• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 188
  • بازدید دیروز : 244
  • بازدید این هفته : 18324
  • بازدید این ماه : 181143
  • بازدید کل : 1703796
  • ورودی موتورهای جستجو : 10245
  • تعداد کل مطالب : 1868





عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

محمدرضا شجریان امروز یا فردا مرخص می‌شود

محمدرضا شجریان که چند سالی است به دلیل بیماری بستری است به دلیل وخامت حالش به بیمارستان اعزام شده است با این وجود رییس بیمارستان جم از ترخیص او در آینده نزدیک خبر می‌دهد.

دفتر مجله «توفیق» را هم به لودر می‌سپارند!

دستگاه‌های سنگین را سوار تریلی می‌کنند، تقریبا چیزی در داخل حیاط باقی نمانده، شنیده بودیم تقاطع کوچه بخارا و خیابان صف، یکی از تحریریه‌ها و چاپخانه مجله توفیق قرار دارد و این همان ساختمان است، سر در اصلی نبش کوچه بخارا را با رنگ آبی مشخص کرده‌اند: «شرکت چاپ رنگین»…

نگاهی به چهار شعر منثور در کارنامه‌ اخوان
بازديد : iconدسته: شعر و داستان

بخش اعظم شعرهاي مهدي اخوان ثالث (۱۳۶۹-۱۳۰۷) شاعر برجسته ،را مي‌توان در ذيل دو گروه شعرهاي سنتي (عروض قديم) و شعرهاي نو (عروض نيمايي) طبقه‌بندي کرد با اين همه، بايد به يادآورد که او در شعرهاي سنتي خود، گاه، به وزن‌هاي کم شناخته شده / کم استفاده شده هم روي برده است. علاوه بر اين، از اين گوينده به سبب تعلق خاطرش به موسيقي ايراني، تصنيف‌ها يا تصنيف گونه‌هايي هم باقي مانده است. به طبع، در بخشي از آثار اخير، خروج از عروض قديم ديده مي‌شود. چرا که تصنيف و ترانه‌ ي ايراني نظامي موسيقيايي خاص خود  دارد. همچنين، اخوان ثالث کوشيد تا نوعي شعر هجايي کهن (قبل از اسلام، و آغاز دوره‌ي اسلامي) را با عنوان «خسرواني» در ذيل وزن‌هاي عروضي، اما نه وزن‌هاي متعارف و معمول، احياء کند. اين شعرها که سه سطري / مصراعي / لَتي/ لختي بود، از نگاه او «نوخسرواني» نام گرفت. اين نوع شعر، گاه قافيه داشت و گاه نه:


iconادامه مطلب

قشر روشنفکر از بالا به مردم نگاه می کند
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

کيانوش عياري همواره ثابت کرده کهاز کارگردان هاي متفاوت سينماي ايران است . او حتي عليرغم اين که هم در مصاحبه پيش رو و هم قبلا” اعلام کرده که چندان طرفدار اقتباس سينمايي نيست بهترين برداشت ها  را از کتاب هاي گوناگون در فيلم هاي مختلفي که ساخته و به خصوص از زندگي نامه دکتر قريب در ساخت سريال روزگار غريب کرده است با در اين باره که چرا نقش کتاب در سينماي ما اين قدر کم رنگ است گفتگو کرديم.


iconادامه مطلب

نقل قول‌هایی درباره روشنفکری
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

نظريه‌هايي بسيار بي‌معني و احمقانه وجود دارد که تنها يک روشنفکر مي‌تواند باورشان کند.

اسکار وايلد۲

ترديدي نيست که نبوغ پايدارتر از زيبايي‌ست. به سبب همين حقيقت است که ما اين همه رنج مي‌بريم تا خودمان را بيش از حد آموزش بدهيم. در جنگ وحشيانه براي بقا، ما مي‌خواهيم چيزي را داشته باشيم که بيشتر دوام بياورد و همين است که ذهن‌مان را در اميدي ابلهانه، براي حفظ جايگاه‌مان، از زباله‌ها و حقايق پر مي‌کنيم. انسان، کاملاً مطلع و آگاه که کمال مطلوب دنياي مدرن است و ذهن اين انسان کاملاً آگاه و مطلع چيز وحشتناکي‌ست. مانند يک مغازه ي کهنه فروشي‌ست با انبوهي از اشيا ريز و درشت که قيمت همه آن ­ها بالاتر از ارزش حقيقي‌شان است.

(در  :The Picture of Dorian Gray تصوير دوريان گري)

فردريش نيچه۳


iconادامه مطلب

نیما
بازديد : iconدسته: ادبیات

تا هنگامي که مرد، بزرگ‌ترين افريننده‌اي بود که هنر ايراني در چند صد سال اخير يافته بود. و در آينده، تا هر زمان که هنر زبان و شعر در واحدهاي ملي و جغرافيايي مشخص شود نام او و کار او با نام و کار رودکي و بيهقي و سعدي و حافظ همپا و يک جا خواهد آمد. نيز اگر در آينده بخواهند زبان روزگار ما را بيابند، درک کننده روان ما را بيابند، دريابنده اميد، و ترس ما را و بيننده راه و حرکت انساني ايران عصر تغيير کنوني را بنامند، او را خواهند يافت، او را خواهند نمود، و او را خواهند ناميد.


iconادامه مطلب

بندهایی از مصاحبه با گابریل گارسیا مارکز
بازديد : iconدسته: ادبیات

همه اين در و آن در زدن‌هاي من در پي گارسيا مارکز – يعني مسافرتم از پاريس به بارسلونا و دو هفته در هتلي در کاتولونيا ماندن و تلفن‌هاي دور و نزديک و نامه‌نگاري‌هاي پي در پي از نيويورک به اسپانيا – از وقتي شروع شد که در دومين و آخرين باري که گارسيا مارکز را در بارسلونا ديدم، پرسشنامه‌اي را که با نظر خود او تنظيم کرده بودم به دستش دادم. سنگرگيري گارسيا مارکز در مقابل خبرنگاران شهره‌ي آفاق است و در آن لحظه تنها با مصاحبه‌ي کتبي مي‌شد به تورش انداخت. ضمن نوشيدن چاي، قول داد که ظرف چند روز جواب‌هايش را حاضر کند و حتي پيشنهاد کرد که اگر باز هم بخواهم مي‌توانم سوال‌هاي تازه‌اي بر پايه‌ي جواب‌هايي که داده است طرح کنم و به مصاحبه بيفزايم اما از آن وقت ديگر دستم به دامانش نرسيد. گر چه که قبل از عزيمتم به توسط همسرش برايم پيغام فرستاد که دستنويس آن را برايم خواهد فرستاد  – اما هنوز که هنوز است چيزي به دست من نرسيده است.


iconادامه مطلب

بسته های اعتراضی به نام جنگ
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

محمدرضا اصلاني، فيلمساز است، شاعر است و فارغ‌التحصيل نقاشي و علاقمند به فلسفه و همه‌ي اين‌ها در مجموع از او شخصيتي چند بعدي مي‌سازد که هر بار نشستن و گپ زدن درباره ي هنر و فرهنگ با او لطفي تازه به شيريني شناخت انديشه و نظريه‌اي جديد دارد. و اين گفت‌وگويي است با او درباره ي  جريان‌هاي هنري در نيم قرن گذشته.


iconادامه مطلب

الخاص تصویرگر شیدایی انسان
بازديد : iconدسته: گزارش

به بهانه ی برپایی نمایشگاه آثار هانیبال الخاص

آنچه  در پي مي آيد در واقع نوشتاري نيست که بهرام دبيري نوشته باشد بلکه وقتي به قصد مصاحبه درباره ي الخاص به سراغ او رفتيم او رشته ي سخن را درباره ي استادش به دست گرفت با هم به اين نتيجه رسيديم که اصولا” صوال و جوابي در کار نباشد و متن صحبت هاي او کاملا”چاپ شود.                                                                                                           


iconادامه مطلب

از محمود معتقدي، به بهانه هفتـاد ساله‌گي‌اش
بازديد : iconدسته: شعر و داستان

در کانون ادبی گروه شعر معاصر با او آشنا شدم همیشه ردیف‌های آخر می‌نشیند.در شهر با وسایل عمومی شهری رفت‌وآمد می‌کند و با مردم کوچه و بازار هم‌کلام و هم‌نشین و هم‌دل است و وقتی شعر می‌خواند صدایی دلنشین از جنس صدای شاملو دارد و شاعر و منتقد و معتقدی از نوع مردم امروز است. از روزمره‌گی و تکرار و نیازهای ساختگی و بی‌هویتی گریزان است و در حوزه‌ی شعر وادبیات و هنر مشارکتی چشمگیر دارد. با لطافت طبع و رندی خاص از هرچه او را محدود کند دوری می‌کند.

فارغ از فرم و قالب‌های مرسوم با زبانی امروزی و کاملا هنرمندانه ساختمان شعرش را معماری می‌کند. او به هوشیاری و تجربه‌ای رسیده که محتویات بیانش ارزشی اجتماعی دارد اجتماعی به دور از مرزبندی‌های رایج و متداول. ساختار و محتوی و مضمون شعر او برخاسته از روابط انسان امروز است کلی گویی ندارد و به جوهره‌ی شعر نزدیک شده پایش روی زمین است و زمینی می‌اندیشد از توهم و خیال‌بافی دوراست و برداشت و تجربه‌های درونی خود را بیان می‌کند.

در لحظه زندگی می‌کند و شعرش نیز حاصل برداشت و دریافت یک لحظه از زندگیست و با لطافت خاصی به آن معنا می‌بخشد و حقیقت را در آن جستجو می‌کند. جهان او از سنت‌ها فاصله می‌گیردو همراه با معرفتی به دور از آن‌چه مرسوم است احساسی فراگیر و فراخوان در بیان و بررسی و معنای پدیده‌هایی است که سرچشمه آن شکل واقعی و هستی انسان امروز است.

شعر او در جستجوی تجربیات روزمره هستند و بیانی ساده و قابل فهم بدون هیچ پیچیدگی و بازی‌های زبانی می‌باشد و هر بار خوانش شعر او لذت دیگری دارد.

قدرت انتخاب دارد و خود را محدود به موج و جریان جاری نمی‌کند. به نیازهای انسان و رابطه‌های او می‌پردازد و به روح سرشار از جستجو و پرسش‌های او و این‌گونه آتش خود را می‌افرازد شعر او زمان را تصرف می‌کند و یک آینه یا یک پنجره گشوده است.

برای نگاه‌کردن به رویاها یا واکاوی خویشتن خویش برای ساختن جهانی نو و تازه و نمایان‌ساختن شگفتی‌های پنهان فارغ ازسوختن شمع و پروانه و ذلیل بودن عاشق و معشوق بلکه با زیبایی و ظرافت و خلاقیت به تمام نیازهای آدمی از چشم انسان امروز نگاه می‌کند و شعر را با زندگی معنا می‌بخشد وجهان بدون انسان برای او خالی‌ست و بدون هیچ راز آفرینشی می‌ماند و شعر و هنر را ابزار اصلی آفرینش می‌داند.

عشق-آزادی-آفرینش-صلح-روزهای‌هفته-جهان-طبیعت وانسان و رابطه بین این‌ها جریان اصلی شعراوست. وسعت واژه‌های او طرحی نو صدایی تازه و حرفی جدید را که از زاویه‌ای پنهان در روح انسان معاصر سرچشمه می‌گیرد بیانی متناسب با پرسش‌ها و رویاهای ناشناخته انسان امروز دارد.

محمود معتقدی در مرز هفتاد‌سالگی برای دیدن گذر عمر در هیات یک شاعر هنرمندانه لحظه‌هایی را می‌آفریند که ارزش بودن را در چه‌گونه‌گی آن می‌داند.

 او همراه پنجشنبه‌های ما در کوه است و سپاسگزاریم که وجود این نازنین قوام بیشتری به هستی ما بخشیده پایداری او همواره آرزوی ماست. هفتاد‌سالگی مبارک…

شعر را از کی شروع کردی؟

می‌شود گفت از دوره‌ی دانشگاه. در آن زمان بیشتر به اخوان توجه داشتم که کارهایش حدفاصلی بود بین شعر کلاسیک و شعر نیمایی. بعد با شعر شاعران دیگری آشناتر شدم و شروع کردم به چاپ شعرها در بعضی از جنگ‌های ادبی و مجلات دانشگاهی آن زمان. اما بعد مدتی وقفه در کارم ایجاد شد و البته آزمون و خطاهایی داشتم اما از دهه‌ی‌ هفتاد رفتم به سراغ نقد و به‌طور جدی اولین مجموعه نقدهایم در سال ۷۶ چاپ شد. اولین نقدی که نوشته بودم در سال ۵۶ در کیهان فرهنگی چاپ شده بود که نقدی بود بر یکی از آثار دولت‌آبادی.

به نظر شما آیا شعر امروز ادامه‌ی منطقی شعردهه‌ی ۵۰ است یا با نوعی دگرگونی شعری روبرو هستیم؟

به نظر من شعرهای دهه‌ی شصت و هفتاد و هشتاد ادامه‌ی منطقی همان جریان است. البته به دلیل تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی شاهد دگرگونی‌هایی هستیم که باعث شده شعر هر دهه ویژ‌گی‌های خودش را داشته‌باشد. در دهه‌ی شصت مسئله‌ی جنگ را داریم و پیش‌تر از آن مسایل انقلاب بود و این آغاز یک دوره‌ی آزمون و خط بود که در دهه‌ی هفتاد بیشتر خودش را نشان داد و شاید همین شرایط باعث شد مردم از شعر فاصله بگیرند و ادبیات داستانی بیشتر بتواند خودش را نشان بدهد. ضمن این که رویکرد به شعر کلاسیک و غزل در این دو دهه بیشتر شد و یک حس محتواگرایی در دهه‌ی شصت بر شعر غالب شد در حالی که در دهه‌ی هفتاد با اوج فرم‌گرایی و معناگریزی روبرو هستیم و به نظر من شعر از مسیر اصلی‌اش منحرف شد. و در مجموع یک فضای ملتهب به وجود آمد در حالی که شعر کلاسیک بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفته بود که این وضع تا دهه‌ی هشتاد ادامه داشت و در این دهه ی بود که می‌بینیم عقلانیت غالب می‌شود و شاعران از هنجارستیزی‌های افراطی فاصله می‌گیرند. درواقع دهه‌ی هفتاد شاهد یک نوع شورش و آنارشیسم در عرصه‌ی شعر بودیم.

به نظر می‌رسد در ادامه‌ی همین مسیر، امروز هم با یک بحران شعری روبرو هستیم و کم‌تر اثر قابل اعتنایی در کارشاعران جوان امروز می‌بینیم.

علت به نظر من در چند چیز است یکی این که کارها نقد نمی‌شود و بعد هم مسئله‌ی شبکه‌های مجازی است که یک عده‌ای مرتب در آن شعر صادر می‌کنند، بعد هم مسئله‌ی نشر است. وقتی ناشری پول می‌گیرد و کتاب شعر یک جوان تازه از راه رسیده را چاپ می‌کند و می‌دهد زیر بغلش باعث می‌شود طرف احساس می‌کند که واقعاً شاعر است. بی‌آن‌که شعرش به محک نقد خورده باشد و همین باعث کج‌روی‌های بعدی می‌شود و نتیجه همه‌ی این‌ها بروز بحران مخاطب است.

در دهه‌ی چهل و پنجاه هم، شمار زیادی از جوانان-به‌اصطلاح- شعر می‌گفتند. البته آن‌ها الگوهای بزرگی داشتند مثل اخوان، فروغ، شاملو و دیگران ولی با این حال فقط چند نفر از آن همه تثبیت شدند و مانند شرایط امروز و جایگاه جوانان شاعر را در آینده چه‌گونه می بینید.

آن دو دهه، دهه‌ی غول‌ها بود که الگو بودند اماامروز شرایط فرق می‌کند جوان امروز رغبتی به الگوسازی ندارد و صفحات مجازی ارتباط جمعی باعث شده هرکس هرچه دلش می‌خواهد بگوید و منتشر کند. امروز نوع نگاه به شعر فرق کرده است. هنجارگریزی تا آن‌جا رسیده که عده‌ای شعر را به سخره گرفته‌اند و بدتر این که شاعران جوان امروز به گذشته ادبی اعتنایی ندارند از طرفی ما امروز نقد در هیچ زمینه‌ای نداریم و طبعاً هر اثری که تولید می‌شود اگر با نقد روبرو نشود کم‌تر به جامعه راه پیدا می‌کند. در محافل آکادمیک هم که ادبیات امروز جایی ندارد تا درباره‌ی‌تولیدات ادبی، شعر و ادبیات داستانی امروز صحبت شود به نظر من با این شرایط نباید منتظر اتفاق تازه‌ای بود و برخی «یادداشت‌»‌ها که به اسم «نقد» در نشریات منتشر می‌شود مشکلی را حل نمی‌کند این‌ها یا به نوعی نان قرض دادن است یا تخطئه کردن و این نقد نیست.

شما نقد می‌نویسید چرا، چه ضرورتی برای این کار احساس می‌کنید؟

اول این که علاقه دارم و بیشتر هم در حوزه‌‌ی شعر و داستان می‌نویسم، ضمن این‌ها بعد این را برای خودم وظیفه می‌دانم. ضمن این که وقتی نقدی می‌نویسم لایه‌های بیشتری از اثر برای خودم باز می‌شود. نقد نوشتن وظیفه‌ای است برای روشنگری و در روشنایی خیلی چیزها تغییر می‌کند.


iconادامه مطلب

رسانه‌هاي رسمي هيچ قدرتي ندارند
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

نگاهی بر نقش رسانهها در فرهنگسازی

گفتوگو با علیاکبر قاضیزاده

شقایق عرفینژاد

به نظر می‌رسد روشنفکران ما نسبت به درک مسایل اجتماعی پشت سر مردم قرار دارند و عقب‌تر از آن‌ها حرکت می‌کنند؟ یا بهتر است بگویم، آن‌چه را که در زیر پوست جامعه جاری است به درستی نمی‌بینند.


iconادامه مطلب

این‌جا هــرکس سـاز خـودش را می‌زنــد!
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

عنایت سمیعی معتقد است روشنفکران ما مثل هرجای دنیا وظیفه‌ی خودشان را انجام   می‌دهند و از توده مردم عقب نیستند. ‌پیشینه‌ی فکری ما عرفان است که اصولا ضد تفکر است. او می‌یگوید ما در تاریخ یک خط مکالمه نداریم و در عوض آن‌چه زیاد داریم مناظره است. گفت و گوی ما را با این شاعر و منتقد می‌خوانید.


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت
  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY