• ترازوی قدرت را مساوی کنید/ زنان و سونامی اعتراض علیه توسعه‌ی مردسالاری
  • از ماست که بر ماست / یادداشتی از هوشنگ اعلم سردبیر آزما خطاب به شماری از مدیران مسئول واصحاب رسانه
  • چرا روند رونق کتاب‌های پرفروش متوقف می‌شود؟ / گزارش هنرآنلاین از مسیر پر فراز و فرود کتاب‌های خاص!
  • تحلیل چکناوریان، احتشامی و چمن‌آرا از رویکرد تازه دفتر موسیقی وزارت ارشاد
  • باکتابخوان روسی موسیقی گوش کنید
  • ادبیات ایران نقشه راه جهانی ندارد/ راه جهانی شدن تنها نقد نیست
  • نوبل ادبیات می‌تواند بیش از یک سال معلق شود؟
  • اسکناس‌هایی که به جیب نویسندگان نمی‌رود!
  • احمد پوری: کپی‌رایت به قانون نیاز دارد، نه کدخدامنشی
  • احمد مسجدجامعی درباره تغییر نام خیابان شنگرف به عبدالله انوار: جز استاد انوار کسی را در حوزه شناخت کل آثار ابن سینا نداریم
  • ۵ رمان نامزد جایزه بوکر طلایی شدند
  • گقت‌وگو با اندرو شان گریر، برنده پولیتزر ۲۰۱۸ باید مراقب باشم متکبر نشوم
  • متن کامل صد و سیزدهمین شماره ماهنامه آزما
  • ۳۹ جایزه‌ی سهم “ایران” در تمام ادوار کن
  • صد و بیست و هشتمین شماره ماهنامه آزما منتشر شد
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 709
    • بازدید دیروز : 443
    • بازدید این هفته : 17076
    • بازدید این ماه : 61540
    • بازدید کل : 682843
    • ورودی موتورهای جستجو : 4712
    • تعداد کل مطالب : 225





    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    فهرست نامزدهای جایزه من بوکر حاشیه‌ساز شد
    بازديد : iconدسته: گزارش ها

    ملیت نویسنده تایوانی دردسر شدبه نقل از گاردین، ملیت وو مینگ-یی پس از فشار پکن بر دست‌اندرکاران جایزه بوکر بین‌المللی به عنوان تایوان-چین قید شد.
    این نویسنده که یکی از نامزدهای جایزه من بوکر بین‌المللی است در فهرست نامزدها با ملیت تایوان-چین نام برده شد که اکنون روشن شده با فشار دولت چین این عمل رخ داده است.
    وو مینگ-یی که به فهرست اولیه جایزه من بوکر بین‌المللی راه یافته، در صفحه فیس بوکش به این مساله اشاره کرد و نوشت: گرچه این تنها نخستین گام از اهدای این جایزه است اما من با وجود تغییر ملیتم بسیار افتخار می‌کنم که در این فهرست جای دارم. امیدوارم این رمان بتواند خوانندگان خود را بیابد و آنها بتوانند با تاریخ تایوان و روح آن آشنا شوند.
    دو هفته پس از انتشار اسامی راه یافته به فهرست اولیه رقابت من بوکر بین‌المللی با فشار پکن، دست اندرکاران اهدای جایزه، ملیت این نویسنده را که ابتدا تایوان قید شده بود، در وب سایت جایزه تغییر دادند.
    این نویسنده نوشته است که ملیت وی در این فهرست هیچ تغییری در موقعیت او ایجاد نمی‌کند.
    این کار در وب‌سایت جایزه من بوکر بین‌المللی با اعتراض مخاطبان روبه رو شده و آنها ملیت یک فرد را غیرقابل تغییر دانستند و جایزه را در قبال این رفتار مسئول خواندند.
    دست اندرکاران جایزه بوکر بین المللی نیز نوشتند که این کار را پس از استعلام از وزارت امور خارجه بریتانیا و دفتر منافع مشترک دو کشور کسب کردند که تایوان-چین را درست و رسمی خواند.
    رمان این نویسنده با عنوان «دوچرخه دزدیده شده» درباره یک تعمیرکار دوچرخه است که در جستجوی پدرش است و در عین حال در تاریخ تایوان مدرن تفحص می‌کند.


    iconادامه مطلب

    فروش ۳۶۵ میلیون نسخه کتاب در فرانسه/کاهش فروش در سال ۲۰۱۷ میلادی
    بازديد : iconدسته: گزارش

    به نقل از روزنامه گاردین- بازار کتاب فرانسه در سال‌ گذشته میلادی نتوانست رکود قابل‌توجهی را در فروش کتاب به ثبت برساند اما طبق آماری که در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب پاریس منتشر شد، فروش کتاب در فرانسه در سال ۲۰۱۷  کاهش داشته است.

    بر اساس آمار اعلام شد فرانسوی‌ها در سال ۲۰۱۷ میلادی  ۳۵۶ میلیون نسخه کتاب خریده‌اند که نسبت به سال گذشته کاهشی یک درصدی داشته که ارزش مادی این یک درصد، چیزی حدود چهار میلیارد یورو برآورد شده است.

    فروش کتاب در کشور فرانسه در ماه‌های ژوئیه و دسامبر به اوج خود می‌رسد؛ یک بار در تعطیلات تابستانی و دیگر جشن‌های پایان سال. اما کاهش فروش کتاب در باقی سال در این کشور با انتقاد مواجه شده است. به عنوان مثال در سه ماه نخست سال ۲۰۱۷ میلادی، فروش کتاب کاهش ۸ درصدی داشته است. با این‌همه، کاهش یک درصدی فروش در طی سال گذشته مانع از آن نشده که کتاب‌ها، هم‌چنان هدیه‌ای محبوب نزد فرانسوی‌ها به شمار نیاید.

    کتاب‌های الکترونیکی در فرانسه موجب مرگ کتاب‌های کاغذی نشده است

    چند سال‌ است که آینده نامعلوم کتاب‌های کاغذی به بحث داغ اهالی نشر تبدیل شده است. در سال ۲۰۱۷ میلادی کتاب‌های الکترونیک در فرانسه با ۱۳ میلیون نسخه فروش، رشد ۹ درصدی را ثبت کرد. با این وجود، افزایش چشمگیر کتاب‌های الکترونیک در سال‌های اخیر به این معنا نیست که این کتاب‌ها جای کتاب‌های کاغذی را گرفته‌اند که ۹۵ درصد از فروش کتاب را به خود اختصاص داده‌اند.

    آماری که به تازگی درباره بازار نشر فرانسه در سال ۲۰۱۷ میلادی منتشر شده، نشان می‌دهد که ادبیات عمومی و کتاب‌های کودک ۴۵ درصد از فروش کل کتاب را به خود اختصاص داده‌اند.

    در کنار رمان‌ها، کمیک استریپ‌ها نیز از فروش خوبی برخوردار بوده‌اند؛ به طوری که پرفروش‌ترین کتاب در سال گذشته میلادی در فرانسه، سی‌و هفتمین جلد از مجموعه کمیک‌های استریپ با عنوان «Astérix et la Transitalique» بوده که یک و نیم میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. دیگر کتاب‌های پرفروش فرانسه در سال گذشته به ترتیب کتاب‌های «زندگی دوم تو زمانی شروع می‌شود که بدانی فقط یکی زندگی داشته‌ای» نوشته رافائل ژیوردانو و «کودک گمشده» نوشته النا فرانت بوده‌ است.


    iconادامه مطلب

    ۱۲واقعیت درباره «جنایت و مکافات» داستایفسکی
    بازديد : iconدسته: گزارش

    به نقل از منتال‌فلاس – در رمانی که  فیودور داستایفسکی در سال ۱۸۶۶ میلادی نوشت، یک دانشجو به نام راسکولنیکف مرتکب قتل می‌شود تا تئوری‌اش را مبنی بر اینکه او یک انسان خارق‌العاده است، آزمایش کند. تباهی و عذاب وجدان او پس از این کار و آشفتگی‌های روانی‌اش باعث شده بسیاری «جنایت و مکافات» را یک اثر داستانی عمیقا روانشناختی به حساب بیاورند.

    «جنایت و مکافات» یکی از کلاسیک‌های ادبیات جهان به حساب می‌آید و کمتر کتاب‌دوستی است که آن را نخوانده یا در مورد آن نشنیده باشد. در ادامه ۱۲ واقعیت جالب در مورد این کتاب و نویسنده آن را می‌خوانید:

    ۱- داستایفسکی یک شغل نظامی را رها کرد
    پدر این نویسنده‌، یک جراح بازنشسته با خصوصیات اخلاقی سفت و سخت، ترتیبی داده بود که پسرش به عنوان یک مهندس نظامی آموزش ببیند. با این حال داستایفسکی همواره به سمت ادبیات گوتیک و رمانتیک کشیده می‌شد و دوست داشت بنویسد. با وجود فارغ التحصیلی از آکادمی مهندسی نظامی در سن پترزبورگ در سال ۱۸۳۴ و دست‌یابی به درجه ناوبان دوم، داستایفسکی استعفا داد تا خودش را کاملا وقف مهارتی که داشت کند.

    ۲- کارهای اولیه او به خاطر بینش روان‌شناسانه مورد تحسین قرار گرفتند
    در سال ۱۸۴۶ داستایفسکی اولین رمان کوتاهش «بیچارگان» را منتشر کرد. روایت عشق میان دختر جوان و مرد مسنی که هر دو فقیرند، با نامه‌نگاری با هم در ارتباطند و دختر به ازدواج با خواستگار بی‌ارزش اما پولدارش تن می‌دهد. این داستان فشار روحی طاقت‌فرسای ناشی از فقر را توصیف می‌کند. داستایفسکی یک نسخه از آن را به دوست شاعرش، نیکلای نکراسوف، نشان داد. او به شدت تحت تاثیر عمق و کشش عاطفی کتاب قرار گرفت و فورا آن را نزد ویساریون بلینسکی، منتقد بزرگ ادبیات روسیه برد. بلینسکی داستایفسکی را استعداد بزرگ آینده روسیه خواند.

    ۳- داستایفسکی مدتی را در زندان سپری کرد
    در دوره‌ای که داستایفسکی «بیچارگان» را می‌نوشت، در بحث­‌هایی با دیگر روشنفکران جوان شرکت می‌کرد؛ عمده مباحث مربوط به سوسیالیسم، سیاست و سیستم ارباب-رعیتی روسیه بود که رعایای روستایی را تحت کنترل صاحب زمین نگه می­‌داشت. در سال ۱۹۸۴ داستایفسکی و سایر اعضای گروه مباحثه را به ظن فعالیت انقلابی بازداشت کردند. او چندین ماه­ را در زندان فلاکت‌باری گذراند و نهایتا به میدان اصلی شهر برده شد تا اعدام شود. در آخرین لحظات عفونامه­ آنها از طرف تزار رسید و کاشف به عمل آمد که کل سناریو ،از زندان تا نمایش اعدام، بخشی از مجازاتشان بوده است. این تجربه تاثیر عمیقی بر داستایفسکی داشت؛ اعتقادات عمیق مذهبی در او جانی دوباره گرفت و الهام‌­بخش مباحث اخلاقی مطرح شده در «جنایت و مکافات» شد.

    ۴- «جنایت و مکافات» در ابتدا راوی اول شخص داشت
    داستایفسکی می­‌خواست «جنایت و مکافات» را از زبان اول شخص روایت (و اعتراف) کند. ولی نهایتا راوی را به دانای کل –سوم شخص− تغییر داد که به خواننده اجازه می­‌دهد در روح آسیب‌دیده و زجرکشیده­ شخصیت اصلی کتاب غرق شود.

    ۵- راسکولنیکف،شخصیت اصلی کتاب تنها شخص گرفتار در بی‌­پولی نبود
    داستایفسکی، خالق راسکولنیکف اعتراف کرده که گرفتار اعتیاد به قماربازی بوده، که او را عمدتا مجبور به نوشتن مدام و شتابزده می­‌کرده تا بتواند قروضش را ادا کند. مدت کوتاهی بعد از این‌که «جنایت و مکافات» منتشر شد، داستایفسکی داستان کوتاه شبه زندگینامه‌­ای با عنوان «قمارباز» روانه­ بازار کرد.

    ۶- راسکولنیکف از تبر استفاده کرد، سلاح سنتی دهقانان روس
    بیش از صدسال پیش از این­که پاتریک بیتمن در «روانی آمریکایی» پدیدار شود، راسکولنیکف برای کشتن آلیونا ایوانونای نزولخوار، زن مسن شریر ولی بی­‌دفاع و خواهر جوان نگون­بختش از تبر استفاده کرد. جیمز بیلینگتون، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد در کتابش، «تمثال و تبر» می­‌گوید: «تاریخ تفسیری فرهنگ روسیه متضمن این امر است که تبر نماینده اساسی­‌ترین ابزار در تمدن روسیه است −همان وسیله‌­ای که روسیه با آن بر جنگل فائق آمد و نشان کارگری است. انتخاب سلاح راسکولنیکف نهایتا موجب تمسخرش توسط دهقانان مجرمی شد که با او در سیبری دوران محکومیتشان را می­‌گذراندند، چون راسکولنیکف متفکری تحصیل‌کرده بود، آنها به راسکولنیکوف می­‌گفتند: «تو یک جنتلمنی، نباید با تبر کار کنی؛ تبر به هیچ­‌وجه ابزار کار یک جنتلمن نیست.»

    ۷- نام راسکولنیکف وجه تمایز او بود
    «راسکول» به معنی «انشعاب» و «شقاق» است که اشاره به اختلاف و نهایتا انشعاب کلیسای ارتدکس روسیه در قرن هفدهم دارد. داستایفسکی که یک مسیحی دوآتشه بود نماد­های ارتدکس را به دقت در کتاب‌هایش به کار برد؛ اسم «راسکولنیکف» در همین راستا اسمی درخور بود برای شخصیتی دوگانه که خود را به شکل متفکری حساس و یا دیوانهای تبر به دست آشکار می­کند.

    ۸- راسکولنیکف مجموعه‌­ای متضاد از انگیزه­‌های اخلاقی و غیراخلاقی است
    راسکولنیکف سخاوتمند و قهرمان است، اما در دام ایدئولوژی خود گرفتار می­‌شود. او گرفتار این ایده می­‌شود که می­‌تواند قتل به‌­خصوصی را مرتکب شود و از مجازات اخلاقی مصون بماند؛ چون شرایط مالی‌­ای که حاصل این قتل خواهد بود، به او امکان خواهد داد تا به نوع بشر از طریق استعدادهای برترش منفعت برساند. این‌گونه جرم خشونت‌­بارش را توجیه می‌­کند. در عین حال، در دادگاه همین قتل، جزئیات ماجرای کمکش به هم‌­دانشگاهی مبتلا به سل را می‌­شنویم. وقتی که دانش‌آموز مسلول مرد، راسکولنیکف به پدر فقیر او کمک کرد و وقتی خود پدر مرد، هزینه کفن و دفن او را نیز تقبل کرد.

    ۹- راسکولنیکف محکومیت سنگینی نداشت 
    در اوایل قرن نوزدهم، مجازات‌های بدنی (مانند شلاق زدن با شاخه‌های درخت) برای جنایات جدی معمول بود، اما زمانی که داستایفسکی «جنایت و مکافات» را نوشت جنبشی برای اصلاحات در مجازات در حال جان گرفتن بود. تبعید در سیبری برای چند سال، گاهی اوقات همراه با محکومیت کار سخت، مجازاتی معمول برای قتل عمد شد. محکومیت هشت‌­ساله نه­‌چندان سنگین راسکولنیکف احتمالا تحت­‌تاثیر شخصیت نیکوکاری که از او در دادگاه به نمایش در آمد هم بود. عامل دیگر اعتراف خود او در دادگاه بود که «از آنچه دزدیده بود استفاده‌­ای نکرده» و همچنین این واقعیت که او هنگام جرم از «شرایط روانی غیرمعمولی» رنج می‌­برده.

    ۱۰- بازخورد کتاب توسط منتقدین فقط مثبت نبوده 
    «جنایت و مکافات» که ابتدا در مجلات منتشر شد، بلافاصله توجهات زیادی را به خود جلب کرد. هرچند که تمام توجهات مثبت نبود، از جمله کسانی که کمتر برای این ­کار احترام قائل بودند، دانش آموزان سیاسی رادیکال بودند که ظاهرا احساس می‌کردند رمان تمایلات قهرآمیزی به آنها نسبت داده است. یک منتقد پرسید: «آیا تا به حال حتا یک مورد قتل با انگیزه مالی توسط دانشجویی رخ داده؟»

    ۱۱- داستان ۲۵ فیلم از «جنایت و مکافات» اقتباس شده
    فیلم صامت راسکولنیکف ساخته شده در سال ۱۹۲۳ توسط کارگردان آلمانی رابرت وین (همچنین کارگردان شاهکار اکسپرسیونیستی «کابینه دکتر کالیاری») به عنوان یکی از اولین اقتباس‌­ها از کتاب عرضه شد. فیلم­‌ها و نسخه­‌های تلویزیونی بسیار دیگری نیز از جمله تولیدات آمریکایی، ژاپنی، فنلاندی، هندی، شوروی و بریتانیایی بعد از آن از «جنایت و مکافات» اقتباس کرده‌­اند.

    ۱۲- … اما نه توسط آلفرد هیچکاک 
    نه به این دلیل که هیچکاک «جنایت و مکافات» را پایین‌تر از سطح استعداد و توانایی خویش می‌­دید. جاناتان کو در گاردین از فرانسوا تروفو نقل می‌­کند که یک­‌بار او از هیچکاک پرسید، چرا نسخه‌­ای سینمایی از «جنایت و مکافات» نمی­‌سازید؟ پاسخ هیچکاک این بود: «در کتاب داستایفسکی تعداد بسیار، بسیار زیادی کلمه هست که هر کدام آنها نقش به­‌خصوصی دارند، برای تبدیل بهینه آن­ها به المان­‌های سینمایی که جایگزین لغات باشند، باید فیلمی شش تا ده ساعته ساخته شود، در غیراین­‌صورت نتیجه کار رضایت­‌بخش نخواهد بود»


    iconادامه مطلب

    سالی مبارک، سال عشق و آگاهی است
    بازديد : iconدسته: گزارش

    سالی دیگر گذشت. بد، خیلی بد، اما گذشت. و این شده است بن مایه امید ما ایرانیان. هر بدی و تلخی و رنجی را تاب می‌آوریم به این امید که، این نیز بگذرد و این یعنی تسلیم محض بودن. چاره‌ای هم نیست جز تسلیم. اما در پی این تسلیم دایمی و دل و

    جان و تن به قضا و قدر سپردن است که مدام به حسرتی تلخ می‌گوییم، سال به سال دریغ از پارسال. با این همه باور داریم که انسان به امید زنده است و اگر نبود این امید. تاب تحمل این همه تلخی نبود. باری سال ۹۶ هم گذشت. سالی تلخ، بد و پر از رنج. اما به حکم امید آرزو می‌کنیم سال نو. سال بهروزی باشد. سالی پر از روشنایی و مهربانی. سالی که در آن هیچ سفره‌ای خالی نماند. هیچ انسانی گرفتار چه کنم نشود و هیچ تنی بیمار.

    دلمان می‌خواهد و آرزو می‌کنیم سال ۹۷ سال صلح و دوستی باشد. نه سال کشتار و خون و ستم. دلمان می‌خواهد مردم ما و مردم در همه‌ی دنیا. عشق را و مهربانی را بفهمند و این حقیقت را دریابند که فرصت زیستن کوتاه است، کوتاه‌تر از حد تصور اما در این فرصت کوتاه می‌توان شادمان زیست و به شادمانی نفس کشید اگر عشق را و مهربانی را بشناسیم و کینه و نفرت و حرص را در اعماق سالی که رفت دفن کنیم. و رو به سوی آفتاب آگاهی نماز بگذاریم. و به درستی دریابیم که جهان از آن آگاهان است و بی دانشان را در جهانی که بر بنیان دانستن شکل گرفته است جایی نیست.
    … و امید که چنین باشد و آمدن چنین سالی را جشن بگیریم و بگوییم سال نو و نوروز نیاکانی که جشن آگاهی و آگاه شدن است بر شما مبارک باد.
    هوشنگ اعلم


    iconادامه مطلب

    فصل آزما ویژه نامه ماهنامه فرهنگی هنری آزما منتشر شد
    بازديد : iconدسته: گزارش

    «فصل آزما» عنوان ويژه ‌نامه ‌هايي است که بنا داريم از اين پس در آغاز هر فصل منتشر کنيم. به شرط بودن و ادامه‌ ي حيات.

    اين ويژه‌ نامه ‌ها هر يک دربرگيرنده ‌ي بخشي از همه ي آن چيزي خواهد بود که هنر و ادبيات ناميده ‌اند. از شعر و داستان و نقد تا ميزگرد و گفت و گو و نظرخواهي که طي بيست سال در ماهنامه ‌ي آزما منتشر شده است.

    هدف از انتشار «فصل آزما» نخست گردآوري اين مطالب در مجموعه‌ هايي مشخص و جداگانه است که کار دستيابي و مطالعه ‌ي آن‌ها را براي علاقه ‌مندان آسان  ‌تر مي‌کند. بسيار آسان‌تر از مرور شماره‌هاي مختلف يک مجله در يک دوره‌ي بيست ساله . و مهم‌ تر اين ‌که مي ‌توان هر «فصل آزما» را به عنوان يک کتاب همراه، در هر فرصتي خواند و مجموعه ‌اي تفکيک‌ شده و سامان‌ يافته را در اختيار داشت. و با چنين هدفي است که نخستين جلد از «فصل آزما» را به برگزيده‌اي از داستان ‌هاي ترجمه و ايراني چاپ شده در دوره ‌ي بيست ساله ‌ي آزما اختصاص داديم و اين حکايت هم‌ چنان باقي است. با «فصل آزما» ‌هاي ديگر، با شعر، نقد وگفتگو.


    iconادامه مطلب

    بازتاب «لوور» تهران در پاریس
    بازديد : iconدسته: گزارش

    سایت شبکه خبری «فرانس ۲۴» برپایی نمایشگاه بی‌سابقه «لوور» در تهران را بازتابی از تلاش فرانسه برای احیای مناسبات سنتی با ایران دانست.

     این رسانه معتبر  و دولتی فرانسه برپایی نمایشگاه ۹۰ روزه لوور در تهران را نتیجه دو سال کار از زمان برقرای معاهده تبادل فرهنگی میان ایران و فرانسه می‌داند که در ژانویه ۲۰۱۶ و در شهر پاریس میان «حسن روحانی» و «امانوئل ماکرون» روسای جمهور، دو کشور به امضاء رسید.

    «ژان لوک مارتینس» رئیس موزه لوور که برای افتتاح این نمایشگاه به تهران آمده بود نیز معتقد است: «روابط میان ایران و فرانسه، روابطی قدیمی و عمیق هستند چرا که فرانسوی‌ها پیشگام کاوش‌های باستان‌شناسی در کشور تاریخی ایران بوده‌اند. این نمایشگاه بی‌سابقه در تهران این امکان را برای ما فراهم می‌کند تا پلی میان این روابط شکوه‌مند برقرار کنیم که قدمت آن به قرن ۱۹ میلادی بازمی‌گردد.»

    «جولین کانی» یکی از موزه‌گردانان نمایشگاه موزه لوور در تهران که در زمینه ایران نیز تخصص دارد با اشاره به مناسبات فرهنگی میان ایران و فرانسه گفت: «اولویت فرانسه در اواخر قرن ۱۹ میلادی مسائل فرهنگی بود و در آن زمان تنها کشوری بود که در ایران حفاری‌ها باستان‌شناسی انجام می‌داد و حاکمان ایرانی‌ها که نمی‌خواستند همه چیز را به دست بریتانیایی‌ها و روس‌ها بدهند، مسئولیت بیشتر امور فرهنگی را به فرانسوی‌ها سپردند. در سال‌های پس از انقلاب اسلامی در ایران نیز با توجه به افت شدید محبوبیت بریتانیا، ایالات متحده و روسیه میان ایرانیان؛ فرانسه شهرت و محبوبیت خود را نزد ایرانی‌ها حفظ کرده است.

    یک دیپلمات فرانسوی نیز به «فرانس ۲۴» گفت: «زمانی که بریتانیایی‌ها به دنبال نفت در ایران بودند ما در حال انجام پروژه‌های باستان‌شناسی در ایران بودیم و به همین دلیل روابط ما بر روی مسائل مثبت متمرکز بوده است.»

    صفحه اینستاگرام موزه لوور نیز با اشاره به افتتاح نمایشگاه موزه لوور در تهران، برپایی این نمایشگاه را رویدادی فرهنگی و دیپلماتیک برجسته برای هر دو کشور قلمداد کرد.

    از سویی دیگر نشریه «گاردین» انگلیس نیز در مطلبی که بیشتر با رویکردی سیاسی به موضوع افتتاح نمایشگاه لوور در تهران پراخته است، این نمایشگاه را اولین نمایشگاه بزرگ توسط یک موزه مهم غربی در ایران معرفی کرد که موجب شکوفایی دیپلماس فرهنگی میان ایران و فرانسه می‌شود، گرچه در حال حاضر ایران و اروپا تنش‌هایی در رابطه با مسائل هسته‌ای و امنیتی دارند.

    نمایشگاه موزه لوور در تهران روز دوشنبه (۱۴ اسفند) با حضور، «ژان لودریان» وزیر امور خارجه فرانسه و «ژان لوک مارتینس» رئیس موزه لوور در محل موزه ملی ایران افتتاح شد.

    این نمایشگاه میزبان ۵۶ اثر از موزه لوور است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تابلوهایی از «رامبراند» و مجسمه «ابولهول» ساخته شده از سنگ «بازالت» مربوط به دوره‌ی «فرعون هاکور» و همچنین دو اثر متعلق به فرهنگِ ایرانی یعنی «تبر کتیبه‌دار» از کاوش‌های علمی باستان‌شناسی محوطه‌ چغازنبیل و «شیء برنزی از لرستان» متعلق به بورس اوراق بهادار باقی‌مانده از عصر آهن و با حدود سه‌هزار سال قدمت اشاره کرد.


    iconادامه مطلب

    ابراهیم حقیقی در گفت وگو با آزما/ استاندارد نداریم
    بازديد : iconدسته: گزارش

    در نبود استاندارد و لزوم رعايت حقوق مصرف کننده. اگر مؤسسه ي حمايت از حقوق مصرف کننده يا مؤسسه ي استاندارد يا بانک مرکزي درست عمل ميکرد، هيچ خريداري به هيچ وجه نگران نبود که مثلا لوبيا يا دستمال کاغذي را که از قفسه ي فروشگاه برميدارد. تاريخ مصرف گذشته يا خراب باشد. يا پولش را جاي مطمئن بسپارد.آن چيزي که آرم استاندارد دارد بايد صددرصد به خريدار اطمينان بدهد. اما اينطور نيست و شاهديم که چه کمبودهايي در اين زمينه هست. از اين مقوله بگير تا قيمت هاي بدون منطقي که روي اجناس هست و هيچ نظارتي بر آن وجود ندارد تا آگهي هايي که پر از شعارهاي دروغ چاپ ميشود و نوعي کلاهبرداري است. و همه ي اينها دارند آگهي ميکنند


    iconادامه مطلب

    نویسنده‌ای که استراحت کردن را دوست ندارد / جهان داستانی مریلین رابینسون، نویسنده‌ی آمریکایی برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر
    بازديد : iconدسته: گزارش

    مریلین رابینسون، نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر هفته گذشته با انتشار مجموعه‌ای از مقالاتش بار دیگر در صدر عناوین مجلات معروف دنیا قرار گرفت. به همین بهانه مجله «گاردین» با رابینسون درباره آثارش سخن گفته است.

    به گزارش ایبنا به نقل از گاردین، مریلین رابینسون، داستان‌نویس و مقاله‌نویس آمریکایی یکی از برجسته‌ترین نخبگان کشور آمریکا است که طی ۳۴ سال فقط چهار داستان به بازار کتاب عرضه کرده است؛ «خانه‌داری»، «گیلیاد»، «خانه»، و «لی‌لا» نام چهار داستانی است که رابینسون بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۴ منتشر کرده است.

    رابینسون، ۷۴ سال پیش در ایالت آیداهو به دنیا آمد و حالا در نیویورک سکونت دارد. آخرین اثر او مجموعه مقالاتی تحت عنوان «اینچا چه کار می‌کنیم؟» هفته گذشته منتشر شد و ترس‌های انسان را نشانه گرفته است. به همین بهانه مصاحبه‌ای با مریلین رابینسون انجام داده‌ایم که در زیر می‌آید:

     

    بیشتر نوشته‌های شما خوانندگان را به لذت از استعدادهای انسانی دعوت می‌کند. در مقاله‌ای از شما تحت عنوان «پروردگار» به بی‌میلی عجیب انسان برای خوشحالی از دستاوردهای جامعه اشاره کرده‌اید. آیا شما معتقدید کاهش اعتقاد انسان به خدا برای بشر مشکل‌ساز شده است؟

    بله. مدت‌هاست چنین باوری دارم. نمی‌دانم چرا اما نگرشی منفی درباره دنیای مدرن و به خصوص تکنولوژی وجود دارد. این دیدگاه حسی ترسناک را در میان انسان ایجاد می‌کند و فکر می‌کنند همه چیز در حال نابودی است. باید تلاش کنیم تعادلی در دنیا وجود داشته باشد.

    از آنجا که باوری عمیق به وجود خداوند دارید، آیا فکر می‌کنید آثارتان را کسانی که اعتقادی ویژه به خداوند دارند بهتر درک می‌کنند؟

    معتقد نیستم آثارم مخاطبان خاصی دارد؛ مهم نیست باور داشته باشند یا نه! من می‌نویسم تا هدف خودم را بهتر درک کنم. بیشتر به خودم می‌اندیشم. بیشتر برای کاغد سفیدی که روبه‌روی من است دست به قلم می‌شوم. اعتقاد دارم یک مشکل یا مسئله باید توانایی ارائه خودش را داشته باشد و من باید تلاش کنم آن را حل کنم.

    در حال حاضر چه کتابی می‌خوانید؟

    «مدافع صلح» نوشته مارسیلیو پائودا که پژوهشگری ایتالیایی در قرن چهاردهم بود. در این کتاب ایده‌های مختلفی درباره مدیریت جامعه‌ای که به اصطلاح مدرن فرض می‌شود، آمده است. ما در زمانه کنونی فکر می‌کنیم پیشرفت‌های زیادی داشته‌ایم. با خواندن این کتاب درمی‌یابیم چنین نیست!

    تفریحات‌تان​ چیست؟

    وقتی این سؤال از من پرسیده می‌شود با خود فکر می‌کنم انسان عجیب و غریبی هستم. حقیقت این است که استراحت کردن را دوست ندارم. البته خوشحالم که همه مثل من نیستند زیرا در آن صورت زندگی کردن سخت می‌شود. ماه آینده سخنرانی در دانشگاه کمبریج دارم و الان در حال خواندن تفسیرهای مختلف از انجیل قدیمی هستم تا برای سخنرانی‌ام آماده شوم.

    چینش کتابخانه شخصی‌تان به چه شکل است؟ فکر نمی‌کنم کتاب‌هایتان را بر اساس رنگ طبقه‌بندی کنید.

    خیر! بر اساس رنگ نه! کتاب‌هایم را طبق موضوع طبقه‌بندی می‌کنم. گاهی آثار لاتینم را در یک بخش قرار می‌دهم و زبان برایم اهمیت دارد.

    از میان نویسندگان معاصر کدام را می‌پسندید؟

    استعداد ویژه‌ای در دنبال کردن نویسندگان هم‌عصرم ندارم. البته کار یکی از شاگردان سابقم، پل هاردینگ را دوست دارم.

    آثارتان را اصولاً کجا می‌نویسید و هم‌اکنون در حال نوشتن چه کاری هستید؟

    همیشه یک جا می‌نشینم زیرا به صورت کل عادت نقش مهمی در زندگی من دارد. مبلی بژ دارم که بیشتر اوقات روی آن می‌نشینم و بلند شدن از روی آن واقعاً کار سختی است. همین هفته قرارداد داستانی جدید را امضا کردم اما فقط ۲۵ درصد از آن را نوشته‌ام.

     


    iconادامه مطلب

    داستان چکه های خون اثر جمال میرصادقی
    بازديد : iconدسته: گزارش

    استاد مهربان داستان نویس جمال میرصادقی عزیز همچنان دلش برای داستان فارسی می تپد شاگرد تربیت میکند و مینویسد. داستان چکه های خون در شماره ۱۲۶ ماهنامه آزما به قلم خود ایشان

    بچه که بود، با باباش به زورخانه مي‌رفت و چرخي مي‌زد و ميلي به هوا مي‌انداخت.

    «آدم بايد خودشو بسازه بابا که کسي نتوونه بهش زور بگه.»

    خب، تو دبستان و دبيرستان هر کي به او زور مي‌گفت با يک‌مشت دماغش را خون مي‌انداخت. يکه‌بزن مدرسه بود. هر که مطابق ميلش رفتار نمي‌کرد، مي‌ماليدش. بچه‌هاي مدرسه از او حساب مي‌بردند. کشتي‌گير مدرسه هم بود و در مسابقه‌هاي دبيرستان‌ها مدال مي‌گرفت و آخرسر با نمره‌ي ناپلئوني به کلاس بالاتر مي‌رفت.

    يک‌بار که توي بازارچه به همکلاسي‌اش کاوه، پسر فرهاد خان متلک گفتند، زد دماغ داش بچه‌ي محله را خونين‌ومالين کرد، ارج‌وقربش پيش همه بالا رفت، جز فرهاد خان معلم‌شان که ريزريز نصيحتش کرد.

    «پسر جان، خوب کردي روشو کم کردي نشون دادي اين مدال‌ها که مي‌گيري حقته، غيرت داري.»

    دست روي شانه‌ي او زد.

    «مي‌دوني فايده اين مدال‌ها چيه؟»

    «چيه آقا؟»

    «امروز برات دست مي‌زنن و فردا از مدرسه مي‌اندازنت بيرون. درستو هم بخون پسر جان.»

    دوباره روي شانه‌اش زد.

    «مي‌گم کاوه هوا تو داشته باشه، تو درس‌هات عقب نيفتي.»

    از باشگاه که سراغش آمدند، امتحان آخر سال بود. روزبه گفت:

    «يه وقت خر نشي بري؟ خوب داري پيش مي‌ري پسر.»

    سرش را بالا انداخت.

    «نه فکر‌هامو کردم، نمي‌خوام پيش فرهاد خان شرمنده بشم.»

    رفتند و آمدند.

    «پهلوون ما پا نکش عقب. اين دفعه هم مي‌ري رو کرسي، حريف نداري …»

    «مي‌خوام درس بخونم.»

    «خوب درستم بخون، مي‌دوني مسابقه‌ي جهانيه، تو که همه رو انداختي، نمي‌خواي بري امريکا.»

    سرش را بالا انداخت.

    «مي‌خوام درس بخونم.»

    «فدراسيون رو تو حساب کرده، برات نمره تو مي‌گيريم.»

    «مي‌خوام درس بخونم و خودم نمره بيارم.»

    «خودم درس بخونم، خودم درس بخونم، چي دستت مي‌آد؟ مگه نمي‌خواي به‌جايي برسي؟ ميون همه يکه بشي؟»

    «مي‌خوام درس بخونم»

    داداش‌هاش هم کشتي مي‌گرفتند دو بار هم همراه تيم به خارج رفتند و مدال گرفتند

    باباش غر مي‌زد.

    «خل شدي بچه؟»

    «داداش‌هام حالا کجان؟ تو ميدون.»

    «بچه‌هاي ما درس خون نيستن. کي تو خانواده‌ي ما درس خونده؟ مگه من درس خوندم و بابام درس خوند. داداش‌هات درس خوندن؟ من به سن تو بودم، خودم خرج خودمو در مي‌اورم.»

    چپ‌چپ به او نگاه مي‌کرد:

    «پسره‌ي جعلق، چرا کشتي رو ول کردي؟ تو که همه رو انداخته بودي. داش حبيب مي‌گفت از داداش‌هات خيلي سري، اين دفعه هم مدال طلاي جهاني رو مي‌آري براچي نمي‌خواي بري؟»

    «امتحان آخر ساله، مي‌خوام درس بخونم.»

    باباش اداي اونو دراورد.

    «درس … درس فايده‌اش چيه؟ اون‌هايي که درس خوندن کجا رو گرفتن؟ هميشه هشتشون گرو نهه زندگي اين فرهاد خانو مي‌بينين؟ بنده‌ي خدا هنوز نتونسته يه سر پناهي براي زن و بچه‌هاش داشته باشه.»

    مادرش مي‌گفت: «حالا که عشق به درس داره، بذار بخونه. زمونه عوض شده. اگه داداش‌هاش درس نخوندن، اون هم بايد نخونه؟»

    داييش مي‌گفت: «به داش‌هات نگاه کن، دلت مي‌خواد مثه اون‌ها باشي يا مثه فرهاد خان که همه بهش احترام مي‌ذارن؟»

    متن کامل در صد و بیست و ششمین شماره ماهنامه آزما

     


    iconادامه مطلب

    سایر صفحات سایت
    
    Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY