• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 92
  • بازدید دیروز : 187
  • بازدید این هفته : 2059
  • بازدید این ماه : 7369
  • بازدید کل : 1867293
  • ورودی موتورهای جستجو : 13043
  • تعداد کل مطالب : 3154





عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

ادیبان نقدناپذیر
بازديد : iconدسته: ادبیات

گفتوگو با عنايت سميعي

عنايت سميعي، را بيشتر به واسطه‌ي مقالات نقدش در مجلات ادبي مي‌شناسيم. او متولد ۱۳۲۳ در رشت است و دستي هم در شعر دارد و شاديانه‌ي روز بهتر (برگزيده سروده‌هاي ۲۹ دي ۱۳۸۳ تا ۲۰ فروردين ۱۳۸۴) (آگاه ۱۳۸۴)،
فال قهوه (نشانه ۱۳۸۵) و نشاط ساحل بي‌دريا (آگه ۱۳۸۶) از آثار منتشر شده‌ي اين شاعر و منتقد است. سميعي علاوه‌بر علاقه‌اش به شعر نو بر يک موضوع تأکيد ويژه دارد و آن توجه به ادبيات سنتي و فرهنگ کهن است.

براي آغاز اشاره مي‌فرماييد به سابقه‌ي نقد در ادبيات و فرهنگ ما؟

نقد شاخه‌هاي متعددي دارد. و ممکن است سابقه‌ي بينارشته‌اي داشته باشد. آن‌چه مسلم است ما در سابقه‌ي ادبي و فرهنگي‌مان، نقد ادبي نداشتيم. سابقه‌ي نقد ادبي در يونان و در فلسفه‌ي افلاطون و ارسطو تعريف مي‌شود.


iconادامه مطلب

ظهورغول‌ها امری همیشه ممکن
بازديد : iconدسته: ادبیات

گپوگفتي با مشيت علايي؛ دربارهي ادبيات امروز

  گفتوگو: نادره کاردان

بيش از دو دهه است که کم‌تر نقدي در مورد آثار هنري و ادبي منتشر مي‌شود. شما دليل اين بي‌توجهي به نوشتن نقد را چه مي‌دانيد و آيا نبود نقد سبب افت کمي آثار هنري و ادبي نخواهد بود.

شايد دقيقاً اين‌طور نباشد. منظورم اين است که در اين دوره منتقدها آن‌قدرها هم بي‌کار نبوده‌اند. البته مي‌توان اين را احصا کرد و ديد چه ميزان نقد ادبي و هنري توليد شده است. نکته‌اي که بايد در نظر داشت اين است که حجم قابل توجهي از مطالب انتقادي به صورت ميزگرد، جلسات نقد و بررسي يا در قالب “ري ويو”، يا در فضاي مجازي صورت مي‌گيرد، يعني شيوه‌ي عرضه‌ي نقد متأثر از تحولات رسانه‌اي از ساختار سنتي و مکتوب به اشکال ديگر گرايش پيدا کرده است. علت ديگر، چير‌گي نظريه در اين سال‌ها بوده، که ظاهراً جذابيت بيشتري از نقد دارد. شايد هم منتقدان ما احساس کرده‌اند که بدون داشتن چارچوب نظري نمي‌توان و نبايد به کار نقد پرداخت که در اين صورت تشخيص کاملاً درستي داده‌اند.


iconادامه مطلب

در «نقد»، از همه عقبمانده‌تریم نگاهي به عرصه نقد و نقادي
بازديد : iconدسته: ادبیات

نگاهي به عرصهي نقد و نقادي

در گفتوگو با محمد بقاييماکان

فرزاد گمار

محمد بقايي ماکان از جمله پژوهشگران و نويسندگان حوزه‌ي ادبيات است که طي سال‌ها نوشتن و پژوهش مستمر به بينشي درباره‌ي ادبيات کلاسيک فارسي رسيده است. بينشي مبتني بر سال‌ها تصحيح و تحقيق در آثار شاعران و فارسي زبانان از جمله اقبال لاهوري که همين کار در سال ۲۰۰۵ سبب شد از سوي پرويز مشرف، رئيس جمهور وقت پاکستان نشان عالي فرهنگ و هنر دريافت کند. او هنوز اعتماد زيادي به ادبيات معاصر و شاعران و نويسندگان آن ندارد و تمرکز اصلي او در تأليفاتش بر ادبيات کلاسيک است، به‌طوري که معتقد است،کل جريان روشنفکري ما که اکثرشان نويسنده و شاعر هستند، دچار نوعي از هم پاشيدگي انديشه و ساختار است. در اين گفت‌و‌گو از او درباره‌ي جريان نقد و نقادي در حوزه‌ي ادبيات و شعر و فرهنگ سؤال کرده‌ايم. او معتقد است: “در حوزه‌ي نقد هنر در اين ۷۰-۸۰ سال اخير آشفته‌ترين وضع نقد نسبت به ديگر زمينه‌هاي هنري را شعر فارسي داشته است.


iconادامه مطلب

ما از خودمان واهمه داریم غيبت نقد در حضور شبه نقد
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

ظاهراً غيبت نقد در عرصه‌ي هنر و ادبيات به امري بديهي تبديل شده و انگار نيازي به وجود آن احساس نمي‌شود چرا؟

فکر نمي‌کنم بتوانيم بگوييم ما با “غيبت نقد” به معني مطلق کلمه سروکار داريم.  روزنامه‌ها، مطبوعات و راديو و تلويزيون‌ها امروز عرضه‌کننده‌ي متون و گفتارهايي هستند که مدعي “نقد” هستند؛ يعني اين‌که مي‌توانند متن، اثر يا موضوعي را ارزيابي کرده و درباره‌ي آن اظهار نظر‌هاي روشنگرانه‌اي ارائه دهند. اما اين‌که ما چه چيز را “نقد” بدانيم  و چه چيزي را  خير، يعني اين‌که ارزيابي ما نسبت به  ارزيابي‌ها چيست، داستان ديگري دارد.


iconادامه مطلب

با کلی‌بافی به جایی نمی‌رسیم
بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده

گفتوگو با صفدر تقيزاده

دربارهي  داستان نويسي معاصر

هوشنگ اعلم

صفدر تقي‌زاده را از سال‌هاي جواني مي‌شناختم و با ترجمه‌هاي متعددش از ويل دورانت تا اشتاين بک آشنا بودم. در سال‌هاي دهه‌ي هفتاد هر ماه مطلبي خواندني و نقدي ارزشمند به قلم او در نشريات ادبي آن زمان مي‌خواندم. او هميشه حرفي خواندني و شنيدني براي گفتن داشت. تقي‌زاده اما بعد از يک دوره بيماري چند سالي است که کم‌کار شده و حضورش در مطبوعات و عرصه‌ي نشر کم رنگ. يک روز پنج‌شنبه را به بهانه‌ي گپ و گفتي صميمانه در دفتر مجله با او و همسر مهربانش نشستيم و حرف زديم که حاصلش اين گفت‌وگو است.


iconادامه مطلب

سفر، عبور از محدودهی خویشتن تا شناخت جهان
بازديد : iconدسته: گفت و گو

گفت‌وگو با  پروفسور غلامرضا اعواني

پروفسور غلامرضا اعواني، در سال ۱۳۲۱ در سمنان به دنيا آمد. او طي تحصيل از محضر استادان برجسته‌اي هم چون يحيي مهدوي، سيدحسين نصر، فريد و ايزوتسو بهره برده است. وي در سال ۱۳۴۹ در دانشگاه شهيد بهشتي به تدريس فلسفه مشغول شد و از سال ۱۳۶۳ رياست انجمن حکمت و فلسفه را بر‌عهده گرفت و در سال ۱۳۷۲ استاد ممتاز دانشگاه شهيد بهشتي شد، همچنين در سال۱۳۸۰ در همايش نخست چهره‌هاي ماندگار در عرصه‌ي فرهنگ و علم برگزيده شد. دکتر غلامرضا اعواني تسلط به زبان‌هاي انگليسي، عربي، فرانسوي و همچنين با زبان‌هاي يوناني، لاتين قديم، آلماني آشنايي دارد. پروفسور غلامرضا اعواني، را اهل فلسفه خوب مي‌شناسند. اين مرد عالم فلسفه که تخصص ويژه‌اش در فلسفه‌ي افلاطون و فلسفه‌ي اسلامي است. او دانش‌آموخته دانشگاه آمريکايي بيروت و دانشگاه تهران است، استاد بسياري  از  بزرگان فلسفه‌ي معاصر بوده است. با نزديک شدن به ايام نوروز و سفرهاي اين ايام، با دکتر اعواني درباره‌ي سفر و تاثير آن بر روح انسان صحبت کرديم.


iconادامه مطلب

از کوچی نابهنگام، تا بُعد هنری یک فاجعه
بازديد : iconدسته: سینما

  هيچ کسي جايگزين شخصيتي چون عباس کيارستمي نميشود، شخصيتي که با رفتنش همه را هم موافق کرد، چه آنهايي که سبک و سياق هنري و نگاه کيارستمي را ميپسنديدند چه آنهايي که مخالف آن بودند، بعد از او  همه متفق القول داغدار شدند و به احترامش سخن گفتند، انگار همه ما، ملت ايران يک بدهکاري به اين مرد داشتيم که در مراسم تشييع و ديگر مراسم نشانش داديم و در صدد جبران برآمديم، همه قدر آبرو و احترامي که کيارستمي در سراسر دنيا براي ما خريده است را مي دانيم و قدردان موقعيت و شخصيت خاص او هستيم.


iconادامه مطلب

بگذاریم هرکس کار خودش را بکند
بازديد : iconدسته: شعر و داستان

ديدار و گفتوگو با دکتر جواد مجابي هميشه برايم دلچسب بوده است. ميشود با او دربارهي شعر، داستان، طنز، نقاشي و روزنامهنگاري حرف زد ساعتها و خسته نشد. در ديدار با او ميخواستم دربارهي جايگاه و ارزش شعر در فرهنگ ايراني صحبت کنيم اما دامنه گفتوگو به مسائل ديگر کشيد و بسيار طولانيتر از آنچه ميخواستم شد. بههمين دليل بخشهايي از آن را در اينجا ميخوانيد و بخشهاي ديگر را شمارههاي بعد شايد.


iconادامه مطلب

آزما – متن کامل شصت و دومین شماره ماهنامه آزما
بازديد : iconدسته: آرشیو

در این مطلب فایل مطالب شصت و دومین شماره ماهنامه آزما را برای شما مخاطبین گرامی ماهنامه قرار داده‌ایم

 

مطالب شصت و دومین شماره ماهنامه آزما

گفتگو با حورا یاوری در شماره شصت و دوم ماهنامه آزما

بخشی از مطلب داستان نويسي مدرن ايران نيازي به پدر ندارد در گفت‌وگو با حورا یاوری که در ماهنامه آزما شماره شصت و دوم منتشر شده است. را در زیر می‌خوانیم:

 

دكتر حورا ياوري در عرصه ادبيات ايران و براي علاقمندان و مخاطبان جدي مباحث ادبي و فرهنگي نامي آشناست. ياوري ساكن آمريكاست و ويراستار دانشنامه بزرگ فارسي كه به كمك دانشگاه كلمبيا تهيه مي‌شود. اما هر سال سفري به ايران دارد و در طي اين سفرها مدام از سوی مجامع ادبي و افراد علاقمند براي گفتگو و سخنراني دعوت مي‌شود و هر بار نيز در اين سخنراني‌ها و گفتگوها چهره‌اي جديد از نحوه نگاهي متفاوت، حرفه‌اي و آكادميك به مقوله ادبيات و فرهنگ را نشان مي‌دهدو همين نوع نگاه نيز شايد او را ياري مي‌كند كه بي طرفانه و عالمانه بخواهد و بداند و سخن بگويد.

درباره یاوری

ياوري متولد اراك است اما در تهران بزرگ شده و فارغ التحصيل زبان انگليسي از دانشگاه تهران است او در سال ۱۳۴۶ فوق ليسانس روانشناسي را گرفته در سال‌هاي بعد از انقلاب موفق به دريافت دكتراي روانشناسي اجتماعي از سوربن پاريس شده است و تخصص حرفه‌اي او به دليل علاقه‌اش به ادبيات و روانشناسي، «روانشناسي ادبيات» است و اين تخصص در كتاب «زندگي در آيينه» كه مجموعه مقالاتي در زمينه‌هاي روانشناسي اجتماعي و فرهنگي است به خوبي نمايان است بهار امسال نيز به روال معمول دكتر ياوري سفري به ايران داشت، كه مشتاق بودم گفتگويي با او انجام بدهم اما مشغله بسيار او و كوتاه بودن زمان سفر باعث شد كه گفتگو به فرصتي ديگر و احتمالاً به هنگام سفر ديگري كه اوايل پاييز به ايران خواهد داشت موكول شود.

اما متن سخنراني و گفت و شنود او در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان دانشگاه هنر (دانشكده تئاتر) به لطف دوست عزيز دكتر فريندخت زاهدي در اختيار مجله قرار گرفت كه خواندن پاسخ‌ها و تحليل‌هاي دكتر ياوري در پاسخ به پرسش‌هاي مطرح شده در مورد ادبيات معاصر ايراني ارزشمند است.

 

 

چرا داستان نويسي و داستان نويس ايراني با جامعه جهاني ارتباط برقرار نمي‌كند.

در حالي كه از كشورهاي آفريقايي، هند و ساير كشورهاي شرقي آثاري در سراسر دنيا مطرح مي‌شود و خود ما هم در ايران از آن استقبال مي‌كنيم. به نظر شما دليل اين كه آثار داستاني ايران در جهان مطرح نمي‌شود چيست؟

ياوري: من با اين پرسش خيلي روبرو شده‌ام و در محافل مختلف درباره اين موانع جهاني شدن مي‌شنوم و همه مي‌پرسند كه آيا اين امكان براي نويسنده‌گان ايراني وجود دارد كه آثارشان در كنار آثار «ماركز» يا «هسه» يا ديگراني كه ما مي‌شناسيم قرار بگيرد و مردم ديگري از فرهنگ‌هاي ديگر اين آثار را بخوانند. دلايل متعددي هست. اول از همه اين كه تعداد گوينده‌گان به تکلم کنندگان زبان فارسي عامل مهمي است. اگر ما اين تعداد را در كل كشورهاي جهان در نظر بگيريم مي‌بينيم كه درصد بسيار كمي را تشكيل مي‌دهند. و همين مسئله خود به خود به عنوان يك عامل مؤثر بايد در نظر گرفته شود.

مسئله بعدي اهميت كلي كشورهاي فارسي زبان در عرصه معادلات بين المللي است مثلاً شما مي‌بينيد در مقطعي كه نفت كشورهاي عربي مطرح مي‌شود و بسياري از شركت‌ها براي گرفتن امتيازات مختلف راه مي‌افتند و به سمت اين كشورها مي‌آيند و كشورهايي با سابقه بيش از ۱۶۰ سال در اين زمينه هستند، كه به شدت نسبت به خواندن زبان‌هاي عربي و فارسي و شناخت فرهنگ ايراني و فارسي در اين كشورها گرايش وجود دارد.

ادامه

وقتي اين علايق به وجود آمد دانشجو ها بايد براي كارهاي درسي‌شان با ادبيات كهن ايران بعد هم ادبيات معاصر ايران آشنا بشوند و شروع مي‌كنند به ترجمه اين آثار و اين آثار ترجمه مي‌شود. بسياري از آثار نسل اول نويسنده‌گان ادبيات داستاني مثل هدايت، چوبك، گلشيري و … به زبان‌هاي خارجي ترجمه شده و اما اين كه يك اثر داستاني فارسي توانسته باشد به اندازه يك اثري از مثلاً‌ «بالزاك» به زبان‌هاي خارجي خواننده داشته باشد، خير اين طور نيست، جدا از همه اين عواملي كه گفتم ادبيات كهن ايران است كه فرهيخته‌گان جهان با آن آشناترند مثل حافظ و سعدي و عطار و … نام‌هايي هستند شناخته شده براي همه افراد فرهيخته در بسياري از كشورهاي جهان مثل «ديك ديويس» كه مترجم منطق الطير عطار است. كتابش را يك شركت انتشاراتي تجارتي بزرگ آمريكايي منتشر مي‌كند، و اين كتاب به صورت جيبي هم منتشر شده و فروش بسيار هم دارد.

 

دكتر زاهدي: مي‌خواهم نظرتان را در مورد ادبيات سه دهه اخير و به خصوص شعر ايران بدانم.

ياوري: وقتي به اين سه دهه اخير نگاه مي‌كنيم يكي از مشخصات بسيار بارز آن تعداد زياد نويسنده‌گان خانم است كه حضورشان در صحنه داستان نويسي تحولاتي را به وجود آورده كه مهمترين آن ها شايد وارد شدن فضاي خانه به فضاي داستاني معاصر است و تحولاتي كه درون خانه صورت مي‌گيرد به عنوان نموداري از تحولات بزرگتري كه در خانه بزرگتري كه سرزمين ماست اتفاق مي‌افتد، مثلاً در «طوبي و معناي شب» شهر نوش پارسي پور همه حوادث درون يك خانه مي‌گذرد اگر شهريور ۱۳۲۰ در ايران اتفاق مي‌افتد و نيروهاي سياسي كه گرايش‌هاي شخصي دارند در صحنه اجتماع ديده مي‌شوند، اين‌ها به صورت مستأجر وارد خانه طوبي مي‌شوند يا در مراحل بعد، بعد از انقلاب اسلامي، شما آدم‌هايي را در خانه طوبي مي‌بينيد كه كلاً زمينه مذهبي معتقدي دارند و آثار اين اعتقاد در تحولاتي كه در خانه طوبي اتفاق مي‌افتد ديده مي‌شود.

ادامه پاسخ

«زويا پيرزاد» يا «طاهره علوي» و … و به اين ترتيب نقش بارز و مشخص نويسنده‌گان زن را به وضوح در ادبيات معاصر مي‌توان ديد، و من گمان مي‌كنم كه در خيلي از مواقع نام‌هاي شناخته شده تري به نسبت خيلي از نويسنده‌گان مرد هستند. يكي ديگر ويژه‌گي‌هاي ادبيات اين سه دهه مدرن شدن ساختار روايت است.

به اين معني كه داستان‌هاي سنتي اگر از يك روزي شروع مي‌شوند و مسيري را طي مي‌كنند و ما با قهرمانان در طول زندگي‌شان آشنا مي‌شويم. داستان يك اوجي دارد و بعد هم به انتهايي مي‌رسد كه مشخص است و از نظر زماني قابل پي گيري است. در بسياري از داستان‌هاي معاصر خط روايت مي‌شكند و همان طور كه در بوف كور مي‌بينيم شخصيت‌هاي داستاني جا به جا مي‌شوند. داستان‌هاي آقاي «حميد ياوري» (كه هيچ نسبتي با من ندارد) ولي من چون براي جايزه گلشيري جزو هيئت داوران بودم توفيق خواندن كتابش را پيدا كردم.

 

نحوه مطالعه متن کامل شصت و دومین شماره ماهنامه آزما

با کلیک بر روی سایر مطالب آزما مقاله مورد نظر خود را دانلود کرده و آن را مطالعه کنید.

 


iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت

Copyright © 2013 _ Design by : MrJEY