• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 668
  • بازدید دیروز : 286
  • بازدید این هفته : 2865
  • بازدید این ماه : 11471
  • بازدید کل : 1730464
  • ورودی موتورهای جستجو : 11074
  • تعداد کل مطالب : 2231





عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

محمدرضا شجریان امروز یا فردا مرخص می‌شود

محمدرضا شجریان که چند سالی است به دلیل بیماری بستری است به دلیل وخامت حالش به بیمارستان اعزام شده است با این وجود رییس بیمارستان جم از ترخیص او در آینده نزدیک خبر می‌دهد.

دفتر مجله «توفیق» را هم به لودر می‌سپارند!

دستگاه‌های سنگین را سوار تریلی می‌کنند، تقریبا چیزی در داخل حیاط باقی نمانده، شنیده بودیم تقاطع کوچه بخارا و خیابان صف، یکی از تحریریه‌ها و چاپخانه مجله توفیق قرار دارد و این همان ساختمان است، سر در اصلی نبش کوچه بخارا را با رنگ آبی مشخص کرده‌اند: «شرکت چاپ رنگین»…

با نام و عکس سایه تجارت نکنید!
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

فرزند هوشنگ ابتهاج نسبت به نقل‌قولی منسوب به این شاعر درباره «پر سوم در شاهنامه» واکنش نشان داد و گفت این نوشته جعلی است.


iconادامه مطلب

تقاضای کمک ناشران بریتانیایی از دولت برای گذار از کرونا
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

آمار و ارقام سال گذشته نشان از فروش ۶.۳ میلیارد پوندی کتاب دارد که نسبت به سال ۲۰۱۵ بیست درصد افزایش داشته اما انجمن ناشران می‌گوید برای گذار از همه‌گیری کرونا نیاز به حمایت دولت دارد.


iconادامه مطلب

انتخاب بهترین کتاب جنایی سال ۲۰۲۰ بریتانیا/ شرح یک آدم ربایی برد
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

جایزه نویسندگی جنایی تیکستون با انتخاب کتاب «زنجیر» نوشته آدرین مک‌کینتی بهترین کتاب جنایی سال را برگزید.


iconادامه مطلب

مکان دوسالانه مجسمه‌سازی تهران تغییر کرد
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

انجمن مجسمه سازان ایران با انتشار بیانیه‌ای از تغییر اجباری مکان برگزاری هشتمین بینال مجسمه‌سازی تهران خبر دادند.

به گزارش ایسنا، متن بیانیه منتشر شده به شرح زیر است:

«پس از آغاز مجدد فرایند برگزاری بینال و به دنبال مذاکرات صورت گرفته با مسوولان باغ کتاب وشرکت نوسازی عباس آباد، عدم تمایل مسئولین مذکور و امتناع ایشان نسبت به ادامه همکاری، به دلیل تاخیر زمانی و تداخل برنامه‌های پیش بینی شده، برگزاری در فضای باغ کتاب ممکن نبود و در پی فسخ اجتناب ناپذیر این همکاری، شورای دبیران دوسالانه طی مشورت و تبادل نظر با شورای سیاستگذاری، سایر گزینه‌ها برای جایگزینی محل برگزاری را طرح کردند و جوانب مختلف آن را مورد بررسی قرار دادند. در این بررسی، برای انتخاب محل جدید، توجه به موارد زیر در اولویت اهمیت قرار گرفته است؛ به گونه‌ای که تغییر محل، متناسب با ماهیت کلی، اهداف و ساختارهای تعیین شده دوسالانه و تابع روند پیشین باشد.

وضعیت نامطلوب و همچنین غیر قابل پیش بینی شیوع کرونا ایجاب می‌کند که انتخاب محل برگزاری، منطبق با اصل محافظت از سلامت شرکت کنندگان، برگزارکنندگان و بازدیدکنندگان و نیز منطبق با ضرورت‌های سلامت محیطی در شرایط بحرانی حاضر باشد.
انتخاب محل جدید لزوما می‌بایست تابع توان اجرایی در شرایط شیوع کرونا و توان مالی با هدف پیشبرد دوسالانه و حمایت از هنرمندان باشد.
متناسب با اهداف دوسالانه و فراخوان اعلام شده، مکان انتخابی می‌بایست برخوردار از ظرفیت‌های فضای فرهنگی و نیز فضای همگانی در جهت جذب مخاطبان عام باشد.

با در نظر داشتن اولویت‌های فوق، چندین پیشنهاد از جمله فضای دانشگاه تهران، ساختمان پنج طبقه پارس، تالار وحدت، میدان مشق و فضای دانشگاه هنر، مجموعه برج آزادی و مواردی دیگر مطرح شد و در نهایت با بررسی دقیق جوانب مختلف و پایبندی به ضرورت های ذکر شده، فضای بیرونی تالار وحدت و خیابان استاد شهریار (out door) و طبقه دوم تالار (in door) انتخاب شد و سایر گزینه‌ها به دلیل عدم تامین بخشی از اولویت‌ها رد شدند.»

هشتمین دوسالانه ملی مجسمه سازی از تاریخ ۸ آبان ماه لغایت ۸ دی ماه ۱۳۹۹ در محل ذکر شده برگزار می‌شود.


iconادامه مطلب

حضور هیلاری منتل برای سومین بار در میان نامزدهای جایزه معتبر بوکر
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

نامزدهای اولیه جایزه بوکر سال ۲۰۲۰ اعلام و ۱۳ نویسنده برای به دست آوردن جایزه ۵۰ هزار پوندی با هم رقابت می‌کنند. هیلاری منتل، نویسنده انگلیسی آثار تاریخی برای بار سوم در میان نامزدهای جایزه معتبر بوکر قرار گرفته است.


iconادامه مطلب

هجرت کامو از تباهی زندگی به عظمت عشق
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

حتی اگر کتابی از او نخوانده باشیم، اسمش را شنیده‌ایم. نویسنده فرانسوی که نامش در میان بزرگان فلسفه و ادبیات نیمه قرن بیستم نقش بسته، جایزه نوبل ادبیات را کسب کرد، آزادیخواه و عدالت‌طلب بود و در برابر وقایع سیاسی موضع می‌گرفت؛ اما این بخش از زندگی آلبر کامو، وقتی از تاریکی و سختی زندگی زیرسایه جنگ به عظمت عشق پناه ‌برد، برای ما ناشناخته بود.

روزگار سختی بود، شاید چون همیشه، شاید مانند اکنون و شاید سخت‌تر به باور آنها که تجربه‌اش کرده‌اند. جنگی که جهان را در هم پیچیده بود نه فقط نفس سربازان را در جبهه که نفس قلم به دستان و نویسندگان را هم به شماره انداخته بود؛ آنها که برای نوشتن باید به زیرزمین‌ها پناه می‌بردند. در همین میانه بلا و زیر آسمانی مخاطره‌آمیز، آلبر کامو نویسنده نام‌آشنای آن روز و اسطوره امروز، دور از یار و دیار دلباخته هنرمندی جوان شد و عشقی را تجربه کرد که آن را نوعی «شکوفایی باطنی و هماهنگ» ‌نامید. 

آلبر کامو (۱۹۱۳ تا ۱۹۶۰) نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ۱۹۵۷ در ایران نیز مانند دیگر نقاط دنیا نویسنده مشهوری است؛ چنانکه تنها از یک اثر او یعنی بیگانه در فهرست اطلاعات کتابخانه ملی بیش از ۱۵ ترجمه از مترجمان مختلف از جلال آل‌احمد تا خشایار دیهیمی و امیرجلال الدین اعلم وجود دارد و ناشران فراوانی آثارش را چاپ و بازچاپ کرده و می‌کنند.

آخرین اثر او (اثری مشترک) که نویسنده نسبتا پرکاری در طول حدود چهار دهه فعالیت در بسیاری شاخه‌های ادبی از داستان کوتاه و بلند، نمایشنامه و جستارنویسی و حتی روزنامه‌نگاری بود، نزدیک به هفتاد سال پس از مرگش و در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. این اثر که دربرگیرنده نامه‌های او و ماریا کاسارس (۱۹۲۲ تا ۱۹۹۵) بازیگر تئاتر و سینمای اسپانیایی‌تبار ساکن فرانسه به یکدیگر است توسط کاترین کامو (متولد ۱۹۴۵) دختر کامو ویرایش شده و به شکل کتاب درآمد.

کاترین کامو که مسئول حقوقی آثار ادبی و میراث‌دار معنوی پدرش است؛ یک سال بعد از انتشار این کتاب در گفت وگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز گفت که ویرایش نامه‌ها، ۸۵۶ نامه در مدت رابطه دوازده ساله کامو و کاسارس، بیش از ۱۵ سال زمان برده است.

کتاب که اصل فرانسوی آن به نام مکاتبات Correspondance ۱۹۴۴-۱۹۵۹ اواخر سال ۲۰۱۷ و در یکهزار و ۳۷۲ صفحه به بازار آمد، به انتظار شماری از محققان و کاموشناسان پاسخ داد که از سال‌ها قبل برای انتشار این نامه‌ها در برابر انکار کاترین کامو، اصرار می‌کردند. او نامه‌های پدرش را به کاسارس اسنادی به‌شدت صمیمانه خوانده بود. جای شگفتی نبود که اثر همان سال در فرانسه پرفروش و نقدهایی بر آن نه‌فقط در نشریات چاپی و برخط فرانکوفون؛ بلکه نشریات انگلیسی نوشته شد.  

اولین دفتر از این کتاب تیرماه ۹۸ به همت زهرا خانلو به فارسی و با عنوان خطاب به عشق ترجمه و توسط فرهنگ نشر نو در ۲۶۳ صفحه راهی بازار شد و تاکنون به چاپ پنجم و بیش از پنج هزار نسخه از آن به دست علاقه‌مندان رسیده و چاپ ششم به‌زودی به بازار می‌رسد. خطاب به عشق ترجمه کامل کتاب مکاتبات نیست و به گفته مترجم «از آنجا که حجم کتاب در زبان فارسی زیاد می‌شد و بخش چشمگیری از خوانندگان توانایی خریدش را نمی‌داشتند، این نامه‌نگاری به چهار جلد تقسیم شده است. ص. نه». بنابراین، خطاب به عشق نامه‌های سال‌های ۱۹۴۴ تا آخر سال ۱۹۴۹ را دربرمی‌گیرد و تقریبا یک‌چهارم نامه‌ها در این کتاب به فارسی برگردانده شده است. خانلو این کتاب را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده و پیش از این نیز آثاری از نویسندگان فرانسوی از جمله یاسمینا رضا (نمایشنامه‌نویس فرانسوی ایرانی‌تبار، متولد ۱۹۵۹) نیز از وی به فارسی منتشر شده است.

کتاب دو مقدمه خوب، روان و با اطلاعات کاربردی برای خواننده علاقه‌مند ولی ناآشنا به زندگی شخصی کامو دارد. مقدمه خانلو در مقام مترجم که توضیح داده چرا این اثر را برای ترجمه انتخاب کرده و بعد شیوه کارش، پانویس‌ها و تا حدی چم و خم مطلب را برای خواننده گشوده و مقدمه دوم از کاترین کامو که در مورد زمان و شکل آشنایی کامو و کاسارس می‌نویسد، نثر کاسارس و روحیاتش را تا جایی که از نامه‌ها برمی‌آید توضیح می دهد و دست‌کم مقداری متعجبانه او را می‌ستاید؛ زنی که به جای مادرش از عشق بی‌حساب و دم‌افزون پدرش برخوردار بود.

کی و کجا بود آن نگاه؟

ماریا کاسارس و آلبر کامو اولین بار ژوئن ۱۹۴۴ یکدیگر را در پاریس و هنگام تمرین نمایشنامه‌ای ملاقات می‌کنند، کامو آن هنگام به علت اشغال بخش‌هایی از فرانسه توسط ارتش آلمان نازی از همسرش فرانسین فور (موزیسین و ریاضیدانی از خانواده‌ای متوسط و متولد ۱۹۱۴) دور مانده و از اکتبر ۱۹۴۲ در پاریس تنها زندگی می‌کرد، در همین احوالات دلباخته ماریا می‌شود و همزمان وی را مناسب برای ایفای نقش در نمایشنامه سوءتفاهم می‌بیند که به‌تازگی نوشته بود.

کاسارس بیست‌ویک‌ساله به تازگی کارش را به عنوان هنرپیشه تئاتر آنهم از تابعیتی دیگر در جامعه مدرن و روشنفکرپرور فرانسه شروع کرده بود؛ اما کامو سی‌ساله آن زمان به دلیل انتشار نمایشنامه کالیگولا، افسانه سیزیف، فعالیت روزنامه‌نگاری (مقدمه طاعون، ترجمه رضا سیدحسینی، ص. ۸) و واکنش‌های سیاسی و پیوستن به نهضت مقاومت تا حدی نامی شناخته‌شده بود و از روشنفکران فرانسه به حساب می‌آمد.  

با اینکه کاسارس در کتاب زندگینامه‌ خودنوشتی به نام شهروند افتخاریResidente privilegiada در سال ۱۹۸۱ به زبان اسپانیایی ضمن بیان زندگی‌اش از چهارده‌سالگی در فرانسه در مورد این رابطه نیز نوشته است و شماری از کتاب‌های در مورد زندگی کامو نیز در این مورد مطالبی داشتند (هر چند به این بخش از زندگی کامو در منابع فارسی کمتر توجه شده است)، نامه‌های گردآمده در این اثر مدارکی دست‌اول است که چراغی فروزان بر لایه‌های درونی زندگی این نویسنده معاصر فرانسوی بخشی از تاریخ معاصر این کشور، زندگی نخبگان آن روز جامعه فرانسه و روابط این دو می‌تاباند.  

پرحرفی‌های کامو و جواب‌های کاسارس

کتاب با نامه‌های کامو و از همان تاریخ ژوئن ۱۹۴۴ آغاز می‌شود؛ هر چند نامه‌های اول تاریخ روز و ساعت دقیق ندارند، مشخص است از همان لحظه اولین دیدار و در نخستین جدایی اجباری کامو از کاسارس به دلیل فرار ضروری از پاریس، وی شروع به نامه‌نویسی می‌کند.

این نامه‌ها تا نوامبر (آبان/آذر) همان سال ادامه دارند ولی یکطرفه هستند و فقط نامه‌های کامو را دربرمی‌گیرند، یک نامه در سال ۱۹۴۶ و بعد تا سال ۱۹۴۸ سکوت دو طرف به درخواست کاسارس. گواهی تاریخ و مقدمه‌های کتاب نشان می‌دهد تاریخ دلبستگی آنها چون بسیاری عشق‌نامه‌های دیگر فراز و فرودهای مختلفی از دلباختگی تا دلگیری و وصال و فراق‌های مکرر را در خود دارد که در نامه‌ها به‌خوبی منعکس است. آنگونه که دست‌کم از طرف ماریا این عشق به دلیل متاهل بودن کامو باید در قلب‌های آنها دفن شود، ولی دیدار مجددشان ۴ سال بعد در بلواری در پاریس آتش زیرخاکستر عشق دوسویه را روشن می‌کند و بعد از ۲۵ نامه، نامه بیست و ششم در کتاب از طرف ماریا به اوست به تاریخ ششم اوت ۱۹۴۸ یعنی ۴ سال بعد از اولین دیدار.

نامه‌هایی که شاید در بادی امر برای خواننده عادی و نه مخاطب جدی ادبیات و تاریخ فرانسه، تا حدی خسته‌کننده یا حوصله‌سربر باشند؛ به تدریج جذاب می‌شوند و روایتی داستانی از دو شخصیت اصلی با پاره‌ای شخصیت‌های فرعی از جمله پدر کاسارس می‌یابند که از خلال آن می‌توان کامو جدیدی را یافت؛ او که جایگاهی در ادبیات و جامعه نخبگانی فرانسه دارد اما تنهاست و ناامید از دنیا و می‌نویسد: فارغ از عشقمان، الان بودنت برایم حیاتی‌ست. روحیه‌ام را باخته‌ام. از هر نظر. و این اعترافی‌ست سنگین. (ص. ۲۶)

یا شکایت های کاسارس را از زبان کامو شنید که: هر چند تو روزی با من از بی‌اخلاقی‌ام گفتی و واقعیت داشت. اما همه‌ اینها کجا رفته؟ (ص. ۲۷) یا صدای تو امروز صبح، بالاخره صدای تو! …صدایی که بی‌وقفه برایم تکرار می‌شد با تمام لحن‌ها، حتی همان که راسخ گفت که من باید از تو دوربمانم! (ص. ۳۲) یا وقتی میان درستی یا نادرستی ارتباطش با کاسارس غوطه می‌خورد و می‌نویسد: …اما دیگر سعی خواهم کرد فرانسین را خوشحال کنم. با بیرون ‌آمدن از این ماجرا خودم را از هر لحاظ رو به زوال می‌بینم. (ص. ۳۸).

کامو مانند دیگر عشاق واقعی در این نامه‌ها انحصارجوست و به صراحت حسادت خود را نسبت به کاسارس بیان می‌کند: واقعی‌ترین و غریزی‌ترین آرزویم این است که هیچ مردی بعد از من دستش به تو نخورد. می‌دانم که ممکن نیست. فقط می‌توانم آرزو کنم که این وجود محشرت را هدر ندهی و تنها به کسی بسپری که واقعا شایسته‌اش باشد (همان).

اما بالاخره ماریا می‌نویسد: همه جا تو را می‌خواهم، تمامت را، تمام تمامت را، تو را برای همیشه می‌خواهم. بله، همیشه، و نه که بگویند «اگر…» یا «شاید…» یا «به شرط اینکه…» تو را می‌خواهم، می‌دانم، این نیاز است و من تمام قلبم را، تمام روحم را، تمام خواست و اراده‌ام را و حتی اگر لازم شود تمام بی‌رحمی‌ام را در راه داشتنت خواهم گذاشت (ص. ۱۰۹).

اما فقط سخن از عشق آتشین نیست؛ هر چند سخن اصلی است. برنامه کاری ماریا، اجرای تئاترها، بازی در فیلم‌ها و نمایشنامه‌های رادیویی، اینکه چه کتاب‌هایی می‌خواند و کدام را دوست دارد و کدام را نه، بیماری خاله کامو و سفر او به الجزایر به این دلیل، کنفرانس‌های سال ۱۹۴۹ کامو در آمریکای لاتین و تنبلی چشم دختر کامو (کاترین) و عینک او و تقریبا از همه چیز در زندگی و پیرامون آن دو در این نامه‌ها مطرح می‌شود.   

شیوه کار کردن کامو هم از میان سطور نامه‌هاست که برای مخاطب روایت می‌شود: زندگی اینجا جریانی آرام دارد و روزها شبیه هم‌اند. دارم روی نمایشنامه‌ جدیدم کار می‌کنم (طناب، عنوان مناسبی‌ست؟) عکس شخصیت‌هایم را زده‌ام به دیوار. زندگی شان را دوباره خوانده‌ام. چقدر حیرت آورند! (ص. ۶۳) یا اینجا: اصلاحات نقشت را برایت می‌فرستم. فرستاده‌امشان پاریس تا تایپ شوند. در واقع صحنه‌ای اضافه کرده بودم که دورش انداختم. خیلی راحت تمرکزم را گذاشتم بر اینکه صحنه قاضی را با بقیه نمایشنامه تطبیق دهم و از پرسوناژ تو استفاده کردم. (ص. ۸۱).

 پایان و یک سوال بزرگ

از خلال این نامه‌ها می‌توان فهمید با همه صبوری که کاسارس و کامو در بیان این عشق دارند و استمرار تعهدی که کامو نسبت به فرانسین احساس می‌کند و سعی برای انجام وظایفش در زندگی خانوادگی با دو فرزندش دارد، همچنین پذیرش واقعیت این عشق توسط کاسارس، بازهم کامو خود را در میانه‌ای می‌بیند که نه راه پس دارد و نه پیش: وقتی خودم را در بن‌بست می‌دیدم، آرزو می‌کردم که ای کاش عهدی فراتر از این‌ها وجود می‌داشت، نوعی ازدواج مخفیانه که ما را ورای شرایط به‌ هم پیوند می‌داد؛ ازدواجی که در آن هر کدام با پیوندی ستایش‌برانگیز به دیگری وابسته باشد و مدام تقویت شود (ص. ۱۸۵). 

هر چند هنوز همه نامه‌ها به فارسی برگردانده نشده و تا جایی که صفحات موتورهای جست‌وجو اجازه می‌داد ترجمه انگلیسی کاملی هم از این کتاب در دست نیست، از خلال مطالب فرانسه و نقدهای انگلیسی و سرنوشت فرانسین فور می‌توان فهمید وی در بازه‌ای در دهه ۵۰ میلادی به‌شدت دچار رنج‌های روانی می‌شود و حتی یک بار قصد خودکشی دارد که کامو مانع از این کار می‌شود. اینجاست که همان سوال در کمین نشسته از بدو شروع کتاب به ذهن خواننده سرکش و کنجکاو خطور می‌کند که چطور کامو به عنوان یک نویسنده و حتی کنشگر سیاسی و اجتماعی که در برابر رویدادهای زمانه نیز ساکت نمی‌نشست، مدافع برابری، آزادی و اصول اخلاقی بود و حتی با وجود گرایش‌های سوسیالیستی از انقلاب مجارستان در سال ۱۹۵۶ علیه سیاست‌های تحمیلی اتحاد جماهیر شوروی حمایت کرد و به طور کلی ردای روشنفکری بر تن داشت؛ تن به رابطه‌ای می دهد که خواه‌ناخواه حقوق همسرش (یا بخشی از آن) به موجب این رابطه فراموش می‌شود. 

‌او که در مصاحبه‌ای در روزهای پایانی عمر کوتاه خود گفته بود: در روابط خصوصی خود بسیار راحتم. اما جنبه عمومی کارم، که هیچگاه دوست نداشته‌ام، برایم غیرقابل تحمل می‌شود. (دلهره هستی، محمدتقی غیاثی، ص. ۱۷۲) و او که به روایت و شهادت همین دو مصاحبه کتاب‌های خود را نمی‌خواند زیرا می‌خواست کار دیگری انجام دهد و چیز دیگری بنویسد (همان ص. ۱۸۴) شاید وقت دوباره خوانی کتاب زندگی خود را نیز نداشت.  هر چند خود از رویداد عاشقی کاسارس به عنوان بازشناخت زندگی یاد می‌کند: زندگی را می‌فهمم و می‌دانم کجاهاست. فکر می‌کنم که زندگی را بازشناختم؛ اولین روزی که در لباس دردر حرف می‌زدی. بالای سر من…(ص. ۱۹)

در پایان خواندن خطاب به عشق با همه سوالاتی که در ذهن ایجاد می‌کند به سوالات فراوانی نیز پاسخ می‌دهد و برای علاقه‌مندان به ادبیات فرانسه و تاریخ معاصر اروپا مفید و برای همه سرگرم‌کننده و جذاب است؛ به‌ویژه که ترجمه روانی دارد و مترجم آگاهانه در ترجمه نامه‌های کامو به عنوان نویسنده‌ای مطرح از کلمات درست و حتی گاه شاعرانه «وقتی فرق می‌کند که بتوانی بیایی، رغمارغم تمام موانع …ص. ۲۸) استفاده کرده که خوب در متن نشسته‌اند و هر جا اشتباهی در متن نامه کاسارس بوده چه از نظر زبانی یا املایی، به دلیل جلوگیری از سرگشتگی مخاطب فارسی آن را نیاورده ولی لحن نامه‌های کاسارس با لحن نامه‌های کامو متفاوت است و خانلو در انتقال دقیق لحن تا حد زیادی موفق بوده است. 


iconادامه مطلب

این کتابفروشی امید مردم آمریکا در دوران ترامپ شده است
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

بسیاری از نامزدهای ریاست جمهوری از حزب دموکرات و حتی سناتورهای دموکرات کنگره هر کدام یک بار به این کتابفروشی سر زده‌اند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اینک، در شهر منچستر ایالت نیوهمپشایر آمریکا این روزها چشم طرفداران حزب دموکرات برای پیروزی در انتخابات به کتابفروشی بوکری (bookery) دوخته شده است چون این کتابفروشی سال‌ها برای حزب دموکرات تبلیغ کرده است و تقریباً تمام کتاب‌های منتشر شده در آمریکا درباره این حزب در این کتابفروشی وجود دارد.

بسیاری از نامزدهای ریاست جمهوری از حزب دموکرات و حتی سناتورهای دموکرات کنگره هر کدام یک بار به این کتابفروشی سر زده‌اند و به نظر می‌رسد این کتابفروشی تبدیل به یک نماد ایالت نیوهمپشایر برای تبلیغات ریاست جمهوری شده باشد.

جرمی هیچکاک همراه همسرش در سال ۲۰۱۸ این کتابفروشی را با ۱۶ کارمند تاسیس کردند و حالا تبدیل به امید اول نماینده‌های حزب دموکرات برای تبلیغ در این ایالت شده است. این کتابفروش آمریکایی می‌گوید امیدواریم در کنار تبلیغ برای نامزدهای ریاست جمهوری بتوانیم جای خود را در میان علاقمندان به کتاب‌های سیاسی باز کنیم. وی گفت: ما هدف اصلی خود را تبلیغ برای نامزدها نمی‌دانیم چون این مسئله زودگذر است بلکه درصدد توسعه کار خود برای فروش کتاب‌های مستند و سیاسی هستیم.

اولین بار کول رایدل نامزد حزب دموکرات در ایالت نیوهمپشایر در کنگره به این کتابفروشی آمد و با مسئولان آن عکس گرفت. او توانست به کنگره راه پیدا کند. بعد از او الیزابت وارن کافه رستوران این کتابفروشی را برای برگزاری جلسات خود اجاره کرد. حالا به نظر می‌رسد این کتابفروشی امید اول نامزدهای سیاسی ایالت باشد.

در سال‌های گذشته سیاست‌های ترامپ در آمریکا باعث شده بسیاری از مردم شهر منچستر به این کتابفروشی مراجعه کنند و به نظر می‌رسد هرچه قدر ترامپ به مردم آمریکا فشار وارد می‌کند، محبوبیت این کتابفروشی بیشتر می‌شود.


iconادامه مطلب

مهم‌ترین مانع گسترش زبان فارسی در ترکیه عدم دسترسی آسان به منابع فارسی است
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، زبان فارسی را باید زبانی بین‌المللی دانست که اکنون علاوه بر حضور عام در کشورهای افغانستان، ایران و تاجیکستان، در بسیاری از مناطق جهان حضور خاص دارد. از جمله حضور زبان فارسی در شبه‌قاره هند و همچنین گستره جغرافیایی از اروپای شرقی و بوسنی و مجارستان تا ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس تا مناطقی از چین. باتوجه به اهمیت گسترش زبان فارسی در جهان، بویژه کشورهای همسایه، ایبنا به سراغ پروفسور عدنان قره اسماعیل اوغلو، مدیر گروه زبان­‌ها و ادبیات شرقی دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه قیریق‌قلعه و رئیس انجمن تحقیقاتی مولانا در آنکارا رفته و با او گفت‌وگویی داشته ‌است که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید:

لطفا کمی از خودتان بگویید و بفرمایید که چه شد خواندن رشته زبان فارسی را  در دانشگاه انتخاب کردید و چه شد که به این رشته علاقه‌مند شدید و تا مقطع دکترا خواندن این رشته را ادامه دادید؟
در سال ۱۹۵۷ در طرابزون در یکی از خانواده­‌های سنتی و اهل ادب منطقه دریای سیاه شرقی ترکیه به‌دنیا آمدم. از همان دوران کودکی کتاب‌­های موجود در قفسه کتابخانه‌مان که به زبان ترکی عثمانی، عربی و فارسی بود توجه مرا به خود جلب می‌کرد. در همان سال‌­ها مرتب نام گلستان سعدی، مثنوی مولانا و بهارستان جامی را می‌شنیدم و بزرگان در مجالس از آن‌ها مطالبی می‌خواندند و شرح می‌دادند. خانواده‌ام مهم‌ترین تاثیر را در مسیری که انتخاب کرده‌ام، داشتند. همین علایق باعث شد که اولین انتخاب و ترجیح بنده در آزمون سراسری دانشگاه، گروه زبان و ادبیات عرب ـ فارسی بشود. پس از اتمام دوره کارشناسی نیز در زمینه زبان و ادبیات فارسی مشغول یک سری کارها و تحقیقات علمی شدم. در سال ۱۹۷۹ در گروه زبان و ادبیات عرب ـ فارس از دانشکده ادبیات دانشگاه آتاترک فارغ‌التحصیل شده و در سال ۱۹۸۰ به عنوان عضو هیئت علمی پژوهشی گروه زبان و ادبیات فارسی آغاز به کار کردم. در سال ۱۹۸۵ موفق به اخذ مدرک دکترا شده و در سال ۱۹۹۰عنوان استادیاری و در سال ۱۹۹۱ نیز عنوان دانشیاری را از آن خود کردم. همچنین در سال ۱۹۹۷ نیز به مرتبه پروفسوری دست یافتم و از ۱۱ فوریه ۲۰۱۰ تا ۱۰ فوریه ۲۰۱۴ علاوه بر تدریس در رشته زبان و ادبیات فارسی در مقاطع مختلف به عنوان معاون رئیس دانشگاه قیریق‌قلعه نیز مشغول به کار بودم. پس از سال‌­ها خدمت در دانشگاه‌های آتاترک و سلجوق هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه قیریق‌قلعه هستم.

روند شکل‌گیری رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه قیریق قلعه به چه شکل بود؟ چه اقداماتی در خصوص زبان فارسی در این دانشگاه تاکنون انجام شده است و چه برنامه‌ای برای آینده دارید؟
گروه زبان‌ها و ادبیات شرقی دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه قیریق‌قلعه از سال ۱۹۹۲ و همزمان با تأسیس دانشگاه قیریق‌قلعه آغاز به کار کرد. این گروه برای اولین بار در سال تحصیلی ۲۰۰۸- ۲۰۰۹ در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسی شروع به پذیرش دانشجو کرد. در سال تحصیلی ۲۰۱۱-۲۰۱۲ با توجه به تحولات و نیازهای روز، رشته مترجمی زبان فارسی جایگزین رشته فوق شد. رشته مترجمی زبان فارسی دانشگاه قیریق قلعه به عنوان زیر مجموعه بخش زبان­‌ها و ادبیات شرقی دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه قیریق‌قلعه در حال فعالیت است. در سال تحصیلی ۲۰۱۹-۲۰۲۰ صد و بیست دانشجو در مقطع کارشناسیِ این رشته مشغول به تحصیل بودند.

مجموعۀ زبان­‌ها و ادبیات شرقی دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه قیریق‌قلعه علاوه بر رشته زبان و ادبیات عربی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و همچنین مترجمی زبان فارسی (در سطح کشور فقط دانشگاه قیریق قلعه در رشته مترجمی زبان فارسی دانشجو می پذیرد) در مقطع کارشناسی، در رشته زبان و ادبیات فارسی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری نیز دانشجو پرورش می‌دهد. لازم به ذکر است که دانشگاه قیریق‌قلعه با همکاری دانشگاه آنکارا به صورت مشترک در مقطع دکترا دانشجو می‌پذیرد. در سال تحصیلی جاری تعداد ۳۵ دانشجو در مقطع تحصیلات تکمیلی مشغول به تحصیل هستند.

چرا گسترش زبان فارسی در دانشگاه‌های بین‌المللی به خصوص دانشگاه‌های کشور ترکیه اهمیت دارد و چه موانع و مشکلاتی بر سر راه گسترش زبان فارسی در دانشگاه‌های ترکیه وجود دارد؟
ترک‌ها در طول قرن­‌ها علاقه زیادی به زبان فارسی نشان دادند. از قدیم الایام شعر فارسی سرودند و کتاب‌های فارسی نوشتند، همان‌طور که اولین نمونه آن مربوط به دوره سامانی‌هاست. در دوره غزنویان و سلجوقیان این علاقه بیشتر شده و تا آسیای صغیر و آناتولی امتداد یافت. ترکان آناتولی، هم با خواندن کتاب­‌های تاریخی نوشته شده به زبان فارسی و هم با خواندن و بررسی آثار شخصیت­‌های جهانی همچون مولانا، سعدی و حافظ در حال حاضر نیز ارتباط تنگاتنگی با زبان فارسی دارند.

همچنین از آنجایی که زبان فارسی زبان مورد استفاده در کشورهای افغانستان و تاجیکستان و در  رأس کشور دوست و همسایه ایران است، در ترکیه از اهمیت خاصی برخوردار است. در سال‌های اخیر امکانات و فرصت­‌های آموزش فارسی در ترکیه به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. کسانی که مایل به یادگیری زبان فارسی هستند به راحتی می‌توانند در دانشگاه‌­ها، مرکز آموزش زبان فارسی وابسته به سفارت جمهوری اسلامی ایران و کلاس­‌های خصوصی به این خواسته خود دست یابند. به اعتقاد بنده در حال حاضر مهم‌ترین مسئله عدم دسترسی آسان به منابع فارسی و مقرون به صرفه نبودن کتاب­‌های نوشته شده به این زبان است.

میزان استقبال از زبان فارسی در ترکیه چگونه است و آیا در سال‌های اخیر بر تعداد کرسی‌های زبان فارسی و اساتید این رشته افزوده شده است یا کاهش یافته است؟ چند استاد بومی و غیربومی در این رشته تدریس می‌کنند؟
در حالت کلی در ترکیه به اندازه کافی از زبان فارسی استقبال می‌شود. اما از آنجایی که علاقه جوانان به زبان و ادبیات کاهش یافته است به طبع تعداد دانشجویان این رشته­‌ها نیز به نسبت گذشته حالت نزولی دارد. از طرف دیگر علاقه افرادی که در رشته­‌های دیگری دانشجو هستند و یا در زمینه­های دیگری مشغول فعالیت هستند رو به افزایش است. در چند سال گذشته، تعداد دانشجویان رشته­‌های زبان و ادبیات فارسی و مترجمی زبان فارسی به میزان قابل توجهی در دانشگاه­‌های ترکیه افزایش یافت و تعداد زیادی از جوانان در این زمینه مشغول به کار شده‌اند. در حال حاضر در این رشته ۱ پروفسور، ۱ دانشیار، ۲ استادیار، ۲ مربی و ۳ عضو پژوهشی مشغول فعالیت هستند و یکی از مدرسین ایرانی‌الاصل است.  

 مردم ترکیه با کدام آثار نویسندگان ایرانی بیشتر ارتباط برقرار می‌کنند؟
در سال­‌های اخیر آثار کلاسیک فارسی مانند مثنوی معنوی، گلستان، دیوان حافظ، منطق‌الطیر و پندنامه و نظایر آن­ها مکررا به ترکی ترجمه شده است. اخیرا علاقه مردم ترکيه به کتاب­‌های فارسی بیشتر شده است. علاوه بر آثار کلاسیک و کتاب‌های قدیمی، بسیاری از آثار و اشعار معاصر فارسی نیز به ترکی ترجمه شده‌ است. ترجمۀ ترکی آثار و اشعار نویسندگان و شاعرانی مانند؛ سهراب سپهری، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، نیما یوشیج، بزرگ علوی، صادق چوبک، جلال آل احمد، صمد بهرنگی، علی شریعتی، مصطفی مستور به صورت کامل یا منتخب در اختیار کتابدوستان و خوانندگان ترکیه قرار گرفته است.

شما چه فعالیت‌های مفید و چه کارهای مهمی در زمینه ایران شناسی و زبان و ادبیات فارسی انجام داده‌اید؟ آیا آثار تالیفی و یا ترجمه‌ای از کتب فارسی به ترکی یا برعکس داشته‌اید؟
بنده سال­‌هاست که در دانشگاه­‌های مختلف ترکیه مانند دانشگاه آتاترک ارزروم، سلجوق قونیه و قیریق قلعه در رشته زبان و ادبیات فارسی تدریس می‌کنم و آرزو دارم که ارتباطات بین دو کشور همیشه روندی رو به بهبود داشته باشد، همچنان که در گذشته نیز چنین بوده است. رشته مترجمی زبان فارسی برای اولین بار در ترکیه با ریاست بنده در دانشگاه قیریق قلعه تشکیل شد. این افتخار را دارم که خدمتگزار ادبیات ترکی و ادبیات فارسی هستم. علاوه بر تدریس در دانشگاه، در آنکارا نیز جلساتی با حضور شهروندان عادی برگزار می‌کنیم. کسانی که آرزو دارند به مولانا و افکار او نزدیک باشند یا فعالیتی در این زمینه داشته باشند در این جلسات حاضر می‌شوند. بنده از سال ۲۰۰۴ تاکنون ریاست انجمن تحقیقاتی مولانا در آنکارا را برعهده دارم. حیطه فعالیت علمی و فرهنگی بنده زبان و ادبیات فارسی، ادبیات کلاسیک ترک و نیز تحقیق در زمینه زندگی و آثار مولانا است.

برخی از کتاب‌های منتشر شده عدنان قره اسماعیل اوغلو از این قرار است :

بررسی اشعار دوره کلاسیک ترکی، آنکارا، ۲۰۰۱، انتشارات آق‌چاغ.
مولانا و مثنوی، آنکارا، ۲۰۰۱، انتشارات آق‌چاغ.
مثنوی معنوی، (متن فارسی؛ به همراه دانشیار دکتر دریا اورس) شهرداری، قونیه ۲۰۰۵؛ چاپ دوم، آنکارا، ۲۰۰۵انتشارات آق‌چاغ.
کتابشناسی مولانا، انتشارات اداره کل فرهنگ و گردشگری قونیه، ۲۰۰۶ (به همراه سعید اوُقوموش و فخرالدین جوشغون‌أر)، چاپ دوم (تفصیلی)، قونیه، ۲۰۱۳.
از دیدگاه مولانا… – انسان و جامعه- ، آنکارا: انتشارات سندیکای خدمت- کار، ۲۰۰۷؛ چاپ دوم، آنکارا، ۲۰۱۱ (انتشارات آق‌چاغ).
آیین‌های شریف قطب النایی عثمان دده، انتشارات اداره کل فرهنگ و گردشگری قونیه، ۲۰۰۸ (به‌همراه تیموچین چئویک اوغلو)
 بهارستان جامی، آنکارا، ۲۰۰۲، انتشارات آق‌چاغ.
گلستان سعدی، آنکارا، ۲۰۰۲، انتشارات آق‌چاغ.
مثنوی مولانا، جلد ۱-۲، آنکارا ۲۰۰۴؛ چاپ دوم، جلد ۱-۳، آنکارا ۲۰۰۷؛ چاپ سوم، آنکارا، ۲۰۰۷، انتشارات آق‌چاغ.
هشتصد بیت از مثنوی، اداره کل فرهنگ و گردشگری قونیه، ۲۰۰۷ (فارسی، ترکی و انگلیسی به همراه استادیار دکتر ارمغان اردوغان)؛ چاپ دوم، آنکارا، ۲۰۱۴ (انتشارات آق‌چاغ).
بوستان سعدی، آنکارا، ۲۰۱۸، انتشارات آق‌چاغ.
متن و تبجمه پند عطار، ۲۰۱۷، انتشارات آق‌چاغ.


iconادامه مطلب

ایران‌شناسی پیش از انقلاب متاثر از فضای سیاسی بود
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

رئیس گروه پژوهش‌های ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران معتقد است: ایران‌شناسی در دهه‌های پیش از انقلاب اسلامی به میزان قابل توجهی متأثر از فضای سیاسی بود و تحت تاثیر فضای ملی‌گرای دوره پهلوی، بیش‌تر در خدمت ایدئولوژی ملی‌گرایی آن رژیم قرار داشت.

علی‌محمد طرفداری، رئیس گروه پژوهش‌های ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در تشریح تاریخچه ایران‌شناسی در جهان گفت: مقوله ایران‌شناسی حدود سه قرن اخیر شکل گرفت و به طور خاص در جهان غرب، اروپا، روسیه و سپس امریکا و کانادا پدید آمد و در ادامه به مناطق شرقی کره زمین و از جمله کشورهای چین و ژاپن نیز تسری پیدا کرد.

رئیس گروه پژوهش‌های ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ادامه داد: ایران‌شناسی در طول قرون اخیر به لحاظ جغرافیایی در نقاط مختلف جهان شکل و قالب مخصوص به خود را گرفته است و ایران‌شناسی که در جهان غرب پدید آمد، به طور کلی محصول یک جریان کلی‌تر تحت عنوان اسلام‌شناسی و شرق‌شناسی بوده است. ایران‌شناسی نیز همچون مصرشناسی، هندشناسی، چین‌شناسی و نظایر آن شعبه‌ای از مطالعات شرق‌شناسی و اسلام‌شناسی است که میراث آن در قالب مطالعات علمی در رشته‌های مختلف تاریخ، جغرافیا، ‌مردم‌شناسی، باستان‌شناسی و غیره به سایر کشورهای جهان انتقال یافته است.  

این امر با تاسیس دولت مدرن در ایران در زمان پهلوی اول و تاسیس مراکز علمی و دانشگاهی مرجعی مانند دانشگاه تهران گسترش یافت که نتایج مطالعات در قالب رشته‌های علمی همزمان با کشورهای مختلف وارد ایران شد و رشته‌هایی همچون تاریخ، جغرافیا، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و غیره را به شکل علمی و در قالب رشته‌ها و دپارتمان‌های دانشگاهی شکل داد.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، رئیس گروه پژوهش‌های ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به تفکیک ایران‌شناسی در ایران به سه حوزه گفت: ایرانشناسی در سه حوزه مختلف در ایران بررسی می‌شود؛ مبحث نخست ایرانگردی و شناخت ایران است که متولی آن وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. مطالعات مربوط به تاریخ فرهنگ و تمدن ایران که به صورت میان‌رشته‌ای تدریس می شود و متولی آن بنیاد ایران‌شناسی است. در آخر هم پژوهش‌های ایران‌شناسی که در قالب مطالعه مراکز و جریان‌های ایران‌شناسی در جهان مطرح می شود که متولی آن سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است.

ایران‌شناسی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی در دو بخش شامل معاونت کتابخانه و اداره‌کل اطلاع‌رسانی و معاونت پژوهشی سازمان پی‌گیری می‌شود. بخش اطلاع‌رسانی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران هر مدرکی که در جهان به هر زبانی درباره ایران تولید شود را گردآوری و طبق معیارهای علم کتابداری دسته‌بندی و نگه‌داری و در نهایت به عنوان مدارک پژوهشی در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد. 

وی افزود: این گروه پژوهشی وظیفه مطالعه درباره حوزه‌های ایران‌شناسی در بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران را بر عهده دارد،ژ و موظف به انجام مطالعات علمی در خصوص فعالیت‌هایی است که در حوزه ایران‌شناسی در سایر کشورهای جهان انجام می‌شوند. بر همین اساس پژوهشگران و اعضای هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی به پژوهش درباره ابعاد گوناگون حوزه‌ها و مراکز و جریان‌های ایران‌شناسی بیرون از ایران، می‌پردازند؛ این امر می‌تواند مطالعه درباره شخصیت‌ها، مراکز و دپارتمان‌ها، مکاتب و سیر تاریخی تحولات ایران‌شناسی و غیره و نتایج این مطالعات و پژوهش‌ها برای جهان ایران‌شناسی خارج از ایران و محققان و پژوهشگران ایرانی قابل اعتنا باشد.

ایرانشناسی خارج از ایران دو شاخه دانشگاهی و سیاسی دارد

طرفداری در ادامه با انتقاد از این که رصد، مطالعه و پژوهش درباره مطالعات ایران‌شناسی خارج از ایران در کشور متولی واحدی ندارد///، اظهار داشت: هر کدام از حوزه‌های ایران‌شناسی اقیانوسی از موضوعات و سوابق گسترده هستند که هم اکنون متولی واحدی برای پی‌گیری و بررسی آن در کشور وجود ندارد، و به نوعی می‌توان گفت این بخش از ایران‌شناسی در کشور مغفول مانده است.

رئیس گروه پژوهش‌های ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران درباره ایران‌شناسی در دوران پیش از انقلاب اسلامی در ایران توضیح داد: ایران‌شناسی در دهه‌های پیش از انقلاب اسلامی به میزان قابل توجهی متأثر از فضای سیاسی بود و تحت تاثیر فضای ملی‌گرای دوره پهلوی، بیش‌تر در خدمت ایدئولوژی ملی‌گرایی آن رژیم قرار داشت.

طرفداری درباره ایران‌شناسی خارج از مرزهای کشور گفت: این حوزه به طور عمده به دو شاخه کلان تبدیل شده که یک شاخه از آن رنگ و بوی دانشگاهی و شاخه دیگر آن رنگ و بوی سیاسی پیدا کرده است؛ بر همین اساس تعدادی از مراکز ایران‌شناسی با رویکرد سیاسی در جهان غرب پدید آمده‌اند که فعالیت آنها مطالعات ایران‌شناسی با محوریت شناخت رویدادهای فعلی ایران به عنوان مثال زندگی و اندیشه‌های مسئولان عالی کشور و مطالعه هدفمند آن است.

در این بخش از مطالعات ایران‌شناسی روش‌های علمی البته نه با هدف توسعه علمی و فرهنگی، بلکه با رویکرد سیاسی بهره برداری می‌شود و این بخش از مطالعات ایران‌شناسی عمدتاً پنهان بوده و نمود رسانه‌ای ندارد. البته دپارتمان‌های ایران‌شناسی علمی با قدمت چند قرن نیز وجود دارند که فعالیت علمی دارند.

طرفداری به فعالیت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به عنوان تنها متولی رصد و پژوهش درباره مطالعات ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی در جهان اشاره کرد و افزود: این سازمان فعالیت‌های خود را در حوزه ایران‌شناسی در ابعاد علمی  بررسی می‌کند که منابع و تولیدات پژوهشی این سازمان در حوزه ایران‌شناسی در اختیار همه پژوهشگران، دانشجویان، اساتید، نویسندگان، فیلمنامه و نمایشنامه‌نویسان، محققان داخلی و خارجی و غیره با رعایت ضوابط و پروتکل‌های تعیین شده قرار می‌گیرند.

وی با اشاره به گستردگی قلمرو ایران‌شناسی از گذشته اظهار داشت: مطالعه درباره ایران از سال‌های بسیار دور در کشورهایی چون انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه، کانادا، امریکا، چین، ژاپن و غیره آغاز شده است و علت این مهم اهمیت ایران‌زمین به عنوان کانون تحولات فرهنگی و تمدنی در جهان و پل بین شرق و غرب است. همچنین ایران همواره سهم برجسته‌ای در فرهنگ و تمدن جهان داشته و ادبیات و تاریخ ممتازی دارد. افزون بر این، به عنوان یکی از سرزمین‌های کلیدی جهان اسلام، طی قرون اخیر برای جهان غرب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. به بیان دیگر ایران به لحاظ جغرافیایی در قلب مشرق‌زمین قرار گرفته و فرهنگ و تمدن غنی و دیرینه‌ای دارد. در کنار این موارد می‌توان گفت ایران بخش عمده‌ای از سرزمین‌های جهان اسلام محسوب می‌شود.

طرفداری در ادامه به دیگر ابعاد گسترده قلمرو ایران‌شناسی در سایرکشورها اشاره کرد: همچنین نخستین انقلاب اسلامی جهان با هدف تشکیل حکومت دینی در ایران رخ داد که موجب به راه افتادن موجی از اسلام‌گرایی در جهان شد، این مساله نیز ضرورت و اهمیت انجام مطالعات ایران‌شناسی از سوی سایر کشورها و به خصوص کشورهای غربی را دو چندان کرد.


iconادامه مطلب

مسعود گلزاری درگذشت
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

مسعود گلزاری، باستان‌شناسِ پیشکسوتی که هم پژوهشگر بود، هم مترجم و هم ایران‌شناس در سن ۸۶ سالگی درگذشت.

اکرم طهماسبی باستان شناس و همکار او در پروژه پژوهش‌های کرمانشاه به ایسنا گفت: دکتر گلزاری شب گذشته – یکشنبه، پنجم مرداد – در بیمارستان شریعتی تهران و به دلیل مشکلات ریوی درگذشت.

به گفته‌ او، هنوز تصمیم قطعی از سوی خانواده این باستان‌شناس پیشکسوت برای مراسم خاکسپاری گرفته نشده است.

مسعود گلزاری در سال ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته‌ باستان‌شناسی در دانشگاه تهران تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد  و از سال ۱۳۳۸ کار تدریس را آغاز کرد و تا سال ۱۳۴۹ در دانش‌سرای تربیت معلم تهران به تدریس پرداخت. از همان زمان با تیم‌های علمی باستان‌شناسی آمریکایی و آلمانی در استان‌های آذربایجان غربی و کرمانشاه همکاری می‌کرد. از سال ۱۳۵۰ به عضویت در هیات علمی گروه باستان‌شناسی و هنر دانشگاه تهران پذیرفته شد و همزمان تحصیل در مقطع دکترا را نیز با گرایش تاریخ پیش از اسلام آغاز کرد.

او از سال ۱۳۵۶ با پایان تحصیلاتش در ایران، به انگلیس رفت و در آنجا به تحصیل، پژوهش و تدریس پرداخت. مسعود گلزاری از سال ۱۳۵۱ هر سال سه ماه به همراه هیات علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه تهران در تپه زاغه‌ قزوین به کاوش می‌پرداخت. علاوه بر این، او نزدیک به ۲۰ سال در منطقه‌ کردستان ایران و استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه به کاوش باستان‌شناختی پرداخت.

گلزاری ۲۱ مهر ۱۳۹۷ در آیین نکوداشت خود در که در سالن همایش‌های موزه ملی ایران برگزار شد، درباره‌ خودش این طور صحبت کرد: «نخست بروشوری برای کرمانشاهان در مؤسسه سحاب در سال ۱۳۴۴ چاپ کردم. از خط رأس اسدآباد تا عراق و از انتهای ایلام تا ماکو رفتم. سنگ‌نوردی کردم، معادن خواندم و مردم‌شناسی کردها را یاد گرفتم که هیچ کردی از من کُردتر نیست.

اسم کتاب من کرمانشاهان است. پژوهش‌های من فقط محدود به کرمانشاه نیست. من می‌توانستم انگلستان بمانم، آمدم به ایران، وارد دانشگاه تهران شدم. اگر دانشجویی سئوال می‌کرد، من جواب می‌دادم، اگر درست جواب نمی‌دادم، خیانت می‌کردم.»

گلزاری در آن جلسه از عزت‌الله نگهبان احسان یارشاطر،‌ حسین بهنام و سیمین دانشور حرف زد و گفت: «من واهمه ندارم بگویم نمی‌دانم. حساسم، انتقادپذیرم و به قول باستانی پاریزی، خودم خودم را شمار می‌کنم. یزدان پاک را سپاس می‌گویم که در سن ۸۴ سالگی همچنان استوارم و از درگاهش خواستارم تا صد هزار فیش و ۲۰ هزار فیش کتابخانه‌ای را به سرانجام برسانم. شادروان دکتر جزنی، مدیر دپارتمان زبان روسی به من کمک کرد که سفرنامه پتروس را خلاصه کنم.»


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY