگان جایزه بوکر انتخاب خواهد شد.

«بیمار انگلیسی» نوشته «مایکل اونداتیه» و «تالار گرگ‌ها» نوشته «هیلاری منتل» از رمان‌های معروف، نامزد جایزه بوکر طلایی هستند.

«منتل» نویسنده مطرح انگلیسی و نخستین زن برنده‌ دو جایزه بوکر در سال ۲۰۰۹ با رمان «تالار گرگ‌ها» موفق به کسب جایزه بوکر شد و «مایکل اونداتیه» نیز برنده سال ۱۹۹۲ این جایزه است.

«در کشور آزاد» از «وی. اس. نایپل» برنده بوکر سال ۱۹۷۱، «ببر ماه» اثر «پنه‌لوپه لایولی» برنده جایزه سال ۱۹۸۷ و «لینکلن در باردو» نوشته «جورح ساندرز» برنده سال ۲۰۱۷ دیگر نامزدهای جایزه برنده برندگان بوکر (بوکر طلایی) هستند.

هر یک از داوران برترین برنده هر دهه را انتخاب کرده‌اند و برنده «بوکر طلایی» از طریق رای مردم در سایت این جایزه ادبی انتخاب می‌شود. برنده نهایی این جایزه روز هشتم جولای در جشنواره ۵۰ سالگی «من بوکر» در مرکز «ساوث بنک» لندن معرفی خواهد شد.

جایزه «من بوکر» که اولین‌بار در سال ۱۹۶۹ برگزار شد، جایزه‌ای است برای بهترین اثر ادبیات داستانی که به زبان انگلیسی نوشته شده است. این جایزه بیش از ۴۰ سال فقط به نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع، انگلیسی‌ها و ایرلندی‌ها تعلق می‌گرفت، اما از سال ۲۰۱۴ با وضع قوانین متفاوت، تمام آثار نوشته‌شده به زبان انگلیسی‌ حق شرکت در آن را پیدا کرده‌اند.

زمانی که تصویب شد نویسندگان آمریکایی هم حق شرکت در این رقابت‌ها را دارند، جنجال‌های زیادی به ‌پا شد و برخی به “آمریکایی” شدن این جایزه اعتراض کردند.

«پل بیتی» و «جورج ساندرز» دو نویسنده آمریکایی هستند که در سال‌های اخیر موفق به کسب این جایزه شده‌اند.

 


iconادامه مطلب

گقت‌وگو با اندرو شان گریر، برنده پولیتزر ۲۰۱۸ باید مراقب باشم متکبر نشوم
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

نقل از گاردین – اندرو شان گریر نویسنده شش رمان است؛ ازجمله کتاب پرفروش «اعترافات مکس تیوولی». ماه گذشته او برای آخرین رمانش «کمتر»، اثری تراژیک-کمیک درباره زندگی، عشق و ناامیدی یک نویسنده ۴۹ ساله برنده جایزه پولیتزر شد.

چند هفته اول بعد از برنده شدن در پولیتزر چطور گذشت؟
تماس‌های زیادی داشتم. در طول ۲۴ ساعت هفت برنده پیشین پولیتزر با من تماس گرفتند. باید مراقب باشم تا متکبر نشوم. هنوز باید کار خرید و غذا دادن به سگ‌ها را انجام بدهم و نمی‌توانم بگویم چون پولیتزر بردم سگ‌ها دیگر نیاز به غذا ندارند. پس سگ‌ها تحت تاثیرم قرار نمی‌گیرند.

«کمتر» اولین رمان کمیک است که برنده پولیتزر شده. آیا رمان‌های کمیک از مد افتاده‌اند؟
در نیویورک تایمز مقاله‌ای می‌خواندم درباره اینکه چطور مد نیاز به این دارد که بیش از این سرشار از شادی باشد. این دقیقا همان احساسی بود که زمان نوشتن «کمتر» داشتم. اینطور نیست که از دنیای وحشتناکی که در آن هستیم خبر نداشته باشم. قضیه این است که من توانستم آن را تاب بیاورم. بنابراین کتابی نوشتم که از پس آن برآمده، اما درباره شادمانی است.

چرا در دنیای ادبیات رمان‌های کمیک کمتر بااهمیت تلقی می‌شوند؟
در امریکا نظر ما درباره رمان عالی امریکایی عمیقا جدی است: ۸۰۰ صفحه از یک مرد سفیدپوست. مردم تصور می‌کنند کمدی از روبه‌رویی با موضوع اجتناب می‌کند، اما کمدی در زمان مناسب مستقیما به موضوع نگاه می‌کند. و وقتی با اساس یک کمیک روراست طرف هستید این را می‌فهمید، زیرا احساس ناراحتی می‌کنید و بعد از طریق این احساس بد رها می‌شوید.

آیا بردن یک جایزه بزرگ رابطه شما با نوشتن را تغییر داده است؟
این قضیه من را تا ساعت سه صبح بیدار نگه می‌دارد، درنتیجه خوشحالم که پرسیدید. اگر زاناکس بخورم نه. تصور می‌کنم به من اعتماد به نفس کافی برای انجام پروژه‌های بعدی بدون نگرانی را می‌دهد. اما من وقتی واقعا مطمئنم چندان خوب نمی‌نویسم. وقتی مضطربم از همیشه بهتر می‌نویسم.

شما دوقلو هستید. این چطور برداشت شما از هویت را شکل داد؟
من عادت داشتم که با یک نفر دیگر در دنیا باشم، درنتیجه وقتی با او نیستم احساس تنهایی بیشتری می‌کنم. عجیب است زیرا ما بسیار شبیه‌ایم، برای همین دیدن کسی که او را یک کپی از خودم می‌دانم به زندگی متفاوتی منجر می‌شود و انتخاب‌های مختلف را چشمگیر می‌کند زیرا باعث می‌شود فکر کنی ما حقیقتا سرنوشتمان را انتخاب می‌کنیم. و فهم این کمی ترسناک است.

کتاب‌های مورد علاقه‌تان در کودکی‌ چه بود؟
هر کتابی که اولش نقشه داشت: می‌فهمی که یک دنیای کامل در این کتاب وجود دارد و تو قرار است به تمام این جاها بروی. این یک احساس مهیج است. من هنوز عاشق نقشه در کتابم.

آیا در یک خانواده اهل کتاب بودید؟
خیلی زیاد. پدر و مادرم در خانواده‌های فقیری در روستای جنوب بزرگ شده بودند و کتاب راه فرارشان بود. آن‌ها هر دو دانشمند شدند که اتفاق عجیبی است. و درنتیجه کتاب‌ها همیشه در خانه ما گران‌بها شمرده می‌شدند.

ژانرهایی هست که هنگام خواندن از آنها اجتناب کنید؟
مثل اکثر نویسنده‌ها من می‌خوانم تا به نوشتنم کمک کنم. و این به این معنی است که چیزهای زیادی هست که دوست دارم اما کمک‌کننده نیستند. رمان‌های گرافیکی فوق‌العاده‌اند اما به من کمک نمی‌کنند، بنابراین آن‌ها را کنار گذاشته‌ام.

نویسنده‌هایی هستند که وقتی به دنبال الهام‌ گرفتن هستید کارهایشان را بخوانید؟
شاید گفتن همچین چیزی برای من که کتابی مثل «کمتر» نوشته‌ام متظاهرانه باشد، اما همیشه پروست. همینطور ناباکوف و سیبالد. برای «کمتر» اغلب فیلیپ راث خواندم، نمی‌توانم بیشتر از یکی بخوانم چون بیش از حد تحریک می‌شوم.

بهترین کتابی که هدیه گرفتید چه بود؟
بهترین دوستم، دیوید فاستر مدام به من کتاب می‌دهد و بهترین آن نسخه خارج از چاپ نمایشنامه‌نویس امریکایی، لیلیان هلمن است. او کتاب دیوانه‌واری به اسم «شاید» نوشته که مرا مسحور کرده است.

چه کتابی را دوست دارید به دیگران هدیه بدهید؟
«خواب بزرگ» یا «خداحافظی طولانی» ریموند چندلر را هدیه می‌دهم. می‌بینی که مردم چقدر دوست دارند کتابخوان باشند اما نمی‌خوانند؟ اگر من به آن‌ها ریموند چندلر بدهم دوباره به آن روال خواندن برمی‌گردند، زیرا بسیار فوق‌العاده‌‌اند و از ادبیات والایی برخوردارند.

چه کتابی الان روی پاتختی‌تان است؟
«دن کیشوت» که برای الان کافی است. سریع می‌گذرد و بامزه است. دارم یک ترجمه مدرن انگلیسی هم می‌خوانم که جالب‌تر از اسپانیایی عتیقه است.

بعد از دن کیشوت چه می‌خوانید؟
احتمالا «ستاره‌ها بر فراز وراکروز» بری گیفورد. حتما خیلی‌ها او را با «از ته دل وحشی» می‌شناسند. او به شیوه ریموند چندلر می‌نویسد اما جنایی. شاید فکر کنید عجیب است که من از این کتاب‌ها می‌خوانم، اما واقعا می‌خوانم. ژانر داستانی در چیزهایی خوب است که نویسنده‌های ادبی در آن خوب نیستند، می‌توانید خیلی چیزها از آنها یاد بگیرید.


iconادامه مطلب

۳۹ جایزه‌ی سهم “ایران” در تمام ادوار کن
بازديد : iconدسته: گزارش

با کسب جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره کن ۲۰۱۸ برای جعفر پناهی، مجموع جوایزی که سینمای ایران و سینماگرانی ایرانی در طول ۷۱ دوره برگزاری کن کسب کرده‌اند به عدد ۳۹ رسید.

به گزارش ایسنا، بی‌تردید همچنان عباس کیارستمی با دریافت نخل طلا در سال ۱۳۷۶ و سه جایزه دیگر،پرافتخارترین سینماگر ایرانی در جشنواره کن است و پس از وی اصغر فرهادی و جعفر پناهی نیز از چهره‌های کارنامه دار سینمای ایران در این رویداد مهم سینمایی هستند.

هفتادویکمین جشنواره فیلم کن در حالی پایان یافت که جعفر پناهی برای فیلم «سه رخ» برنده جایزه بهترین فیلمنامه شد و علی عباسی سینماگر ایرانی نیز برای ساخت فیلم«مرز» محصول مشترک دانمارک و سوئد جایزه بهترین فیلم بخش “نوعی نگاه” این رویداد سینمایی را به خود اختصاص داد تا ۳۹ جایزه سهم فیلم‌ها و سینماگران ایرانی در تمام ادوار برگزاری این رویداد مهم سینمایی باشد.

در زیر مروری بر این جایزه‌ها و دریافت‌کننده‌های آن خواهیم داشت:

اولین دوره جشنواره فیلم کن در روز ۳۰ شهریور ۱۳۲۵ آغاز شد و اولین حضور سینمای ایران با فیلم «کورش کبیر» ساخته مصطفی فرزانه در بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه در سال ۱۳۴۰ شکل گرفت. اما اولین جایزه سینمای ایران در کن با فیلم «طلوع فجر» ساخته مرحوم احمد فاروقی قاجار در بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه و دریافت “جایزه شورای عالی تکنیک” در سال ۱۳۴۳ رقم خورد.

پس از ۲۸ سال، جایزه بعدی سینمای ایران در جشنواره کن و توسط عباس کیارستمی دریافت شد. فیلم سینمایی «زندگی و دیگر هیچ» در بخش نوعی نگاه به نمایش درآمد و اولین جایزه “بهترین فیلم” این بخش و نیز “جایزه روسلینی” را به خود اختصاص داد.

جعفر پناهی در سال ۱۳۷۴ و با فیلم «بادکنک سفید» به پدیده جشنواره کن تبدیل شد و سه جایزه “دوربین طلایی”، “فیپرشی” و جایزه “بهترین فیلم بخش پانزده روز کارگردان‌های” کن را دریافت کرد اما دو سال بعد در سال ۱۳۷۶ مهم‌ترین جایزه سینمای ایران در تاریخ جشنواره کن نصیب سینمای ایران شد و فیلم سینمایی «طعم گیلاس» ساخته عباس کیارستمی نخل طلای جشنواره را به طور مشترک با فیلم «مار ماهی» ساخته «شوهی‌ایمامورا» از ژاپن دریافت داشت.

سمیرا مخملباف در سال ۱۳۷۹ و با فیلم سینمایی «تخته سیاه» موفق به دریافت “جایزه داوران” بخش مسابقه شد و در همان سال، حسن یکتاپناه با فیلم «جمعه» که در بخش نوعی نگاه به نمایش درآمده بود جایزه “دوربین طلایی” جشنواره کن را به طور مشترک با فیلم «زمانی برای مستی اسب‌ها» ساخته بهمن قبادی دریافت کرد که این دومی در بخش پانزده روز کارگردان‌ها به نمایش درآمده و دو جایزه “هنر و تجربه” این بخش و جایزه “فیپرشی” را نیز به خود اختصاص می‌دهد.

محسن مخملباف در سال ۱۳۸۰ با فیلم «سفر قندهار» در بخش مسابقه جشنواره کن حضور یافته و جایزه جنبی “کلیسای جهانی” را دریافت می‌کند.

رضا میرکریمی نیز با فیلم «زیر نور ماه» جایزه بهترین فیلم بخش هفته منتقدان جشنواره را دریافت می‌کند. در سال ۱۳۸۲، سمیرا مخملباف با فیلم «پنج عصر» دو “جایزه هیات داوران” بخش مسابقه رسمی و جایزه جنبی “کلیسای جهانی” و جعفر پناهی با فیلم «طلای سرخ» جایزه هیات داوران بخش نوعی نگاه را دریافت می‌کند.

محسن امیر یوسفی با اولین ساخته بلند خود، «خواب تلخ» تقدیرنامه هیات داوران دوربین طلایی و جایزه “نگاه جوان” بخش پانزده روز کارگردان‌ها را در سال ۱۳۸۳ می‌گیرد. در سال ۱۳۸۶ فیلم «پرسپولیس» ساخته مشترک مرجانه ساتراپی و ونسان‌ پارونو به عنوان محصول آمریکا و فرانسه در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش درآمده و جایزه داوران را دریافت می‌کند.

بهمن قبادی در سال ۱۳۸۸ با فیلم سینمایی «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره!» در بخش نوعی نگاه حضور یافت و جایزه ویژه این بخش و “جایزه فرانسوآ شالیه” را به خود اختصاص می‌دهد.

عباس کیارستمی با فیلم فرانسوی/ایتالیایی «کپی برابر اصل» در بخش مسابقه کن ۱۳۸۹ حضور یافته و «ژولیت بینوش» جایزه بهترین بازیگر زن را برای بازی در این فیلم دریافت کرد.

در سال ۱۳۹۰ سه جایزه کن نصیب سینماگران ایرانی می‌شود. جعفر پناهی جایزه “کالسکه طلایی” بخش پانزده روز کارگردان‌ها را دریافت داشته و محمد رسول اف با فیلم «به امید دیدار» جایزه بهترین کارگردانی بخش نوعی نگاه و “جایزه فرانسوا شالیه” را دریافت می‌کند.

سال ۱۳۹۲ نیز ۴ جایزه به فیلم‌های سینماگران ایرانی اختصاص داده می‌شود. اصغر فرهادی که با فیلم «گذشته» در بخش مسابقه حضور داشت، جایزه بهترین بازیگر زن را با بازی «برنیس‌ بژو » و جایزه “کلیسای جهانی” را دریافت می‌کند.

محمد رسول اف با فیلم «دست نوشته‌ها نمی‌سوزند» نیز جایزه “فیپرشی” را در بخش نوعی نگاه گرفته و آناهیتا قزوینی زاده نیز با فیلم کوتاه «سوزن»، محصول آمریکا، جایزه بهترین فیلم بخش سینه فونداسیون را به خود اختصاص داد.

در سال ۱۳۹۴ فیلم بلند سینمایی «ناهید» ساخته اول آیدا پناهنده جایزه “آینده روشن” در بخش نوعی نگاه را گرفت و در سال ۱۳۹۵، فیلم «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی دو جایزه در بخش اصلی، جایزه بهترین فیلم نامه و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای شهاب حسینی به ارمغان آورد. اما علی احمدی با فیلم کوتاه «در تپه‌ها» محصول انگلستان جایزه دوم بخش سینه فونداسیون را دریافت کرد و آیدا پناهنده نیز جایزه جنبی “زنان در حرکت” را در طی مراسمی دریافت داشت.

سال گذشته و در هفتادومین جشنواره فیلم کن نیز محمد رسول اُف با فیلم «لرد» برنده بخش نوعی نگاه شد.

از ۳۹ جایزه دریافتی سینماگران ایرانی، ۳۸ جایزه در سال‌های بعد از انقلاب و یک جایزه در پیش از انقلاب نصیب سینمای ایران شده است. در این میان، ۳۲ جایزه به مردان سینماگر ایرانی و ۷ جایزه به سینماگران زن ایرانی اعطا شده که بیست درصد کل جوایز را شامل می‌شود با این توضیح که دو جایزه دریافتی سینماگران مرد ایرانی را دو زن بازیگر غیرایرانی، یعنی «ژولیت بینوش» و «برنیس‌بژو» گرفته‌اند.

شش فیلم محصول کشورهای غیر ایرانی و توسط کارگردان‌های ایرانی در جشنواره کن جایزه دریافت کرده‌اند. بخش رسمی جشنواره کن شامل بخش مسابقه فیلم های بلند و کوتاه و نوعی نگاه تاکنون ۲۳ جایزه به سینماگران ایرانی اعطا کرده که شامل ۹ جایزه مسابقه فیلم‌های بلند، ۱ جایزه بخش فیلم‌های کوتاه، ۲ جایزه بخش سینه فونداسیون، ۷ جایزه بخش نوعی نگاه و ۳ جایزه دوربین طلایی بوده که این آخری در مراسم اختتامیه رسمی داده می‌شود اما همه فیلم‌های بلند اول کارگردان‌ها در همه بخش‌های کن را شامل می‌شود که اولین را جعفر پناهی گرفت و پس از وی حسن یکتاپناه و بهمن قبادی آن را به طور مشترک گرفتند و محسن امیر یوسفی اما تقدیرنامه آن را دریافت کرد.

در بخش هفته منتقدان تنها یک بار و با فیلم «زیر نور ماه» رضا میرکریمی، جایزه گرفتیم و در بخش پانزده روز کارگردان‌ها که در اساس غیر رقابتی است اما شماری سازمان‌ها و نهادهای همکار و حامی جایزه‌ای می دهند، ۴ جایزه دریافت کرده‌ایم. اما سینماگران ایرانی ۱۰ جایزه جنبی هم از کن برای سینمای ایران به همراه آورده‌اند که شامل ۳ جایزه فیپرشی، ۳ جایزه کلیسای جهانی، ۳ جایزه فرانس‌وآشالیه و یک جایزه دو سال پیش آیدا پناهنده (جایزه آینده روشن در بخش نوعی نگاه) است.

از میان سینماگران ایرانی، بهمن قبادی و جعفر پناهی با ۶ جایزه بیشترین تعداد جایزه را کسب کرده‌اند و پس از آن عباس کیارستمی و اصغر فرهادی با ۴ جایزه، محمد رسول اف با ۴ جایزه، سمیرا مخملباف با ۳ جایزه، محسن امیر یوسفی و آیدا پناهنده با ۲ جایزه و محسن مخملباف، حسن یکتاپناه، رضا میرکریمی، آناهیتا قزوینی زاده، مرجانه ساتراپی و علی احمدی با یک جایزه قرار دارند.


iconادامه مطلب

فرمالیسم ادبی ما باید ایرانی باشد/ گفت و گو با احمد آرام در صد و بیست و هشتمین شماره ماهنامه آزما
بازديد : iconدسته: گزارش

واقعیت این است که نظریات فوکو و دریدا و دیگران درواقع امر توضیحی و توصیفی بود و نه تجویزی، اما در ایران این نظریات زبان‌شناختی چه‌گونه باید شعر گفت یا قصه نوشت و به همین دلیل نوعی مخاطب گریزی در ادبیات و به ویژه شعر دهه‌ی هفتاد و هشتاد به وجود آمد آیا شما این را قبول دارید ؟

معلوم است که تقلید صرف نمی‌تواند ما را به جایی برساند. در کشوری که هنوز شناخت درستی از مدرنیته نداریم و آقایان زیر عَلَم پسا مدرن سینه می‌زنند، و متأسفم که بگویم بعضی از نویسندگان صاحب نام گاه خود را نویسنده‌ی پسامدرن می‌دانند، این موضوع با خودش آموزه‌های غلطی را باب می‌کند. ادبیات ما در دهه‌ی هفتاد و هشتاد داشت خودش را می‌شناخت و پیدا می‌کرد، که متأسفانه موج فوکویی و دریدایی دامن آن را گرفت. حالا شما وقتی که به آن آثار در زمینه‌ی داستان و شعر نگاه می‌کنید در می‌یابید که همه فاقد اصالت ایرانی هستند، و این نگرش در تآتر ما هم اتفاق افتاده است. ما یا شدیداً مدرن می‌شویم و یا شدیداً بازاری. حد وسطی اگر باشد حال بهم زن است. در حال حاظر به سینمای ایران نگاه کنید، به سینمای گیشه، ببینید چه فجایعی به اسم فیلم سینمایی به خورد مردم می‌دهند. در ادبیات نیز همین اتفاق دارد می‌افتد و بعضی نویسندگان با انتخاب موضوعات آبکی تبدیل به بیزینس من شده‌اند. با هر حیله‌ای کتاب‌هایشان را به تیراژ بالا می‌رسانند به این گمان که می‌توانند با شهرت کاذب ماندگار شوند. خرابی از خود ماست نه فوکو یا دریدا. این که می‌گویید امر توصیفی و توضیحی را با تجویزی اشتباه گرفته‌اند دلیلش همین است.


iconادامه مطلب

چکش حراج بر آثاری از مودلیانی، پیکاسو، مونه و مونک
بازديد : iconدسته: گزارش

حراج ساتبیز نیویورک در روز چهاردهم ماه مه برابر با ۲۴ اردیبهشت ماه آثاری از هنرمندان برجسته قرن بیستم را چکش می‌زند. در این حراج که با عنوان “هنر مدرن و امپرسیونیستی” برپا می‌شود ۴۶ اثر روی میز حراج می‌روند که در این میان نام‌ هنرمندانی نظیر مودلیانی، پیکاسو، کلود مونه و ادوارد مونک به چشم می‌خورد.

سایت ساتبیز در این حراج آثاری از این هنرمندان و همین طور کاری از روفینو تامایو را به عنوان ذی قیمت‌ترین آثار این حراج توصیف کرده است. در حراج ۱۴ مه ساتبیز نیویورک اثری از آمادئو مودلیانی بی هیچ  قیمت گذاری از سوی حراج، اثری از پابلو پیکاسو با قیمت پیشنهادی ۲۵ تا ۳۵ میلیون پوند، کاری از کلود مونه با قیمت پیشنهادی ۱۸ تا ۲۵ میلیون پوند، اثری از ادوارد مونک با قیمت پیشنهادی ۱۰ تا ۱۵ میلیون پوند و اثری از روفینو تامایو با قیمت پیشنهادی ۵ تا ۷ میلیون پوند چکش خواهد خورد.


iconادامه مطلب

ناصر چشم آذر درگذشت
بازديد : iconدسته: گزارش

«ناصر چشم‌آذر» آهنگساز و نوازنده باسابقه موسیقی ایران صبح امروز جمعه ۱۴ اردیبهشت ۹۷ درگذشت

زنده یاد ناصرچشم آذر دهم دی ماه سال ۱۳۲۹ در شهرستان اردبیل متولد شد. او در سایه تعلیمات پدرش استاد اسماعیل چشم آذر مراحل اولیه موسیقی را فراگرفت و در کودکی نیز ساز آکاردئون را انتخاب کرد. این هنرمند در ۱۲ سالگی به‌همراه پدرش وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران می‌شود و در ۱۳ سالگی نیز جایزه ویژه موسیقی را در مقطع دبیرستان به‌خاطر نواختن آکاردئون دریافت کرد.

این هنرمند پس از گذارندن دوره‌های مختلف موسیقایی در کشور آمریکا در محضر استادان به نام موسیقی ایران از جمله مرتضی حنانه و ملیک اصلانیان دوره‌های تکمیلی را نیز سپری کرد. مرحوم چشم آذر از پیشگامان ساز‌های الکترونیک در ایران است که آلبوم ماندگار «باران عشق» یکی از شاهکار‌های اوست.

آهنگسازی چندین اثر سینمایی از جمله «خواهران غریب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «سوپراستار» به کارگردانی تهمینه میلانی، «زن دوم» به کارگردانی سیروس الوند، «قرنطینه» به کارگردانی منوچهر هادی، «تله» به کارگردانی سیروس الوند، «آتش بس» به کارگردانی تهمینه میلانی، «شمعی درباد» به کارگردانی پوران درخشنده، «غزل» به کارگردانی محمدرضا زهتابی، «خواب و بیدار» به کارگردانی مهدی فخیم زاده، «ساقی» به کارگردانی محمدرضا اعلامی، «قارچ سمی» به کارگردانی رسول ملاقلی پور، «دختران انتظار» به کارگردانی رحمان رضایی، «سارای» به کارگردانی یدالله صمدی، «حریف دل» به کارگردانی رضا گنجی، «می خواهم زنده بمانم» به کارگردانی ایرج قادری، «قصه‌های مجید» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «هامون» به کارگردانی داریوش مهرجویی فعالیت‌هایی است که این آهنگساز شناخته شده کشورمان انجام داده است.

آلبوم‌های «شکوفه‌های ایران»، «خواهران غریب»، «شب‌های تهران»، «باران شادی»، «طلوع عشق» و «باران عشق» نیز از جمله آثار صوتی این آهنگساز فقید هستند.

مرحوم چشم آذر  قرار بود اردیبهشت ماه سال جاری کنسرت‌هایی را به تهیه کنندگی رسول ترابی در تالار وحدت تهران برگزار کند.

 


iconادامه مطلب

۳۰ هزار یورو برای نسخه چاپ اول هابیت
بازديد : iconدسته: گزارش ها

۳۰ هزار یورو برای نسخه چاپ اول هابیت

یک نسخه قدیمی از چاپ اول رمان «هابیت» در یک حراجی در شهر دوبلین به قیمت ۳۰ هزار یورو فروخته شد.

به گزارش آیریش‌تایمز‌- یک نسخه نایاب از کتاب «هابیت» نوشته جی.آر.آر تالکین در حراجی شهر دوبلین پایتخت ایرلند به قیمت ۳۰ هزار یورو فروخته شد. تالکین آثاری مانند «ارباب حلقه‌ها» را در کارنامه ادبی خود دارد.

رمان «هابیت» نخستین بار در سال ۱۹۳۷ میلادی با تیراژ بسیار پایین ۱۵۰۰ نسخه چاپ شد. در سال ۲۰۱۵ یک نسخه دیگر از این کتاب در حراجی شهر نیویورک با قیمت ۱۳۷ هزار یورو فروخته شده بود. در سال ۲۰۰۸ نیز یک نسخه دیگر از این کتاب با قیمت ۵۰ هزار یورو به فروش رفت.

در ابن رمان، تالکین هابیت‌ها را موجوداتی کوچک توصیف می‌کند که با قد کوچک لباس‌هایی به رنگ روشن می‌پوشند، کفش به پا نمی‌کنند و پاهایشان پوشیده از موهای ضخیم و مجعد است. از نظر اخلاقی تالکین هابیت‌ها را موجوداتی خوشرو، خوش خوراک و به دور از ماجراجویی توصیف می‌کند.

https://t.me/rozshomar


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY